نعوذ بالله...
آدم‌ها اطرافیان‌شان را به گرداب دنیای‌شان می‌کشانند

نعوذ بالله...

نویسنده : F_SaLar HaSsan

آدم‌ها به وسعت تنهایی‌شان، اطرافیان‌شان را به گرداب دنیای‌شان می‌کشانند. آدم‌ها، از بقال سر کوچه بگیر تا مخاطب‌های خاص بی‌خاصیت، بر یکدیگر تاثیر می‌گذارند و از یکدیگر تاثیر می‌پذیرند.

برای درگیر شدن با یک سری مسائل فقط کافی است در قلمروی احساسات یک نفر قرار بگیرید. این‌جا جائی است که فرکانس احساسات دو نفر هم موج می‌شود، چیزی که بیان علمی‌اش می‌شود احساس، بیان ماورائی‌اش می‌شود تلپاتی، ولی همیشه حقیقت لابه‌لای تعاریف گم می‌شود. این یک سلطه عاطفی است! این یعنی ذهن را در مضیقه قرار دادن تا این‌که جسم به آنچه نفس حکم می‌کند تن دهد.

 

تسلط همیشه معنای قدرت ندارد. گاهی برای تسلط بر بعضی‌ها باید ضعیف ظاهر شوی. تسلط یعنی کنترل! یعنی ایجاد یک رابطه تمام یک طرفه سادیستی! یعنی آن‌چه که از دوست داشتن آغاز می‌شود و به معشوق آزاری ختم می‌شود. هر کسی یک سطح برانگیختگی و احساسی مشخص دارد. هر کسی از یک جایی به بعد فقط و فقط حرف گوش می‌دهد. در عجبم که دلیل این همه لشکرکشی و جنگ‌های تاریخ چیست؟! خونین‌ترین نبردهای تاریخ را می‌شد با یک سری تعریف و تمجید لاپوشانی کرد.

 

آدم‌ها کنار هم که قرار می‌گیرند، شبیه هم می‌شوند. اگر نشدند، بدان که کنار هم نیستند. هر روحی میزان مشخصی از جاذبه و دافعه دارد. زمانی که دو نفر آن‌قدر کنار هم قرار بگیرند که جاذبه به کار افتد، روح‌ها به سمت همگرایی می‌روند و همه یکی می‌شوند. همان چیزی که انجیلیان «روح القدس» می‌نامند که بیان کاملترش می‌شود همان ذات واحد ما مسلمانان. 

ولی این‌جاست که دافعه به کار می‌افتد. هر آدمی در یک زمانی به میزان مشخصی تنفر برانگیز می‌شود. یعنی یک چیزی همیشه مانع یکی شدن روح‌ها می‌شود. اشتباه نکن! این حربه شیطان نیست، این تدبیر خداوند است.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/١٠/١٩
٠
٠
:)...واقعنم...یه روز فکر میکنی خیلی دوست داشتنی هستن آدمای اطرافت و یه روز دیگه...میخوای سر به تن هیچکدومشون نباشه...شاید این است تدبیر خداوند....مرسی از مطلبت..:)
a_arabpour
a_arabpour
٩٢/١٠/١٩
٠
٠
جالب و واقعی بود
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٢/١٠/١٩
٠
٠
اینجاست که دافعه به کار می‌افتد. هر آدمی در یک زمانی به میزان مشخصی تنفر برانگیز می‌شود. یعنی یک چیزی همیشه مانع یکی شدن روح‌ها می‌شود. ینی چی خب؟!! واسه همه صدق میکنه؟! فک نمیکنم! شایدم من منظورتو متوجه نشدم!
M_BARF
M_BARF
٩٢/١٠/٢٠
٠
٠
هعـــــــــــــــــی چه میشه کرد...........تشکر
admin
admin
٩٢/١٠/٢٠
٠
٠
:)
BeinG_a_GirL
BeinG_a_GirL
٩٢/١٠/٢٠
٠
٠
بعضی وقتا اوج یک نوشته میشه همون خط آخرش .. همونی که حق مطلب رو میخواد ادا کنه .. همونی که توقع خوندنشو نداری .. همونی که توو یادت میمونه .. || امیدوارم متوجه منظورم شده باشن جناب فروزان نیا :)
ali007
ali007
٩٢/١٠/٢٢
٠
٠
درسته...........ممنون:))
amin20
amin20
٩٣/٠١/٢٦
٠
٠
جالب بود و درست میفرمایید ممنون
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
کاش به خودمان بیاییم

پیش به سوی نابودی

٩٥/١٢/٠٨
بخشندگی و دل بزرگی

عارضه های میانسالگی

٩٥/١٢/٠٧
زندگی کردن با نقاشی ات را دوست دارم

بابا لنگ دراز عزیزم

٩٥/١٢/٠٨
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
من هم یکی از آن 99 نفر هستم!

مجلس تحریم یا مجلس ترحیم؟

٩٥/١٢/٠٧
تبلیغات
تبلیغات