واکسی انتهای کوچه
چهره‌ای عبوس و درهم كشيده داشت ولی قلبی مهربان

واکسی انتهای کوچه

نویسنده : r_roshnavand

سال‌ها در پستوي كوچه كارش تعمير و واكس زدن كفش‌ها بود. چهره‌اي عبوس و درهم كشيده داشت ولي قلبي مهربان و زبان گرمش من را مجبور مي‌كرد هميشه براي واكس زدن نزد او بروم.

چند روزي است كه ديگر كفش‌هايم واكس به خود نديده است. يكي از جوانان محله به گمان خالي بودن خانه، به قصد سرقت وارد منزل پيرمرد مي‌شود كه با يكديگر درگير مي‌شوند، سارق در نهايت مجبور به فرار مي‌شود. پير مرد او را تا داخل كوچه دنبال مي‌كند ولي براثر برهم خوردن تعادل به زمين مي‌خورد و ضربه وارده به سر باعث مرگ مي‌شود.

امروز؛ بعد از سال‌ها گذرم به محله قديمي افتاد، پستوي قديمي را كسي گرفته بود، جلو كه رفتم سارق پيرمرد بود كه واكسي شده بود. چهره‌اش عبوس و درهم كشيده بود ولي قلبش مهربان و زباني گرم داشت.

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/١٠/١٦
١
٠
به هرکس ک زبان گرم و قلب مهربون داشته باشه نباید اعتماد کرد..../واین ماجرا ادامه دارد..//متشکر
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/١٠/١٦
٠
٠
سلام ... متاسفانه قبول ندارم /// لطفا به اين مطلب مراجعه فرماييد http://www.jeem.ir/pagetwo.php?print=3&type=3&id=9497
admincheh
admincheh
٩٢/١٠/١٦
١
٠
گاهی وقتا جبران ناپذیره بعضی چیزا ...
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/١٠/١٦
٠
٠
سلام ... متشكرم
سهره
سهره
٩٢/١٠/١٦
١
٠
جالب بود.......
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/١٠/١٦
٠
٠
سلام ... متشكرم كه مطاله فرموديد
جارچی
جارچی
٩٢/١٠/١٦
١
٠
حرفی ندارم...
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/١٠/١٦
٠
٠
سلام ... بازم متشكرم كه مطالعه فرموديد
سلما
سلما
٩٢/١٠/١٦
١
٠
یعنی چی اونوقت ؟ من کلا نفهمیدم ...سارقه بعد از مرگ پیرمرد واکسی شده بود ؟ :||||
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/١٠/١٦
٠
٠
سلام ... سارق بعد از آزاد شدن كار پيرمرد را ادامه داد و واكسي محل شده بود
مهدیس خانووم
مهدیس خانووم
٩٢/١٠/١٦
١
٠
ینی دزده جا ی ایشونو گرفته؟ بد چطوری زبانی گرم و مهربان داشته...مگه دزدم مهربانه؟
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/١٠/١٦
٠
٠
سلام ... دزدها انسان هستند يك محله او را بخشيده اند و او هم به اجبار وارد خانه پيرمرد شده /// لطفا اين مطلب را بخوانيد http://www.jeem.ir/pagetwo.php?print=3&type=3&id=9497
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/١٠/١٦
١
٠
آخی...طفلی پیرمرده...ولی سارقه خوب شده که آدم شده...مرسی از نوشتتون..:)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/١٠/١٦
٠
٠
سلام ... من هم بايد بگويم آخي ... يك نفر پيدا شد با مهرباني سارق را ديد . متشكرم
ارغنون
ارغنون
٩٢/١٠/١٦
١
٠
:*)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/١٠/١٦
٠
٠
سلام ... متشكرم كه شكلك در اورده ايد. خخخخخخ
h_nim82
h_nim82
٩٢/١٠/١٦
١
٠
فکر کنم مربوط به گذشته ها باشه این داستان ... این روزها مردم سخت می بخشند و بیشتر انتقام میگیرند ... ممنونم ... روح آقای کفاش محله تان شاد
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/١٠/١٧
٠
٠
سلام ... اتفاق حدود 13 سال قبل بوده ولي من جديدا او را ديدم
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/١٠/١٦
١
٠
این روزها آدم شدن کار سختیه....دزده خیلی هنر کرده آدم . شده...مرسی مطلب زیبایی بود
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/١٠/١٧
٠
٠
سلام ... خدا را شكر
M_BARF
M_BARF
٩٢/١٠/١٧
١
٠
ممنونم آقای روشناوند
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/١٠/١٧
٠
٠
سلام ... از ابراز نظرتان سپاسگذارم
M_BARF
M_BARF
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
خواهش میکنم قابلی نداشت :)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/١٠/١٧
٠
٠
سلام ... از ابراز نظرتان سپاسگذارم
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/١٠/١٧
١
٠
جالب بود....فک کنم واسه خودش این کارو یه تنبیه قرار داده...یا شایدم جبران اشتباهش....ممنون :)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/١٠/١٧
٠
٠
سلام ... متشكرم
علیرضا
علیرضا
٩٢/١٠/١٨
١
٠
از یک نظر هرچی هم که باشه بازم باعث مرگ اون پیرمرد بوده، اما از یک نظر هم اینکه سرش به سنگ خورده خوبه باز
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/١٠/١٩
٠
٠
سلام ... پير مرد با اينكه سارق را شناسايي كرده بازهم بي دليل دنبالش كرده
ali007
ali007
٩٢/١٠/٢٢
١
٠
مرسی اقای روشناوند بسیار زیبا و جالب بود!!!!!!!!!!!
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/١٠/٢٢
٠
٠
سلام ... متشكرم كه خوانديد
ali007
ali007
٩٢/١٠/٢٩
٠
٠
سلام..........خواهش میشه:))
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
تبلیغات
تبلیغات