سفر آرشام و باقی قضایا
این هم یک مدل سرکاری گذاشتن است دیگر!

سفر آرشام و باقی قضایا

نویسنده : آرشام ایرانی

سلام دوستان..
این شاید آخرین پیام من تو ایران باشه!!
من دارم میرم کانادا.. واقعاً دلم خیلی واسه ایران تنگ می‌شه
همه چی سریع اتفاق افتاد خیلی سریع...
برای خودم هم باورش سخته از همه باید دل بکنم
دیگه حرفی ندارم جزء سلامتی و موفقیت شما ....
فدای مهربونیاتون...
.
.
.
اگه بخوام برم خارج اینطوری مطلب بذارم خوبه؟


برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Baran-A
Baran-A
٩١/١٠/٢٣
١
٠
اره عالیه..داشتم باور می کردم...
m_sepehri
m_sepehri
٩١/١٠/٢٣
٢
٠
نه باید یکم حس سوزناکی شو بیشتر کنی.خودمونیما اولش باورم شد.ولی از اون جایی که من آخر مطلبارو همیشه اول میخونم حسش زود پرید!
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩١/١٠/٢٣
١
٠
بهترم میتونی....شما برو من راهنمایت میکنم
H.K.T
H.K.T
٩١/١٠/٢٣
٢
٠
رفتی کانادا یه عکس هم از اون برج پیزاش بگیر دستت درد نکنه ...!
مجید
مجید
٩١/١٠/٢٤
٠
٠
آرشام جونم بگم یا نه..............................................
maryam
maryam
٩١/١٠/٢٤
٠
٠
واقعا كه ...عجبا....
mahshid2
mahshid2
٩١/١٠/٢٤
٢
٠
جدی داشتم باور می کردم هااا
m-nik110
m-nik110
٩١/١٠/٢٤
٠
٠
خدا الهی همه را شفا بده"!!
bye
bye
٩١/١٠/٢٤
٣
٠
بی زحمت رفتی کاندیدا (کانادا) برای ما هم سوغاتی بیار آرشام جان دوست عزیز
a_entesari
a_entesari
٩١/١٠/٢٥
٠
٠
اگه واسه من یه سفر ریو دوژانیرو جور کنین سپاس گزار میشم!
وصال
وصال
٩١/١١/٢١
٠
٠
عاغا تو داری میری دست مارو هم بگیر ...........جالب بود مطلبت
z-elmi
z-elmi
٩١/١٢/٠٣
١
٠
خوب بود فکرکردم واقعا داری میری... ولی تورو که راه نمیدن اونجا...
sasa10
sasa10
٩١/١٢/٢٨
٠
٠
همه داشتن باور می کردن ها!
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨