من هم مي‌ميرم اما نه مثل...

من هم مي‌ميرم اما نه مثل...

نویسنده : سحر نیکو عقیده

من هم مي‌ميرم
اما نه مثل غلامعلي
که از درخت به زير افتاد
پس گاوان از گرسنگي ماغ کشيدند
و با غيظ ساقه‌هاي خشک را جويدند
چه کسي براي گاوها علوفه مي‌ريزد؟

من هم مي ميرم
اما نه مثل گل بانو
که سر زايمان مرد
پس صغرا مادر برادر کوچکش شد
و مدرسه نرفت
چه کسي جاجيم مي‌بافد؟

من هم مي‌ميرم
اما نه مثل حيدر
که از کوه پرت شد
پس گرگ‌ها جشن گرفتند
و خديجه بقچه‌هاي گلدوزي شده را
در ته صندوق‌ها پنهان کرد
چه کسي اسب‌هاي وحشي را رام مي‌کند؟

من هم مي‌ميرم
اما نه مثل فاطمه
از سرما خوردگي
پس مادرش کتري پر سياوشان را
در رودخانه شست
چه کسي گندم‌ها را به خرمن جا مي‌آورد؟

من هم مي‌ميرم
اما نه مثل غلامحسين
از مارگزيدگي
پس پدرش به دره‌ها و رود خانه‌هاي بي‌پل
نگاه کرد و گريست
چه کسي آغل گوسفندان را پاک مي‌کند؟

من هم مي‌ميرم
اما در خياباني شلوغ
دربرابر بي‌تفاوتي چشم‌هاي تماشا
زير چرخ‌هاي بي‌رحم ماشين
ماشين يک پزشک عصباني
وقتي که از بيمارستان بر مي‌گردد
پس دو روز بعد
در ستون تسليت روزنامه
زير يک عکس 6در 4 خواهند نوشت
اي آن‌که رفته‌اي...
چه کسي سطل‌هاي زباله را پر مي‌کند؟
*******************
*******************
من ، مثل عصر روزهاي دبستان
پر از كسالت و ترديدم
و دفترم
از مشق‌هاي خط خورده سياه است
هراس من اين است
فردا كه زنگ حساب آمد
با اين كمينه چنين خواهد گفت:
بايد هزار بار
در شعله‌هاي آتش دوزخ فرو روي
اين است جريمه، برو
زندگی ساعت تفریحی نیست
که فقط با بازی
یا با خوردن آجیل و خوراک
/ بگذرانیم آن را
هیچ می دانی آیا
/ ساعت بعد چه درسی داریم؟
زنگ اول دینی
/ آخرین زنگ حساب

 


برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
h_khabazi
h_khabazi
٩١/٠٩/٢٥
١
١
اهل دردستانم... کودکان شهرم ، آب را باقرمز می زنند ، روشنایی را سیاه ، مرگ را با آبی روشن... کودکی پرسید سوز شعر تو چه رنگیست ؟ گفتمش رنگ هوا...
fanaz
fanaz
٩١/٠٩/٢٧
٢
٠
عالی بود مرسی
sahar
sahar
٩١/٠٩/٣٠
٠
٠
خواهش می کنم
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠١/٢٤
٠
٠
شاعر کی بود؟
sm_pishnamaz
sm_pishnamaz
٩١/١٠/٢١
٠
٠
نمی دانم شاید قرابت معنایی داشته باشد شاید هم نه و نترسيم از مرگ (مرگ پايان كبوتر نيست. مرگ وارونه يك زنجره نيست. مرگ در ذهن اقاقي جاري است. مرگ در آب و هواي خوش انديشه نشيمن دارد. مرگ در ذات شب دهكده از صبح سخن مي گويد. مرگ با خوشه انگور مي آيد به دهان. مرگ در حنجره سرخ - گلو مي خواند. مرگ مسئول قشنگي پر شاپرك است. مرگ گاهي ريحان مي چيند. مرگ گاهي ودكا مي نوشد. گاه در سايه است به ما مي نگرد. و همه مي دانيم ريه هاي لذت ، پر اكسيژن مرگ است.)
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠١/٢٤
٠
٠
چه کسي اسب‌هاي وحشي را رام مي‌کند؟
پربازدیدتریـــن ها
مقایسه دو کتاب کلیدر و بوف کور

ادبیات داستانی اجتماعی یا داستانی سیاه نمایی؟

٩٦/٠٦/٢٧
به امید روزهای بهتر

پایان تلخ استقلال علی منصور

٩٦/٠٦/٣٠
شعری سروده خودم

عاشقی پیشه خوبیست

٩٦/٠٦/٢٦
شعر واگیردار است!

شاعران در قرنطینه

٩٦/٠٦/٢٩
در سکوت مطلق

یک روز از همین امروز و فرداها

٩٦/٠٦/٢٦
ترانه ای سروده خودم

ناقوس تنهایی

٩٦/٠٦/٢٦
ترانه ای سروده خودم

شاه قلبم

٩٦/٠٦/٢٨
به سختی خودم را از خاطرات بیرون کشیدم

پانسمان

٩٦/٠٦/٢٩
ملاقات غیرمنتظره با رئیس جیم

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت نهم

٩٦/٠٦/٢٧
تا عاشق بمانیم

شاعر جماعت را دریابید!

٩٦/٠٧/٠١
در راستای اظهارات وزیر بهداشت

روحانی؛ ضمانت خرید شماست

٩٦/٠٦/٢٦
تو چه می دانی؟

دل عاشق

٩٦/٠٦/٢٥
صدای اعضای شورای شهر هم در آمد

نمایشگاه ایرانکام سال به سال افتضاح تر

٩٦/٠٦/٢٧
مگر شعر چیست؟

دل خوش به شاعر بودن

٩٦/٠٦/٢٥
شعری سروده خودم

گاهی دلم برای خودم تنگ می شود

٩٦/٠٦/٣٠
غار رنگی رنگی

دوست داشتن و دوست داشته شدن...

٩٦/٠٦/٢٨
از ایده هایی که باید ادامه دهیم

مقاله نویسی چطور است؟

٩٦/٠٦/٣٠
زندگی ات را مدیریت کن

از رابطه ها

٩٦/٠٦/٢٩
می خواهم از زندگی ام بنویسم

پاییز توی راه با کلی بارون

٩٦/٠٦/٣٠
من این گونه آرامم

سر مستی

٩٦/٠٦/٢٨
تبلیغات