هر قاصدکی یک پیامبر است
معرفی کتاب

هر قاصدکی یک پیامبر است

نویسنده : فائزه اعتمادی راد

«هر قاصدکی یک پیامبر است» مجموعه قطعات ادبی عارفانه-عاشقانه «عرفان نظر آهاری» است؛ کسی که آشنایان با حوزه ی ادب کودک و نوجوان نام او را شنیده اند و آثار او را خوانده‌اند.

این کتاب در 48 صفحه و با قطع پالتویی توسط انتشارات افق به چاپ رسیده و با قیمت 7500 تومان قابل خرید است.

 

بخشی از این کتاب؛

گل آفتابگردان رو به نور می‌چرخد و آدمی رو به خدا. ما همه آفتابگردانیم . اگر آفتابگردان به خاک خیره شود و به تیرگی، دیگر آفتابگردان نیست. آفتابگردان کاشف معدن صبح است و با سیاهی نسبت ندارد. این‌ها را گل آفتابگردان به من گفت و من تماشایش می‌کردم که خورشید کوچکی بود در زمین و هر گلبرگش شعله‌ای بود و دایره‌ای داغ در دلش می‌سوخت.

آفتابگردان به من گفت :

- وقتی دهقان بذر آفتابگردان را می‌کارد، مطمئن است که او خورشید را پیدا خواهد کرد. آفتابگردان هیچ وقت چیزی را با خورشید اشتباه نمی‌گیرد اما انسان همه چیز را با خدا اشتباه می‌گیرد .

آفتابگردان راهش را بلد است و کارش را می‌داند. او جز دوست داشتن آفتاب و فهمیدن خورشید کاری ندارد. او همه زندگی‌اش را وقف نور می‌کند، در نور به دنیا می‌آید و در نور می‌میرد، نور می‌خورد و نور می‌زاید .

دلخوشی آفتابگردان تنها آفتاب است. آفتابگردان با آفتاب آمیخته است و انسان با خدا. بدون آفتاب، آفتابگردان می‌میرد، بدون خدا، انسان.

آفتابگردان گفت :

- روزی که آفتابگردان به آفتاب بپیوندد ، دیگر آفتابگردانی نخواهد ماند و روزی که تو به خدا برسی، دیگر «تویی» نمی‌ماند .

و گفت :

- من فاصله‌هایم را با نور پر می‌کنم، تو فاصله‌ها را چگونه پر می‌کنی؟

آفتابگردان این را گفت و خاموش شد. گفت و گوی من و آفتابگردان ناتمام ماند زیرا که او در آفتاب غرق شده بود .

جلو رفتم، بوییدمش، بوی خورشید می‌داد. تب داشت و عاشق بود. خداحافظی کردم .

داشتم می‌رفتم که نسیمی رد شد و گفت :

- نام آفتابگردان همه را به یاد آفتاب می‌اندازد، نام انسان آیا کسی را به یاد خدا خواهد انداخت؟

آن وقت بود که شرمنده از خدا رو به آفتاب گریستم ...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/١٢/٢٠
٠
٠
:) ... حتما این کتاب رو تهیه می کنم ممنون از معرفیتون ...
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١٢/٢٠
٠
٠
خواهش ميكنم:)
korosh
korosh
٩٢/١٢/٢٠
٠
٠
خیلی ممنون از پیشنهادتون :))) اگه اینجا هم پیداش کردم حتما تهیه میکنمش :)))
MILAD
MILAD
٩٢/١٢/٢٠
٠
٠
چه زیبا بود . ممنون واسه معرفی کتاب .:))
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١٢/٢٠
٠
٠
ممنون كه خونديد:)
a_y
a_y
٩٢/١٢/٢٠
٠
٠
آفتابگردان هیچ وقت چیزی را با خورشید اشتباه نمی‌گیرد اما انسان همه چیز را با خدا اشتباه می‌گیرد ... .
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١٢/٢٠
٠
٠
متاسفانه بله و اين خيلي بده
maede
maede
٩٢/١٢/٢٠
٠
٠
چقدر قشنگ بود.مرسی بابت معرفیش :)
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١٢/٢٠
٠
٠
قابل شمارونداشت:)
f_nietzsche
f_nietzsche
٩٢/١٢/٢٠
٠
٠
سلام یادش بخیر وقتی ایشون میومد برنامه تازه ها من همیشه پای ثابت بودم...ممنون که یادی زنده کردین از ایشون
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١٢/٢٠
٠
٠
بله من هم همينطور. فوق العاده هست نوشته هاش ساده و دلپذير
mohii-2
mohii-2
٩٢/١٢/٢٠
٠
٠
ایشون واقعا یک نویسنده با قلمی قوی هستند،ممنون از معرفیتون:)
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١٢/٢٠
٠
٠
بله عاليه نوشته هاشون با يه فكر لطيف. خواهش ميكنم
z_riahi
z_riahi
٩٢/١٢/٢٠
٠
٠
ممنون دوست عزیز، باید کتاب جالبی باشه
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١٢/٢٠
٠
٠
خواهش ميكنم
faeze
faeze
٩٢/١٢/٢٠
٠
٠
ممنون بابت معرفی :)
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١٢/٢٠
٠
٠
قابل شمارونداشت:)
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٢/١٢/٢٠
٠
٠
چهار تا از کتاباشو دارم! این قسمتی از این کتاب رو که نوشتین به دلم نشست... میرم دنبالش. سپاس
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١٢/٢٠
٠
٠
خواهش ميكنم هاچي جون:)
a_tayebii
a_tayebii
٩٢/١٢/٢٠
٠
٠
بازم معرفی کنید
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١٢/٢١
٠
٠
به روي چشم
amin20
amin20
٩٢/١٢/٢١
٠
٠
باید جالب باشه میرم دنبالش!
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١٢/٢١
٠
٠
بنظر اينطور باشه
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٢/٠٢
٠
٠
سلام:خیلی خوب بود متشکرم
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٢/٠٤
٠
٠
خواهش ميكنم :)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠