سوتی به سبک معلم و با طعم در و تخته

سوتی به سبک معلم و با طعم در و تخته

نویسنده : مریم شیعه زاده

امروز دوستم مهتاب سر زنگ شیمی رفته بود پای تخته. بچه ها هم شروع کردند به تعریف و تمجید از قدش! مهتاب هم از روی سکو به طرف در کلاس خم شد و دو ضربه به در زد، گفت: «بگین ماشاالله یه وقت چشم نخورم.» ما هم زدیم زیر خنده. یکهو دیدیم معلم‌مان از جایش بلند شد و به طرف در رفت. ما همه هاج و واج نگاهش می‌کردیم. بنده خدا در را باز کرد و سرش را از در کلاس بیرون برد و یک نگاه به چپ و راستش انداخت و گفت: «مردم آزارا در می زنن فرار می‌کنن!»  آن‌جا بود که کلاس منفجر شد و همه از خنده روی میزهامان ولو شدیم ...

حالا این بار به خاطر معرفت اسم دبیر را نمی‌نویسم ولی همین یک باره ها!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
f.qabel
f.qabel
٩١/٠٩/٢٦
٣
٠
یعنی هیچی به اندازه سوتی گرفتن از معلم هاحال نمیده...........
shiezadeh
shiezadeh
٩١/٠٩/٢٦
١
٠
واقعا ...
m_sepehri
m_sepehri
٩١/٠٩/٢٦
٠
٠
بنده خدا اونقدر تو بحر درس بوده که حواسش نبوده.ولی خب جالب بود.
shiezadeh
shiezadeh
٩١/٠٩/٢٦
٠
٠
بنده خدا داشت پشت میزش کتاب می خوند!! ممنون از نظرت
اسمانه
اسمانه
٩١/٠٩/٢٦
٠
٠
واقعا خنده دار بود اخه بنده خدا تو باغ ببخشید تو کلاس نبوده ...
2nyadideh
2nyadideh
٩١/٠٩/٢٦
٢
٠
كلاس 105 پوكيد از خنده! ناظم سر كلاس چتونه صداتون تا دفتر هم مياد! چه خبره اينجا! دبيرتون كو؟؟؟دانش آموز با خنده :‌اجازه ! چيزه!! آقاي فلاني !! چيزه! كاري براشون پيش اومد رفتن!!! 5 دقيقه قبلش : دبير وارد كلاس ميشود! نگاه دانش آموزان به هم گره ميخورد! و سرها به راست وچپ ميچرخد! دبير يه سلام واحوال پرسي سرسري ميكند وبلافاصله ميرود سراغ درس! تمام اين مدت جلوي تخته ايستاده بود! بلافاصله بعد از اينكه صورتش رو براي نوشتن مطلبي سمت تخته بر ميگرداند , يكي از دانش آموزان برگه اي با مضمون : آقا زيپ شلوارتون بازه!!!! لاي دفتر نمره دبير ميگذارد! وقتي دبير چشمش يه برگه ميافتد! سريع سرش را بالا مياورد , كه متوجه سربه زيري و لرزش خفيف شانه ي تمام دانش آموزان ميشود! بدون معطلي كيفش را برميدارد, وبا گفتن من الان برميگردم از در كلاس خارج ميشود!!! لازم به ذكر است كه دبير نامبرده ديگر سر آن كلاس حاضر نشد!!(دبيرستان دخترانه ي اسما)
f.qabel
f.qabel
٩١/٠٩/٢٦
٠
٠
وااااااااااااااااااااااییییییییییییییییییییی چچچچقققققققققققدددددددددررررررررررررررر ضضضضضضضضضضااااااایییییییییییعععععععععععع!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
shiezadeh
shiezadeh
٩١/٠٩/٢٦
٠
٠
خیلی باحال بود
fanaz
fanaz
٩١/٠٩/٢٧
٠
٠
هه... چه باحال!
نسیم
نسیم
٩١/١٢/١٨
٠
٠
چه ضایع!!!خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠١/٢٤
٠
٠
خخخ!!!!!!!!!!!!!
sasa10
sasa10
٩٢/٠٢/٢٤
٠
٠
خییییییییییییییلی بنده خدا ضایع شد.
سهره
سهره
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
خخخخخخخخ
پربازدیدتریـــن ها
شاید قهرمان این فصل شویم

ظهور استقلال آرمانی

٩٥/١١/٢٨
ترامپ هستند، 70 ساله از حزب باد!

وقتی از ترامپ حرف می زنیم، دقیقا از چه حرف می زنیم؟

٩٥/١١/٢٨
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
طنزیات

مصاحبه خبرگزاری مهر با آبراهام لینکلن!

٩٥/١١/٢٨
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
نقد و بررسی فیلم فصل نرگس

وعده ما قبرستان!

٩٥/١١/٢٨
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
تبلیغات
تبلیغات