رزم با روزگار
پدربزرگم همیشه پیروز بود

رزم با روزگار

نویسنده : Murphinist

زندگی

عادت خوبی است

درست مثل پدربزرگم

که فرد مهمی نبود،

ولی

عادت خوبی بود

شغل خاصی هم نداشت،

فقط

با روزگار می‌جنگید

مبارزه به طول 74 سال...

پدربزرگم

73 سال و 364 روز

پیروز بود،

تا لحظه مرگ هم پیروز بود،

او

مثل همه ما

روز تولدش را

به روزگار

باخته بود.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/١٠/١٧
٠
٠
چه جالب..:)..خودتون گفته بودید؟؟؟..ممنون..:)
khan
khan
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
بله... مرسی از شما...
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١٠/١٧
٠
٠
به نطر من انتقامي بود از زندگي ،اجازه نداد دنياي بي مصرف به اندازه يك تولد ديگه ميزبانش باشه!
khan
khan
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
ممنون از شما... خوب بود جمله تون.... جسارتا منظور بنده از روز تولد روز به دنیا اومدن بود...
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
اها ! منطورم اون تولد اخري بود اخه نوشتيد73 سال و 364 روز!
saiideh70
saiideh70
٩٢/١٠/١٧
٠
٠
کمتر کسی پیدا میشه تا لحظه اخر بجنگه
M_BARF
M_BARF
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
ممنون از شما
khan
khan
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
ممنون از شما
M_BARF
M_BARF
٩٢/١٠/٢٠
٠
٠
:)
سحر بانو
سحر بانو
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
نظرم رو راججع به این شعر قبلا تو وبتون گفتم...خیلی زیباست
khan
khan
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
بله... ممنون...
h.naderi
h.naderi
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
جبرگرا نباش!
khan
khan
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
نیستم...
neyosha
neyosha
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
خیلی هم زیبا..........متشکرم:))
khan
khan
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
لطف دارید...
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
خیلی هم قشنگ.نوشته هات دارن بهتر میشن هر روز
khan
khan
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
ممنون ازین دلگرمی گرم...
faeze
faeze
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
:)
khan
khan
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
:))
وصال
وصال
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
عجب !!!!!!!!!! جالب بود ولی باهاش موافق نیستم
khan
khan
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
آها...
جارچی
جارچی
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
خیلی خوب نوشتی . تازمانی که پدر بزرگم زنده بود من تنها نوه پسر بودم از گل نازکتر نمی تونست کسی به من ب گه اما وقتی پدر بزرگم فوت کرد همه چیز عوض شد چند سال بعد داییم ازدواج کرد وحالا شدیم دو نوه پسر
khan
khan
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
دیگه زندگی مثل سیبی می مونه که الاغ گاز زده... چیز مثل سیبی که تو هوا در حال چرخشه...
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
آخي.... خدا رحمتشون كنه.... زندگي همينه ديگه..... يه روز با ما يه روز عليه ما....
khan
khan
٩٢/١٠/١٩
٠
٠
هعععععی
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
ممنون قشنگ بود :)
khan
khan
٩٢/١٠/١٩
٠
٠
خواهش می شود...
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
ای ول قشنگ بود
khan
khan
٩٢/١٠/١٩
٠
٠
مخلصیم...
a_arabpour
a_arabpour
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
متفکرانه بود
khan
khan
٩٢/١٠/١٩
٠
٠
اوهوم...اوهوم...
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
قشنگ بود خان...ممنون :)
khan
khan
٩٢/١٠/١٩
٠
٠
لطف دارید... خواهش می کنم...
s_khan
s_khan
٩٢/١٠/١٩
٠
٠
ایول دادو. شعر یکدستی است و البته دادو جان موارد خاص را حضوری میگم بهت. فقط منم تازه اومدم اینجا دعوایی چیزی شد خبرم کن...
M_BARF
M_BARF
٩٢/١٠/٢٠
٠
٠
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ شما با خان نسبتی دارین؟؟ برادرین عایا؟؟؟
s_khan
s_khan
٩٢/١٠/٢٢
٠
٠
بله همشهری و مدتی همکلاسی و الان دوستان خیلی نزدیک
khan
khan
٩٢/١٠/٢٤
٠
٠
مرسی دادوووووووووو اومدی بالاخره؟؟ خوش اومدی...
علیرضا
علیرضا
٩٢/١٠/١٩
٠
٠
جالب بود ، روز تولدش رو باخته بود خب احیانا نباید به اندازه 74 تا تولد از 365 کم بشه ؟؟
ali007
ali007
٩٢/١٠/٢٢
٠
٠
زیبا بود...........سپاس
e_najva
e_najva
٩٢/١٠/٢٨
٠
٠
دوست عزیز اتفاقا وقتی زندگی بشه برات عادت باختی!!!!!!
ارغنون
ارغنون
٩٢/١٠/٢٨
٠
٠
زندگی عادتی ست ... به مثالِ مادربزرگی که نمی تواند عینکش را ترک کند .. .
پربازدیدتریـــن ها
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

گاهی به جای تردید، باید بلعید!

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

پیراهن گم شده

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یکی غرب رفت و یکی رفت شرق

٩٦/٠١/٠٦
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تار به تار

٩٦/٠١/٠٧
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

زنگ

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

4 دقیقه به خودتان وقت دهید

٩٦/٠١/٠٦
تبلیغات
تبلیغات