فصل خشکسالی
نمی‌دانم ریشه‌ی این حجم عظیم بی سوژگی از کجا آب می‌خورد!

فصل خشکسالی

نویسنده : سحر نیکو عقیده

این روزها روزهای من نیست انگار...

فصل خشکسالی است... خشکسالی ذهن... فصل نخواندن، ننوشتن، نتوانستن، نکاشتن...فصل ریشه دواندن تمام این فعل‌های هرز منفی

ذهنم به کویری خشک بدل شده... روحم ترک خورده

ریشه‌های قلمم خشکیده...تشنه است اما.. دیگر آب نمی‌خورد

نمی‌دانم... نمی‌دانم ریشه‌ی این حجم عظیم بی سوژگی از کجا آب می‌خورد!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
faeze
faeze
٩٢/١٠/١١
٠
٠
ممنون سحر جان عالی بود:)
admin
admin
٩٢/١٠/١١
٠
٠
الان دقیقن کجاش عالی بود؟ بنده خدا داره گلایه می کنه از اینکه نمی تونه بنویسه :)) خخخخ
سحر بانو
سحر بانو
٩٢/١٠/١١
٠
٠
:))))))))))
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/١٠/١١
٠
٠
سلام ... واقعا مطلب را خوانده‌ايد
علیرضا
علیرضا
٩٢/١٠/١٢
٠
٠
:دی
faeze
faeze
٩٢/١٠/١٣
١
٠
خخخخخخ خب متن ادبی بود خیلی هم قشنگ نوشته بود :))آقا دیگه:)))
faeze
faeze
٩٢/١٠/١٣
١
٠
بله آقای روشنوند خونده بودمش من اگه مطلبی رو نخونم نظرم نمیذارم:))
admin
admin
٩٢/١٠/١١
٠
٠
به نظرم راهش رو خودتون توی متن گفتید! مشکل اصلی اینه که «خوانش» شما کم شده... همیشه به نویسنده ها توصیه می کنند چند برابر چیزهایی که می نویسید باید سعی کنید بخونید.
سحر بانو
سحر بانو
٩٢/١٠/١١
٠
٠
بله...یکی از دلایل اصلیش همینه دقیقا...این که حتی حوصله کتاب خوندن هم ندارم این روزا....
admincheh
admincheh
٩٢/١٠/١١
٠
٠
اگه ریشه های ادبی منظورته پیش میاد گاهی واقعن خشک میشه کلن منم چندوقته راغب به نوشتن نیستم نمی دونم دلیلشو، شاید به قول اقای نادری خوانشمون کم شده:(
سحر بانو
سحر بانو
٩٢/١٠/١١
٠
٠
هعییییییییی....آره پاییز جان...منم کلا حتی به خوندن هم راغب نیستم :(
par!sa
par!sa
٩٢/١٠/١١
٠
٠
اوممم.. ریشه های ادبی من ک کلا خشکیده س از بچگی.. کمکی نمتونم بکنم :))))
سحر بانو
سحر بانو
٩٢/١٠/١١
٠
٠
خب نذار خشک بمونه:)
M_BARF
M_BARF
٩٢/١٠/١١
٠
٠
واااااااااااااااای خعلی خوف بود سحری جوووون :))
سحر بانو
سحر بانو
٩٢/١٠/١١
٠
٠
ممنون :)
M_BARF
M_BARF
٩٢/١٠/١١
٠
٠
:)
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/١٠/١١
٠
٠
سحر بانو شما هم به درد من دچار شدین :(((((...ینی هیچی نمیتونم بنویسم این روزا :((((...ممنون :)
سحر بانو
سحر بانو
٩٢/١٠/١١
٠
٠
واقعا بددردیه....ایشالله هممون شفا پیدا کنیم :))))))))))))))
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/١٠/١١
٠
٠
سلام ... اطلاعات پروفايل شما نشان مي دهد كه //// مقالات نوشته شده شما 52 مطلب است و سن جيمي شما 1 سال و 2 ماه است يعني14 ماه كه هر ماه 30 روز باشد مي شود 420 روز كه بر تعداد مطالب 52 تقسيم نمايم مي شود هر 8 روز يك مطلب داشته ايد... اگر نويسنده مجله هم مي‌بوديد اينقدر نميتوانستيد مطلب بنويسيد پس زياد فشار نياوريد كمي استراحت باعث خواهد شد مطالب فوق العاده ديگري ارسال فرماييد
سحر بانو
سحر بانو
٩٢/١٠/١٤
٠
٠
هومممم.تا حالا بهش فکر نکرده بودم...:)...حق با شماست کاملا.ممنون :)
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/١٠/١١
٠
٠
سلام سحری خوبی ؟؟؟ *:) کم پیدا ؟؟؟ عیبی نداره ، یک کم دیگه همه چی درست میشه از بس قبلا ها فعال بودی ...*:)
سحر بانو
سحر بانو
٩٢/١٠/١٤
٠
٠
ممنون عزیییییزم :).....آره....کاش مثل قبلنا فعال بودم :)
khan
khan
٩٢/١٠/١١
٠
٠
براوو...آفرین... آفرین...
سحر بانو
سحر بانو
٩٢/١٠/١٤
٠
٠
تشکز :)
ali007
ali007
٩٢/١٠/١١
٠
٠
بله واقعا درسته....................ممنون سحر بانو:))))))))))))امیدوارم این مشکل زودتر حل بشه!!!!!!!!!!!!!
سحر بانو
سحر بانو
٩٢/١٠/١٤
٠
٠
مرسی باب افسنجی :)
ali007
ali007
٩٢/١٠/١٤
٠
٠
:)
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/١٠/١٢
٠
٠
سلام ... آدم بعضی موقع ها بی سوژه میشه نگران نباشین خیلی زود خوب میشین.... زبونم لال ساراطان که ندارین؟؟؟ والااااااا....
سحر بانو
سحر بانو
٩٢/١٠/١٤
٠
٠
ممنون دوست جان.... آره خب....آدم همیشه باید مثبت نگر باشه....مشکل خادی نیست واقعا...ایشالله حل میشه :)
neyosha
neyosha
٩٢/١٠/١٢
٠
٠
امیدوارم مشکلتون حل بشه!:)))
سحر بانو
سحر بانو
٩٢/١٠/١٤
٠
٠
خیلی ممنونم :)
علیرضا
علیرضا
٩٢/١٠/١٢
٠
٠
بی حوصلگی برای انجام کارها دلایل زیادی داره که دانشمندا هنوز تو 100 تای اولش موندن :دی ولی خب شاید مهمترین دلیلش کم شدن علاقه به اون موضوع باشه.
سحر بانو
سحر بانو
٩٢/١٠/١٤
٠
٠
ممنون از نظرتون مستر علیرضا...ولی من خودم به شخصه فکر نمی کنم دلیلش این باشه...به نظرم مهم ترین دلیلش همون کم شدن مطالعه هست.
mr_khas
mr_khas
٩٢/١٠/١٤
٠
٠
وااااااااااااای رفیق چی نظری !! ترکوندی خخخخ
mr_khas
mr_khas
٩٢/١٠/١٤
٠
٠
مرسی سحر بانو خیلی خوب بود :))
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦