آقای مهنـدس!

آقای مهنـدس!

نویسنده : MM_Bayat

نمی‌دانم سال اول دانشگاه بود (چون من مهندسی قبول شده بودم) یا پیش دانشگاهی، بین بچه‌ها به هم مهندس می‌گفتیم ...
یك دفعه داشتم با یکی از بچه‌ها توي خیابون راه می‌رفتیم و یك بنده خدا پشت سر ما با موبایل صحبت می‌کرد.
یك دفعه توي مبایل گفت: «مهندس .....». که منظورش شخص در حال مکالمه بود...
منم برگشتم که ببینم کی صدايم کرد و که ضایع شدم و یه پسری که آن‌جا بود کلی بهم خندید .....
خرد و خاک شیر شدم ...له له شدم...


برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
٩١/٠٩/٢٦
٠
١
هههههههه ! ایول چه صحنه ای بودههههههههه !
2nyadideh
2nyadideh
٩١/٠٩/٢٦
٢
٠
شنيدي ميگن اگه يه سيبي رو گاز زدي بعد توش يه كرم ديدي ناراحت نشو وبرو خداتو شكر كن كه يه كرم نصفه نديدي!! حكايت شماست! برو خداتو شكر كن فقط يه پسره اونجا بود!!! اگه مثل من توي يك مهموني كه همه آشنان يه همچين سوتي ميدادي چكار ميكردي!؟؟
MM_Bayat
MM_Bayat
٩٢/٠٤/٠٤
٠
٠
,راستش رو بخوای ، میرفتم سمت بهشت رضا و از خدا میخواستم دیگه بیرون نیام ...
saeede
saeede
٩١/٠٩/٢٦
١
٠
جالب بود!
f-salehi
f-salehi
٩١/٠٩/٢٧
٠
٠
وا !
fanaz
fanaz
٩١/٠٩/٢٧
٠
٠
زیاد هم ضایع نشدی...ناراحت نباش
مجید
مجید
٩١/٠٩/٢٧
١
٠
به منم زیاد گفتن مهندس البته از اون مهندسای الکی ما تو دانشگاه همدیگرو مهندس صدا میکنیم.توی 5 سال تونستیم کاردانیمونو بگیریم
MM_Bayat
MM_Bayat
٩٢/٠٤/٠٤
٠
٠
والا .... یعنی ما مهندس های این دوره زمونه ، قراره مملکت رو به کجا برسونیم، خدا عالمه!!!!
f.haghighat
f.haghighat
٩١/٠٩/٢٧
١
٠
ما هم اوایل زیاد بهم مهندس می گفتیم. بعد فهمیدیم این عنوان اصولاً برازنده ی کساییه که چیزی بارشون نیست اما در دستگاه حکومتی چندین شغل دارند... بله زیبنده ی اوناست نه ما که یه دونه شغلی هم که داریم نه به رشته مون ربط داره نه امنیت شغلی داره... نه درآمد آنچنانی...
محمد مهدی بیات
محمد مهدی بیات
٩١/١٠/١١
٠
٠
این متن من نیست .... کی متن من رو ویرایش کرده بود؟ اون قسمت اخرش جای اون ... ها ، جمله بوده قبلا که نیازی هم به سانسور نداشت ..... لا اقل حقوق کپی رایت رو رعایت میکردید اقای ادمین هههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه
هم سطر ، هم سپید
هم سطر ، هم سپید
٩٢/٠٢/٢٧
٠
٠
خو چرا خو؟
MM_Bayat
MM_Bayat
٩٢/٠٤/٠٤
٠
٠
دقیقا خوب چی رو چرا؟؟؟؟؟؟ خخخخخخخخخخ
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

خار آن شعر که از زلف تو کوتاه بود!

٩٦/٠٢/٠٤
با یک چمدان دلتنگی

یهویی

٩٦/٠٢/٠٣
شعری سروده خودم

هوای کی به سر داری؟

٩٦/٠٢/٠٧
ارزش کلمات

تذکره الکارگردان

٩٦/٠٢/٠٣
آخرین خواسته

محبوس آرزو

٩٦/٠٢/٠٥
شعری سروده خودم

دل دیوانه ام

٩٦/٠٢/٠٤
هیچکس حالم را نمی فهمد

تو که نیستی

٩٦/٠٢/٠٥
منتظرتم!

این آدم های ناشناس مهمان نواز!

٩٦/٠٢/٠٤
داستان من و عمو جیمی

واحد آباژور سایت جیم

٩٦/٠٢/٠٧
حس دلتنگی

همه ی دار و ندارم به تو بر می گردد

٩٦/٠٢/٠٦
دلتنگت می شدم

زمانی که کنارت بودم...

٩٦/٠٢/٠٦
شعری سروده خودم

کجای این زندگی زیباست؟

٩٦/٠٢/٠٦
دلم گرفته

حس نامشخص

٩٦/٠٢/٠٤
بارها خدا را شکر!

یک صبح دانشجویی

٩٦/٠٢/٠٣
کارهای عجیب ما

رنج فضای مجازی

٩٦/٠٢/٠٣
مفهوم زندگی

پرنده كوچك خوشبختي

٩٦/٠٢/٠٧
درس های سفر!

خرس گنده قنداقی

٩٦/٠٢/٠٩
نه چپ، نه راست

غرضی بی غرض

٩٦/٠٢/٠٧
پدرم...

کمی قبل تر

٩٦/٠٢/٠٥
خوب بودن یا درست بودن؟

اهمیت درست بودن

٩٦/٠٢/٠٧
تبلیغات
تبلیغات