پیاده آمده بودم...
کفش ها به راه می روند!

پیاده آمده بودم...

نویسنده : حکیمه بالال

 چه حقایقی در این دقایق است؛

بندها همین که بسته می شوند،

کفش ها به راه میروند...

روح ها ولی،همین  که بندها ز دل گسسته می شوند.

 

 

بال می زنند  

    کفش های عاشقم   

          چه بی قرار...

 

بیخیال کفش، پابرهنه میزنم به راه،

من مسافرم، چه باک؟

روح من به رفتن است،کفش ها بهانه اند...

 

یک روز قبل از شهادت امام رضا(ع) و عاشقانی که هنوز پا به راه دارند.

چه شگفت میروی، برو، برو!

گام هایت ای مسافر غریب!

دل به وهن گم شدن نمی دهد

روح تو،رها تر از نسیم دلکش بهار راه را به بیکرانه می برد.

جان تو به بند تن نمی دهد.

 

 

 

و کبوترانی که قرار است جَلد حرم شوند...

 

 این هم چند نما از پایگاه و خادمانی که سن و سال نمی شناسند.

 

 

 

 

این هم داخل درمانگاه که چون روز آخر بوده وسایل رو جمع کردند.

 

و کلام آخر:

چشم کفش ها به راه،

با خدای خویش حرف می زنند:

"سرنوشت را به مهر سوی ما روانه کن

روح سالکان بی قرار را

مست گام های عاشقانه کن"

 

 

 

پ.ن.:اشعار از عبدالرضا رضایی نیا

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
ف-گ
ف-گ
٩٢/١٠/١٣
٠
٠
سلام. ممنونم. چقدر دلم میخواست یکی از این زائران پیاده باشم. خوشا به سعادتشون.
s_gonah
s_gonah
٩٢/١٠/١٣
٠
٠
خوشا خوشا و خوشا
Vania
Vania
٩٢/١٠/١٤
٠
٠
سلام..خواهش می شود....
s_gonah
s_gonah
٩٢/١٠/١٣
١
٠
خوشا به سعادتون کاش ماهم سعادت داشتیم ما که آقا بغلمنه نمی ریم نچ نچ نچ
Vania
Vania
٩٢/١٠/١٤
٠
٠
خب تصمیم بگیریم حداقل یه روز در هفته رو بریم
s_gonah
s_gonah
٩٢/١٠/١٣
١
٠
سعادت یعنی همین به خدا
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٢/١٠/١٣
٠
٠
چشم تو زینت تاریکی نیست... پلک هارا بتکان .. کفش به پا کن و بیــــــــا .... ممنون وانیا جان واقعا خوش به سعادتشون اونروزا مخصوصِ زائرانه ...
s_gonah
s_gonah
٩٢/١٠/١٤
٠
٠
راستی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
Vania
Vania
٩٢/١٠/١٤
٠
٠
خواهش...ممنون از تو عزیزم
neyosha
neyosha
٩٢/١٠/١٣
٠
٠
هییییییییییییییییییی خوش به حالشون......متشکرم:))
Vania
Vania
٩٢/١٠/١٤
٠
٠
ما هم از شما متشکریم
Vania
Vania
٩٢/١٠/١٤
٠
٠
بله خوش به حالشون...ما هم متشکر می شویم
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/١٠/١٣
١
٠
خوش به حالشون....ما که سعادتشو نداشتیم تا حالا :((...ممنون
Vania
Vania
٩٢/١٠/١٤
٠
٠
انشاءالله سعادتش رو پیدا خواهید کرد
M_BARF
M_BARF
٩٢/١٠/١٣
٠
٠
و کبوترانی که قرار است جَلد حرم شوند... ممنونم :)
Vania
Vania
٩٢/١٠/١٤
٠
٠
منم هم :))
M_BARF
M_BARF
٩٢/١٠/١٤
٠
٠
:)
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/١٠/١٣
٠
٠
هعیییییییییییییی *:/ خوش به حالشون *:)....ممنون اشعار قشنگی رو انتخاب کرده بودین *:) ...
Vania
Vania
٩٢/١٠/١٤
٠
٠
خواهش میشه.قشنگی از خودته
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/١٠/١٣
٠
٠
هیییییییییییی خوش به حالشون..ماکه لیاقت نداریم.هیییییییی
Vania
Vania
٩٢/١٠/١٤
٠
٠
چرا نداشته باشین.انشاءالله می طلبه آقا
علیرضا
علیرضا
٩٢/١٠/١٣
٠
٠
هیییی امام رئوف شرمنده ام...
Vania
Vania
٩٢/١٠/١٤
٠
٠
آقا رئوفه می بخشه انشاءالله
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/١٠/١٤
٠
٠
سلام ... عليرضا خان ، چكار كردي
ارغنون
ارغنون
٩٢/١٠/١٣
٠
٠
خوشا بحالشــــــــــون ..
Vania
Vania
٩٢/١٠/١٤
٠
٠
:)))
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/١٠/١٣
٠
٠
ای دل خدایت را ببین در این شلوغی ها /احیا شده دنیا و دین در این شلوغی ها/می آید از هر سو صدای مادری که/گوید به زائر آفرین در این شلوغی ها... تشكر هم شعر وهم تصاوير زيبا بودن....
Vania
Vania
٩٢/١٠/١٤
٠
٠
ما هم تشکر...زیبا خودتی عزیزم
s_gonah
s_gonah
٩٢/١٠/١٤
٠
١
اگه ماهم دور بودیم قدر می دونستیم
Vania
Vania
٩٢/١٠/١٤
١
٠
همین نزدیکی رو قدر بدونیم که از دستمون نره
admincheh
admincheh
٩٢/١٠/١٤
٠
٠
کاش منم می تونستم یکی باشم از خادمای حرمت امام رضا..عکسا کار کی بود وانیا؟!
Vania
Vania
٩٢/١٠/١٦
٠
٠
میشه خادم بود هرجایی.مثلا یه روز از طرف بقیه زیارت کردن و زیارت نامه خوندنم.میشه خدمت زائرای امام رضارو کرد.حتما که نباید تو حرم بود....عکسارم خودم گرفتم.هرچند عکسای بهتری میشد گرفت ولی من موقعیتش رو نداشتم
ali007
ali007
٩٢/١٠/١٥
٠
٠
ممنون وانیا بانو.........ما ها که قدر امام رضا رو نمیدونیم:(((((((
Vania
Vania
٩٢/١٠/١٦
٠
٠
ممنون از شما....خب بدونیم
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٢/١٢/١٦
٠
٠
سلام: خوش به سعادتشون ماکه همسایه امام رئوفیم شایدسالی یکبارهم نریم حرم اما این عزیزان ازچه فواصلی میان.ممنون
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤