تا آن‌جایی که یادم می‌آيد، همه می‌گفتند انتظار سخت‌ترین کار دنیاست. اما امروز به جایی رسیدم که انتظار، هرچند دشوار، اما برای من دشوارترین نیست! می‌دانی سخت‌تر از هر چه که فکرش را کنی، این است که بخواهی یک نفر یا یک چیز را فراموش کنی و نتوانی.
آن‌قدر که رویای شبانه‌ات می‌شود و ملکه ذهنت در طول روز. بدانی شاید ته قصه برايت بد تمام شود و آن فرد یا آن چیز آن‌قدر تو را دربرگرفته باشد که نتوانی از آن دل بکنی یا فراموشش کنی ...
آن‌جاست که هم از خط پایان دور می‌مانی و هم هرچه سعی می‌کنی نمی‌توانی خط شروع را پیدا کنی. نمی‌دانم حسش کردی یا نه؟ اما واقعا از انتظار سخت‌تر است، نيست؟
برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
m-nik110
m-nik110
٩١/١٠/٢٢
٢
٠
نمیدانی!عجیب دشوار است!
sherlok
sherlok
٩١/١٠/٢٢
٢
٠
آره راست میگی . من با این موافقم.
Eli-soltani
Eli-soltani
٩١/١٠/٢٢
٣
٠
انتظار کشیدن برای اونیکه دوسش داری خیلی زیباست... ولی فراموش کردن اونیکه همه زندگیته خیلی سخته ... خیلی خیلی سخت و گاهی اوقات غیرممکن.
as-shahabi
as-shahabi
٩١/١٠/٢٢
١
٠
قشنگ بود ممنون.
Baran-A
Baran-A
٩١/١٠/٢٢
١
٠
باهات موافقم شدییییید..
a_entesari
a_entesari
٩١/١٠/٢٢
١
٠
سخته ولی ممکنه تا نخوای نمی تونی فراموش کنی،انتظارم خیلی خیلی سخته بانو......
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩١/١٠/٢٢
١
١
زیبا بود
مجید
مجید
٩١/١٠/٢٤
١
٠
نه بابا!!میدونی زیبا چیه!!
m_sepehri
m_sepehri
٩١/١٠/٢٢
١
٠
دقیقا!
Em Ad
Em Ad
٩١/١٠/٢٢
١
٠
یه زمانی فراموشی مرض بود ... مثه الان نبود که نعمت باشه ... آدما با خاطره هاشون زندن ولی بعضی از خاطره ها ، آدمو میکشنو زنده میکنن !!!!
shiezadeh
shiezadeh
٩١/١٠/٢٢
٠
٠
ممنون از نظرات دوستای خوبم
m-roohangiz
m-roohangiz
٩١/١٠/٢٢
٠
٠
نيست.....
H.K.T
H.K.T
٩١/١٠/٢٢
١
٠
بذارین منم یه سپاس گزاری الکی بکنم ...!
اسمانه
اسمانه
٩١/١٠/٢٢
١
٠
بستگی به انتظار و خاطره اش دارد... اگر قصه عشق و عاشقی باشه سخته...
adam-91
adam-91
٩١/١١/٠٦
٠
٠
انتظار یعنی وابستگی به یک آدم ... واین وابستگی به یک آدم میتونه بزرگترین اشتباه این آدک باشه ...
radmehr
radmehr
٩٢/٠١/٢٧
٠
٠
قشنگ نوشته بودین
nikta
nikta
٩٢/٠٢/٢٩
٠
٠
عکس خیلی با معنی بود.ممنون جیم جون!
سهره
سهره
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
اره عکسش همه ی مفهوم رو می رسوند...........هییییییی
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

بالا بلند مه لقا

٩٦/٠٤/٠٧
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

آیا تو هم مرا...؟

٩٦/٠٤/٠٧
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
محو نگاهش شده بودم

رویای مادرم

٩٦/٠٤/٠٥
شعری سروده خودم

الهی آمین

٩٦/٠٤/٠٧
با خوب، خوب بودن هنر نیست

معامله با زندگی

٩٦/٠٤/٠٥
تبلیغات
تبلیغات