بچه‌های مسجد
جمعی که باقی نماند

بچه‌های مسجد

نویسنده : v-qavam

بیشتر رفقایم تلفن همراه نداشتند، اما همیشه می‌شد در مسجد پیدای‌شان کرد. هر روز نیم ساعت مانده به اذان، دوچرخه‌ام را بر می‌داشتم و دو تا چهارراه را طی می‌کردم تا به مسجد برسم. به مسجد که می‌رسیدیم، جمع بچه‌ها جمع بود، بعضی‌ها استکان‌ها را می‌شستند.

بعضی‌ها فرش‌ها را جارو می‌زدند، بعضی‌ها جا مهری‌ها را پهن می‌کردند و همه به کاری مشغول بودند. روزهایی که مسجد مراسم داشت، ظهرش که می‌آمدی، کلی کیف مدرسه می‌دیدی که یک گوشه انبار شده است. بچه‌های مسجد، از مدرسه یک راست به مسجد می‌آمدند و نهار نخورده، مسجد را برای مراسم آماده می‌کردند.

دلم برای آن روزها خیلی تنگ شده، برای آن صمیمیت‌ها و آن خدمت‌های خالصانه، برای آن نماز خواندن‌های دسته جمعی و عاشقانه.

چشم بر هم زدیم و نمی‌دانم چه شد که دیگر هیچ یک از بچه‌ها در مسجد کمک که نمی‌کردند هیچ، برای نماز هم نمی‌آمدند.

نمی‌دانم تقصیر ما بچه‌های مسجد بود یا بی‌عدالتی‌ها و تبعیض‌های حاج آقای مسجد؟!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
mohadese.v
mohadese.v
٩٢/١١/٠٦
٠
٠
ای بابا چه بد....خوب جدا چرا این جوری شد اقا وحید؟
v-qavam
v-qavam
٩٢/١١/٠٧
٠
٠
چی بگم والله...خودمم نفهمیدم
janbarkaf
janbarkaf
٩٢/١١/٠٦
٠
٠
مگه حاج آقای مسجد چه تبعیضی روا داشتن ؟
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/١١/٠٦
٠
٠
خعییییییییییلی آواتارت را دوست میدارم *:) ...
korosh
korosh
٩٢/١١/٠٧
٠
٠
اواتارت تو معده ام :))))
v-qavam
v-qavam
٩٢/١١/٠٧
٠
٠
مثلا مخالفت با مسئول بسیج مسجد که بچه های مسجد خیلی بهش علاقه داشتن و برکناری و جابجایی اون....یا صمیمی بودن فقط با یه عده از بچه ها که اتفاقا کم تر هم کار میکردن یجورایی بچه های مسجد دیگه همدل نبودن
faeze
faeze
٩٢/١١/٠٦
١
٠
شاید مشغله های زندگی نمی ذاره که مثل قدیم باشن....!!!
v-qavam
v-qavam
٩٢/١١/٠٧
٠
٠
یه نوجوون یه دفه ای دچار مشغله های زندگی میشه؟؟ فکر نکنم
Elahe.n
Elahe.n
٩٢/١١/٠٦
١
٠
:) آدم گاهی اوقات یاد یه چیزایی میفته که واقعا دلش تنگ میشه....مرسی عاقا وحید
v-qavam
v-qavam
٩٢/١١/٠٧
٠
٠
یا آوری خاطرات خوب و بد هم حس خوبیه...خواهش میکنم:)
mr_khas
mr_khas
٩٢/١١/٠٦
٠
٠
اره ..منم سعی می کنم وقتی بیکارم خودمو به نماز جماعت برسونم ! اما قبول دارم اینو یکم عوض شده .... راستی وحید جان تلفنتو تو وبلاگم بذار بی زحمت کارت دارم :)
v-qavam
v-qavam
٩٢/١١/٠٧
٠
٠
التماس دعا مصطفی جان...گذاشتم بچه محل:)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/١١/٠٦
١
٠
سلام ... بچه هاي مسجد كه امروز بابا شده اند اگر بچه نيم ثانيه دير نمايد ببينيد چكار مي كند . ظاهرا پدر مادرهاي امروزه مسجد را معتبر نميدانند و فكر ميكنند تمام بچه هاي مردم خلافكار هستند و ممانعت پشت ممانعت بهتر از اين نخواهد بود
v-qavam
v-qavam
٩٢/١١/٠٧
١
٠
آره این هم ممکنه باشه اقای روشناوند ... کنترل ها و بی اعتمادی ها بیشتر شده
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٢/١١/٠٦
١
٠
نمیدونم شاید هم گاهی احساس بی نیازی میکنیم ..شاید ...
v-qavam
v-qavam
٩٢/١١/٠٧
٠
٠
احساس بی نیازی؟؟؟ شاید شایدم حس خوبش برامون تکراری شده باشه
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٢/١١/٠٧
٠
٠
منم منظورم دقیقا همین آقای قوام این حس خوب برامون تکراری میشه گاهی....در حالیکه نمیدونیم که چقدر واسمون لازمه
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١١/٠٦
٠
٠
درسته ماهم از اين لحظه هاي قشنگ داشتيم . بچه ها الان خيلي فرق كردن ،من كه خيلي كم ميبينم تو مسجد باشن و اهل اين برنامه ها
v-qavam
v-qavam
٩٢/١١/٠٧
٠
٠
آره الان خیلی کم تر شده مثلا نسبت به ده سال یا 5 سال قبل هر سال هم کمتر میشه
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/١١/٠٦
٠
٠
چی بگم کدوم کارو برناممون مثل قدیمه که این باشه هیییییییییی
v-qavam
v-qavam
٩٢/١١/٠٧
٠
٠
هعععی قدیما کجایی که یادت بخیر خخخخخ ممنونم خانوم قاسمی
mohii-2
mohii-2
٩٢/١١/٠٦
٠
٠
نه بچه های مسجد مقصرند نه حاجاقای مسجد!پای حاجاقای دیگری در میان است!!!!!
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٢/١١/٠٧
٠
٠
لایک
v-qavam
v-qavam
٩٢/١١/٠٧
٠
٠
هیسسسس بچه های مسجد فریاد نمی زنند :)
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٢/١١/٠٦
٠
٠
منم از این لحظات تو بچگیم یه جایی داشتم که الان حتی واسه دعا هم نمیشه برم :(( بی معرفتی از خودمه اما خب... هعییی دلمان گرفت !!!
v-qavam
v-qavam
٩٢/١١/٠٧
٠
٠
چرا؟؟؟ چرا نمی تونین برین؟؟ گاهی بی معرفتی از ماست گاهی هم نه نقصیر محیطه تقصیر دنیاست
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٢/١١/٠٦
٠
٠
یه جا دوتا تیم داشتن فوتبال بازی می کردن !یک گروه بچه های مسجد بودن ! یک گروه بچه های کافه ! خخخخخخخخخ باحال بود!
v-qavam
v-qavam
٩٢/١١/٠٧
٠
٠
اصلا خوشم میاد نظر میزاری کاملا مرتبط با مطلب بهمنی خخخخ
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/١١/٠٦
١
٠
هعیییییییییی چی بگم شاید با گذشت زمان ارزش هایی که داشتن عوض شده ، شاید هم مشغله هاشون بیشتر *:/ ...
v-qavam
v-qavam
٩٢/١١/٠٧
٠
٠
موافقم...ممکنه ارزش ها عوض شد یا شاید هم گذشت زمان باعث شد
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/١١/٠٦
٠
٠
وحید میذاری تو آمپاس هااااا.خب الان من بخوام بگم بی عدالتی حاج آقای مسجد که عکس برگردونم میکنن خخخخ مشغله ها خیلی زیاد شده وحید جان.دیگه ما آدما اینقدر غرق دنیای اطرافمون شدیم که خیلی چیزا یادمون رفته
v-qavam
v-qavam
٩٢/١١/٠٧
٠
٠
کی جرئت داره سید هاشم ما رو عکس برگردون کنه؟؟ خخخخ راست میگی بعضی اوقات هم آدم بدجور غرق دنیا میشه
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/١١/٠٦
٠
٠
همون جمعي كه باقي نماند.... مام دور افتاديم از اون جاو از اون جمع ... هيـــــــــع ...
v-qavam
v-qavam
٩٢/١١/٠٧
٠
٠
ههعععععععییی حیف بعضی جمع ها که تموم میشه
M_BARF
M_BARF
٩٢/١١/٠٧
٠
٠
:(((
v-qavam
v-qavam
٩٢/١١/٠٧
٠
٠
:(((((
maede
maede
٩٢/١١/٠٧
٠
٠
چه بی عدالتی ای؟؟
v-qavam
v-qavam
٩٢/١١/٠٧
٠
٠
مثلا اهدای جوایز مسابقات فقط به یه افراد خاص حتی در صورت صلاحیت نداشتن
علیرضا
علیرضا
٩٢/١١/٠٧
٠
٠
اعتراض نمیکردید به کارهای اون حاج آقا؟ بی عدالتی رو اگر جلوش رو نگیریم ، آتیشش بالاخره دامن مارو هم میگیره...
v-qavam
v-qavam
٩٢/١١/٠٧
٠
٠
اشتباهمون همین بود که به دلیل سر خوردگی و یجورایی اعتراض پنهان مسجد رو ترک کردیم اما کاش نمی کردیم
j_mousavi
j_mousavi
٩٢/١١/٠٧
٠
٠
جمعی که تفریق شد
v-qavam
v-qavam
٩٢/١١/٠٧
٠
٠
تفریق که بماند اصلا تقسیم شد
neyosha
neyosha
٩٢/١١/٠٨
٠
٠
هـــــــــی واقعا نمدونم چی بگم!!
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/١١/٠٩
٠
٠
:((...به غیر از محرما مسجد نمیرم.....خدا منو ببخشه....ممنون وحید :)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
ترانه ای سروده خودم

وقتی ستاره توی آسمونه

٩٥/٠٩/١٥