خنده فروش کوچه تنهایی...
کمی صبر کن باید امید داشت

خنده فروش کوچه تنهایی...

نویسنده : sam.ariyaee

مدتی گذشته است، نه یادداشتی داشته‌ام، نه حرف تکراری و پر دردی، خسته‌ام از این همه درد تکراری. لبخند فروشی شده‌ام در کوچه تنهایی که هیچ‌کس از آن گذر نمی‌کند ولی می‌خندم به دردها، می‌خندم به دردهایی که نه می‌توان آن‌ها را به فراموشی سپرد و نه می‌توان از آن‌ها بی‌خیال گذر کرد.

می‌فروشم دردهایم را تنها به لبخندی ناچیز، حالم بسیار بسیار خوب است، می‌خندم  این روزها، خنده هم برایم بوی تکرار تهوع آوری دارد. خون از چشم‌هایم می‌بارد وقتی به دردهای تکراری و خسته کننده نگاه می‌کنم. دلم این روزها تنها ساکت مانده است و منتظر خاک سردی‌است که آب سردی باشد بر این فکر‌های آتشین...

کمی صبر کن باید امید داشت. امید دارم، زیادی دارم انگار ولی چشمانم هنوز درد می‌بیند و دیدن درد از هر طرف مرا دیوانه می‌کند.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٢/١٠/١٥
٠
٠
:(
علیرضا
علیرضا
٩٢/١٠/١٥
٠
٠
:|...
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/١٠/١٥
٠
٠
هیییییییییی به قول شاعرو خنده تلخ من از گریه غم انگیز تر است ... بعله .
نگارا
نگارا
٩٢/١٠/١٥
٠
٠
خیلی خووب بووود :صاف
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٢/١٠/١٥
٠
٠
همون امید خوبه .. داشته باشینش ...
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/١٠/١٥
٠
٠
امید بهترین چیز تو زندگیه...هیچوت امیدتون رو ترک نکنید...خنده هم بر هر درد بی درمان دواست..:)
Mahnaz
Mahnaz
٩٢/١٠/١٥
٠
٠
جای هیچ حرفی نیس...عالی...واقعا مرسی...
سحر بانو
سحر بانو
٩٢/١٠/١٥
٠
٠
چه دردناک بود این مطلب :|
Paeez
Paeez
٩٢/١٠/١٥
٠
٠
چون می گذرد غمی نیست یعنی باید عادت کنیم وکنار بیایم خم بشیم و نشکنیم...:(
وصال
وصال
٩٢/١٠/١٥
٠
٠
ولی من حاضرم بشکنم اما خم نشم ...................
ali007
ali007
٩٢/١٠/١٥
٠
٠
چه دردناک:((((((((چه غمناک:(((((
وصال
وصال
٩٢/١٠/١٥
٠
٠
تلخ و غم انگیز بود ..... :((( ولی قابل تامل
M_BARF
M_BARF
٩٢/١٠/١٥
٠
٠
:| :(( :|
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/١٠/١٥
٠
٠
ایشالا امید به زندگی هامون بر گرده :((...
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/١٠/١٦
٠
٠
خنده بر هر درد بی درمان دواست بله
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/١٠/١٦
٠
٠
هییییییییییییییییییییییییییی.....انگار همه نقاب زدن
neyosha
neyosha
٩٢/١٠/١٦
٠
٠
چه غمناک!!!!!!!!!!!!! ممنونم:))
par!sa
par!sa
٩٢/١٠/١٦
٠
٠
همین ک امید هست بازم خوبه...
گربه ی گریان
گربه ی گریان
٩٢/١٠/١٦
٠
٠
:)
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/١٠/١٦
١
٠
انسانهاي افسرده در گذشته زندگي ميكنند، انسانهاي مضطرب در آينده و انسانهاي آرام در حال (-_-) به هر جهت هيچ چيز بهتر از انساني نيست كه از درون ميگريد واز برون هميشه لبخند به لب دارد .... زندگي خيلي كوتاست تا زماني كه دندون دارين لبخند بزنيد :)))))))))))))))
جارچی
جارچی
٩٢/١٠/١٦
٠
٠
ممنونم.
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/١٠/١٦
٠
٠
سلام ... در پي شادي باشيد چون غمها خود مي‌آيند
f_dehghan
f_dehghan
٩٢/١٠/١٦
١
٠
ديشب ک نميدونستم براي کداميک از دردهايم گريه کنم کلي خنديدم........صادق هدايت!!
پربازدیدتریـــن ها
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

گاهی به جای تردید، باید بلعید!

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

پیراهن گم شده

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یکی غرب رفت و یکی رفت شرق

٩٦/٠١/٠٦
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تار به تار

٩٦/٠١/٠٧
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

زنگ

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

4 دقیقه به خودتان وقت دهید

٩٦/٠١/٠٦
تبلیغات
تبلیغات