غروب آخر صفر
من مژده می خواهم :)

غروب آخر صفر

نویسنده : نگارا

غروب آخر صفر همیشه برای من یکی از بهترین غروب‌های زندگیم بوده...

بچه که بودم همیشه لحظه شماری می‌کردم که شروع کنم 100 دور چرخیدن دور استخر بزرگ خانه مامان بزرگم را...

هرچی بزرگتر شدم با اینکه مژده‌هایی که از خدا می‌خواستم و آرزوها و خواسته‌هایم بزرگ شدند اما کم کم استخرم تبدیل شد به یک تشت و بعد یک کاسه و حالا هم می‌گویم با همین تسبیح صد بار بگویم درست است.

آن زمان با خواسته‌ها و آرزوهایی کوچک که بزرگترینش شاید 20 شدن معدل و رفتن عید، شمال بود انگیزه و انرژیم برای گرفتنشان چندین برابر بود.

حالا با خودم فکر می کنم که وااای من چه حالی داشتم وقتی دور آن استخر می چرخیدم.

ولی الان چندین برابر خواسته و مژده و آرزو دارم که کوچکترینشان 20 شدنم نه تمام شدن درس و پایان نامه هست.

ولی انگیزه و انرژیم برای گرفتن مژده روز آخر ماه صفر.

نگویم از اندازه‌اش بهتر است.

 

پی نوشت: در حالی که داشتم لذت می بردم از صفویه و حرص می خوردم از قاجار و می‌نوشتم راجع ب‌شان دیدم دارد غروب می شود و من هنوز شروع نکردم مژده گرفتن را...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٢/١٠/١٢
٠
٠
انشالله مژده ای که میخوای اگه صلاحه بهش برسی :) جالبه ... مژده گرفتن تو این غروب... کوجا هستی نگارا خبری نیس ازت؟ :)))))
admin
admin
٩٢/١٠/١٢
٠
٠
امسال از خدا چی خواستید؟!
Paeez
Paeez
٩٢/١٠/١٢
٠
٠
امیدوارم هرجا خواستی و صلاحته پیش بیاد نگآرا:)شیرینی پایان نامه و ایشالا قبولی ارشد:)
نگارا
نگارا
٩٢/١٠/١٣
٠
٠
ارشد که قبول شدم رفت...:)
علیرضا
علیرضا
٩٢/١٠/١٣
٠
٠
انشاالله که همگی حاجت ها مون رو بگیریم... |موفق باشید:)
s_gonah
s_gonah
٩٢/١٠/١٣
٠
٠
خدا کنه
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/١٠/١٤
٠
٠
سلام ... لايك
نگارا
نگارا
٩٢/١٠/١٣
٠
٠
یه کار خوب یه که خرج تحصیلم رو درآرم تا میرم تهران و یه آینده خووب:)
s_gonah
s_gonah
٩٢/١٠/١٣
٠
٠
چه ربطی داشت؟
M_BARF
M_BARF
٩٢/١٠/١٣
٠
٠
خیلیم ربط داشت :| ////////ایشالا به همشون برسی نگارا جوون :))
neyosha
neyosha
٩٢/١٠/١٣
٠
٠
چه جالب بود.........انشاالله هرچی به صلاحته پیش بیاد.......:))
s_gonah
s_gonah
٩٢/١٠/١٣
٠
٠
خیلی قسنگ بود راستی حلول ماه جدید مبارک
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/١٠/١٣
٠
٠
ایشالا مژدتونو میگیرید....متن قشنگی بود...ممنون :))
M_BARF
M_BARF
٩٢/١٠/١٣
٠
٠
قشنگ نوشتی :)
ali007
ali007
٩٢/١٠/١٥
٠
٠
مرسی.........زیبا بود:)
aynaz_sahrivar
aynaz_sahrivar
٩٤/٠٨/١١
٠
٠
:) اخی
پربازدیدتریـــن ها
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

گاهی به جای تردید، باید بلعید!

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

پیراهن گم شده

٩٦/٠١/٠٧
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یکی غرب رفت و یکی رفت شرق

٩٦/٠١/٠٦
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تار به تار

٩٦/٠١/٠٧
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

زنگ

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

4 دقیقه به خودتان وقت دهید

٩٦/٠١/٠٦
تبلیغات
تبلیغات