مامان؛ بابا کی می‌آيد؟!
یک داستان کوتاه کوتاه

مامان؛ بابا کی می‌آيد؟!

نویسنده : فائزه اعتمادی راد

مامان بابا کی می‌آيد؟

گفت: خیلی زود .

جنگ تمام شده و ديگر جای نگرانی نيست.

مامان؛ مامان؛ کشتی آمده ...

نردبانی انداختند .

سرانجام همه را پياده کردند .

شوهرش به ساحل رسيد .

ستوان گفت: اين‌جا را امضا کنيد .

زن تابوت را بغل کرده بود .

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/١٠/١٧
٠
٠
مرسی زیبا بود
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١٠/١٧
٠
٠
و همينطور تلخ! ممنون
مهدیس خانووم
مهدیس خانووم
٩٢/١٠/١٧
٠
٠
:((( چقدر دردناک
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١٠/١٧
٠
٠
خيليييييييييييييييي...
وصال
وصال
٩٢/١٠/١٧
٠
٠
:(((
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١٠/١٧
٠
٠
:(
admincheh
admincheh
٩٢/١٠/١٧
٠
٠
یاد لیلای مازیار فلاحی افتادم:(
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١٠/١٧
٠
٠
درسته :( شبيه همونه
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/١٠/١٧
٠
٠
ممنون عزیزم
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١٠/١٧
٠
٠
ممنون از حضورتون
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/١٠/١٧
٠
٠
:((....ممنون :((
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١٠/١٧
٠
٠
خواهش ميكنم
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/١٠/١٧
٠
٠
سلام ... شعر بود يا قصه گوتاه
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١٠/١٧
٠
٠
حقيقت محض...!
M_BARF
M_BARF
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
عاغا دیگه :((
khan
khan
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
این فوق العاده بود... عالی بود... یه پایان بندی خیلی زیبا... یک روایت متفاوت.... زنده باد خواهر اعتمادی ... زنده باد...
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
عالی بود عالییییییییییییییییییی
جارچی
جارچی
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
زببا بود اما چیزی نفهمیدم
علیرضا
علیرضا
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
ممنونم،قشنگ بود.
ali007
ali007
٩٢/١٠/٢٢
٠
٠
چقدر تلخ اما زیبا............ممنون
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٢/١١/٢٤
٠
٠
شهیدان ،جان به راهِ دوست دادند///هرآنچه در رضایِ اوست دادند.................. خیلی قشنگ بود.:)
پربازدیدتریـــن ها
مسابقات ورزشی همبستگی کشورهای اسلامی در باکو

خواهرم؛ حجابت رو رعایت نکن

٩٦/٠٣/٠٢
شعری سروده خودم

چشمان سیاه تو

٩٦/٠٣/٠٣
پسری با موهای قرمز

Home - خانه

٩٦/٠٣/٠٢
بخوانید درد و رنج

می نویسم امتحان...

٩٦/٠٣/٠٢
زنانی که نمی دانند زن هستند

زنان علیه ورزشگاه!

٩٦/٠٣/٠٣
استاد بافندگی زندگی!

دختر کنار دستی من

٩٦/٠٣/٠٤
قرارمان فردا شب...

پشت سکوت تب دار ماه

٩٦/٠٣/٠٦
برای شاد بودن، منتظر هیچ مردی نباش

نامه ای به دخترم

٩٦/٠٣/٠٤
او برایم همه بود

این من خودخواه

٩٦/٠٣/٠٢
شعری سروده خودم

عاصی شده ام

٩٦/٠٣/٠٣
شعری سروده خودم

بانوی پهلوی

٩٦/٠٣/٠٦
بی هیچ تفسیری

رمضان یعنی رمضان!

٩٦/٠٣/٠٦
رسالت انسان

پرندگی

٩٦/٠٣/٠٤
نوشته های خود خود من

به اسم صادق هدایت!

٩٦/٠٣/٠٦
آن ها سالم اند یا ما؟

خودمان باشیم

٩٦/٠٣/٠٧
دنبال تو می گردم

امیدوارترین عاشق این حوالی

٩٦/٠٣/٠٤
باران در ظهر آفتابی

بمان کنارم

٩٦/٠٣/٠٣
شعری سروده خودم

مایه ننگ بشر خواهیم شد

٩٦/٠٣/٠٧
حکایت هیوندا اکسنت در دانشکده پزشکی

مکالمه در حال سبزی پاک کردن!

٩٦/٠٣/٠٢
زندگی به جای شخصیت های کودکی

چقدر خوب که من خودم هستم

٩٦/٠٣/٠٧
تبلیغات
تبلیغات