شعرهای بی‌فروغ...
خسته‌ام از اشعاری که انتهای‌شان به خیابان‌های مه گرفته پاریس ختم می‌شود

شعرهای بی‌فروغ...

نویسنده : سحر نیکو عقیده

..این روزها شعرها رنگ و بوی دیگری به خود گرفته‌اند. خسته‌ام از خواندن اشعاری که انتهای‌شان به خیابان‌های مه گرفته پاریس ختم می‌شوند یا به کافه‌های خاموش بی‌فروغ.

سرودن شعر یعنی این‌که بدانی خدا روحش را در تو دمید و تو باید دمیده شوی در روح یک رود. بخروشی و یا ذره‌ای شوی در طلب معراج، بکوشی...

شعر و این کاغذ و قلم، این ذوق، برای نسخه پیچاندن نیست، نسخه پیچاندن برای گل سرخ، قناری و...

شعر یعنی تناسخ! این‌که هر بار متولد شوی میان واژه‌ها، این‌که بدانی که شعر هم یک وسیله است. وسیله‌ای برای عروج، برای هر بار تازه‌تر شدن، رسیدن به خدا.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/١٠/٢٠
٠
٠
شعر یعنی تناسخ...شعر یعنی احساسات شاعری...حیف که خیلیآ این احساساتو درک نمیکنن...مرسی سحر جووونم..:)
saiideh70
saiideh70
٩٢/١٠/٢٠
٠
٠
با بعضی از جاهای متن موافق نیستم!
f_dehghan
f_dehghan
٩٢/١٠/٢٠
٠
٠
ممنون سحر بانووووووو.......واقن بايد همين جوري باشه اما......
مستر
مستر
٩٢/١٠/٢٠
٠
٠
کاش ترجمه اش رو هم زیر نویس میکردین ! ماکه چیزی نفهمیدیم ولی افرین :)))
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٢/١٠/٢٠
٠
٠
خخخخخخخخخخخخخ
ghazale
ghazale
٩٢/١٠/٢٠
٠
٠
خیلی تکون دهنده نظر میدینا خخ
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٢/١٠/٢٠
٠
٠
شعر یعنی تناسخ ....بسیار هم عالی تشکر از شما
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٢/١٠/٢١
٠
٠
:)))
فرشاد مشیری
فرشاد مشیری
٩٢/١٠/٢٠
٠
٠
شما ببخشید دیگه سحر بانو اگه ما هم گاهی از سر نادانی چیزهایی میگوئیم که در تعریف شما نمی گنجد!!! راستش ما اوج احساسمان به گاوداریهای تپه سلام هم نمیرسد چه برسد به کوچه های .... کجا بود؟ واریس؟باریس؟.....پاریس!!!
a_arabpour
a_arabpour
٩٢/١٠/٢٠
٠
٠
موافقم
مهدیس خانووم
مهدیس خانووم
٩٢/١٠/٢٠
٠
٠
عالی بود..اینقدر قشنگ بود که موندم چیجوری توصیفش کنم :)
mr_khas
mr_khas
٩٢/١٠/٢٠
١
٠
!!! ؟؟؟؟ !!! ؟؟؟ !!!؟ ؟؟؟ !!! ؟؟؟ !!! ؟؟؟؟ !!!؟؟؟ !!؟؟!!؟؟!!؟؟ مرسی ؟!!؟؟؟؟!!!؟؟!!؟؟
M_BARF
M_BARF
٩٢/١٠/٢١
٠
٠
خخخ
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/١٠/٢٠
٠
٠
ما كار و دكان و پیشه را سوخته‌ایم/شعر و غزل و دو بیتی آموخته‌ایم/در عشق كه او جان و دل و دیده‌ی ماست/جان و دل و دیده هر سه را سوخته‌ایم(مولانا)
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٢/١٠/٢٠
٠
٠
بله ما هم خسته ایم (دو نوع شعر را در جیم نمیخونم یکی همین شعرهای غمگین یکی شعرهای خیلی عاشقانه)
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١٠/٢٠
٠
٠
شعر نوعي وسيله ابراز احساساته و خب اكثر ادما الان تو يه احساسات خاص و مشابه هستن به همين خاطر اين شعر ها سروده ميشه ! من كه مخالف نيستم گاهي تمام حرفهاي دلت ميشن اين شعرا
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/١٠/٢٠
٠
٠
قلم من توتم من است : دکتر شریعتی /// این جمله دکتر خلاصه متن توئه عزیزم /// موفق باشی :)
جارچی
جارچی
٩٢/١٠/٢١
٠
٠
بدم میاد از شعر...
M_BARF
M_BARF
٩٢/١٠/٢١
٠
٠
:|
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٢/١٠/٢١
٠
٠
خ...ولی قسمتی که نوشتین (اشعاری که انتهای‌شان به خیابان‌های مه گرفته پاریس ختم می‌شوند یا به کافه‌های خاموش بی‌فروغ) نویسنده های این شعرارو با دیفال یکی کردین ...خخخ
A_K
A_K
٩٢/١٠/٢١
٠
٠
هاع؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!ولی ممنون(البته شعرای طنزم قشنگه:))
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٢/١٠/٢١
٠
٠
طرز فکر تو هم قابل احترامه سحر جون :))
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٢/١٠/٢١
٠
٠
من كه شعر نميگم ولي شعررايي كه ميخونم بيشتر موجب ميشه گرفتاري هامو با خودشون ببرن تا بتونم دوباره به گرفتاري هاي جديد بپردازم
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/١٠/٢١
٠
٠
خب بعضی وقت ها آدم با همین شعرهاست که احساساتش رو بروز میده *:) ...
mr.mamad amin
mr.mamad amin
٩٢/١٠/٢١
٠
٠
دفه بد رفتم پاریس حتما بهشون میگم...خخخخخخخخخخ...ممنون زیبا بود
سهره
سهره
٩٢/١٠/٢١
٠
٠
اره موافقم
سحر بانو
سحر بانو
٩٢/١٠/٢١
٠
٠
دوستان...ممنون از این که وقت گذاشتین و نظر دادین :))))))
M_BARF
M_BARF
٩٢/١٠/٢١
٠
٠
من با محدثه موافقم :)
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/١٠/٢١
٠
٠
خیلی عالی بود...بنظر من هم شاعر شدن خودش یه مسئولیته...ممنون :)
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/١٠/٢٣
٠
٠
شعر یعنی تناسخ! این‌که هر بار متولد شوی میان واژه‌ها :) ماکه فقط میخویم ولذت میبریم
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٢/١١/١٩
٠
٠
بله خُب.درسته...
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
دیکتاتوری دوست داشتنی

از دلخوشی تا دلبستگی

٩٥/٠٩/١٨