از زمان کودکی، درخت در ذهن من، یک دوست مهربان، سر به زیر و در عین حال با وقار و پرشکوه بود... یک دوست که در عین سکوت،کلی حرف برای گفتن دارد...

و زبان او، زبان آشوبِ گنجشکهاست ... زبان سبز میوه‌ها و برگهاست ... زبان یک عارف است ... عارفی که ریشه در خاک دارد ولی شاخه‌هایش پر است از شوق رسیدن به آسمان!

و حال...کاغذ‌های مچاله شده‌‌ی سفید تبلیغاتی را که در گوشه و کنار خیابان‌ها می‌بینم... با خودم فکر می‌کنم که این چه تداعی سیاهی‌ست از درخت... هر روز زبان هزاران درخت بریده می‌شود و در زیر دست آدمی بیهوده سیاه می‌شود و بعد بی‌رحمانه آغشته به غلط‌گیر و یا شاید به سطل زباله‌ای حواله می‌شود. این شعر حاصل سرسوزن ذوقیست که به تمام درختان عزیز تقدیم می‌کنم:

 نه! تو این نیستی

بر زبان برگ هایت، مهر سکوت؛

بر سرشاخه هایت، زنجیر ِ سقوط؛

آیا سرنوشت تو، به سیاهی این کاغذ سفید بود؟

پس تداعی گنجشکان آشوب

آوای دارکوب

تداعی درخت، این بود؟

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
h-hidarpoor
h-hidarpoor
٩١/٠٩/٢٦
١
٠
درخت ... خاطره تاب بازی های کودکی را برایمان زنده می کند... زیبا و تاثیرگذار بود خدا قوت راستی ترانه زیبای درخت کامران رسول زاده رو هم از یاد نبرید... گوش دادن خالی از لطف نیست
shiezadeh
shiezadeh
٩١/٠٩/٢٦
١
٠
جالب بود
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩١/٠٩/٢٧
١
٠
خیلی قشنگه ک ادم روز تولدش یه درخت بکاره...
پربازدیدتریـــن ها
آقا کجایی؟

سربازانت منتظرند

٩٥/١٠/٢٣
شعری سروده خودم

قسم به طرز نگاهت

٩٥/١٠/٢٠
اصرار ازل را نه تو دانی و نه من

سجاده ی دوست داشتنی من

٩٥/١٠/٢١
کاش گرگ بودیم

گرگ ها گریه نمی کنند؟

٩٥/١٠/٢٠
شعری سروده خودم

برای درگذشت سیاست مدار با اخلاق مان

٩٥/١٠/٢١
شعری سروده خودم

تو خودت سجده شکری

٩٥/١٠/٢٢
تغییر نام و تحول در اوضاع و احوال کشور

غذا و سیمای ایران

٩٥/١٠/٢١
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
شاید هل ام داده باشند

افتاده به آب هیچ نفهمد که چه گویی!

٩٥/١٠/٢٢
چرا آدم ها را از روی ظاهر قضاوت می کنیم؟

چادر سیاه

٩٥/١٠/٢٢
لبخندت برای من قدیمی نمی شود

من و خاطره یک نیمکت رنگ و رو رفته

٩٥/١٠/٢٣
شما هم نظر بدهید!

پیشنهاد امتیاز دهی به نوشته های سایت جیم

٩٥/١٠/٢٢
دلم اتفاقات خوب می خواهد

تولدم مبارک!

٩٥/١٠/٢٣
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
سوغاتی برای دل خسته ما

مادربزرگ

٩٥/١٠/٢٣
حکایت آمارهای تکان دهنده

لطفا قبل از مصرف تکان دهید

٩٥/١٠/٢٠
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
ته ریشت را بیشتر

موهایت را دوست دارم

٩٥/١٠/٢٠
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
تبلیغات
تبلیغات