پدر یعنی...
کمی تا قسمتی طنز

پدر یعنی...

نویسنده : f_ghasemi

پدر یعنی ....

- نان آور خانه (واقا دستش درد نکند. جا دارد این‌جا از بابام تشکر کنم که خیلی برایم زحمت کشید و همین جا ازش معذرت می‌خواهم، در ادامه می‌فهمید چرا)

- عشق دختر (و البته ما دخترها هم عاشق بابای‌مان هستیم)

- در سرمای زمستان کم کردن بخاری

- تو گرم‌های تابستان خاموش کردن کولر، آن هم وسط شب

- خاموش کردن لامپ‌های اضافه در خانه، مخصوصا اتاق بچه‌ها (چون درس نمی‌خوانند)

- ایستادن جلوی درب یخچال و گوش دادن به آهنگ یخچال و همراهی کردن با آن (اما اگر ما جلوی یخچال بودیم، می‌گفت چی از توی اون خراب شده می‌خوای؟ در گاراژو ببند، نمی‌بینی صداش در اومده)

- وقتی وارد خونه شد، باید خبردار باشی و سلام کنی و بعد ساکت باشی که یک چرتی بزند و بعد جلوی چشمش آفتابی نشوی که به تو بگوید: پس تو کی درس می‌خوانی؟ (البته اضافه کنم که جلوی کامپیوتر هم نباشی، تاکید می‌کنم حتی برای تحقیق درسی؛ وگرنه پدر عزیزتر از جان می‌گوید: تو که همش پای اون کامپیوتر خراب شده‌ای و درس نمی‌خونی!)

- اخبار ساعت 2 (14) نشد 17 نشد 20:30 نشد21 نشد22 نشد23 نشد شبکه خبر......هییییییییییییییییی

- کافی است یک گرد و خاک در خانه ببیند، می‌گوید این خانه که سال تا سال تمیز نمی‌شود مگر این‌که من یک دستی بکشم.

- ماساژدادن مجانی و سرویس دادن مجانی، مثل چای، میوه، ناهار، شام ....

- وقتی چیزی را می‌شکند اشکالی ندارد! اصلا اتفاقی بود. رفع بلا بود (اما وای به روزی که ما چیزی بشکنیم، دست و پا چلفتی که هستیم، کور هم می‌شویم و هییییی)

- وقتی گوشی‌اش خراب شد، خوب عمرش را کرده، گوشی است دیگر (اما وای از آن روزی که گوشی‌مان خراب شود.  آن موقع است که پدر عزیزتر از جان می‌گوید: شما عرضه یک گوشی نگه داشتن هم ندارید؟ اصلا عرضه ندارید از یک وسیله درست استفاده کنید)

- وقتی وارد اتاق شد به کل دیزاین اتاقت گیر دادن (و البته به طریقه نشستنت روی تخت: درست بشین، اصلا چرا رو تخت می‌شینی؟ تخت جای دراز کشیدنه. رو تخت محکم نشین و.... هییییییییی)

- وقتی قبض آب، برق و مخصوصا تلفن می‌آید. تا یک هفته نمی‌توانی پول توی جیبی بگیری! اصلا نمی‌توانی با پدر گرامی حرف بزنی.

- روز جمعه، نه عصر جمعه، مهمان ناخوانده دعوت کردن، طوری که وقتی زنگ در خانه به صدا در آمد پدر تازه یادش می‌آید که عمو را دعوت کرده. 

- وقتی جریمه می‌شود آقا پلیسه مقصر است و اصلا بابام خلافی نکرده. اصلا بابام هیچ وقت پارک ممنوع پارک نمی‌کند (ولی کافی است ما جریمه شیم. کل رانندگی‌ات زیر سوال می‌رود. اصلا آن چه افسری بوده که به من گواهی نامه داده. البته اضافه کنم من شوماخری‌ام برای خودم والاااااااااا)

- وقتی که دارد از پارکینگ می‌رود بیرون آینه ماشین را با در پارکینگ صاف می‌کند، بعد کافی است که آینه ماشین را با زور باز کنی، هیچی دیگر بهتر است نگویم...

- وقتی در اتاق و یا ماشین را محکم می‌بندد؛ خب از دستش در رفته (اما کافی است در اتاق و یا ماشین محکم بسته شود و آن وقت است که می‌گوید شما قدر چیزهایی را که دارید نمی‌دانید)

=======

پ.ن: چیه؟ انتظار دارید این مطلب را تموم کنم؟ مگر نمی‌دانید من جو اصغر فرهادی هستم؟ خودتان یک جور نتیجه‌گیری کنید دیگر

پ.ن2: من از همین جا از تمام باباها تشکر می‌کنم. انشاا... سایه‌شان از سرمان کم نشود. پدر داشتن نعمتی است که نصیب همه نمی‌شود. دوستت دارم بابا جونم نگی نگفتی.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
v-qavam
v-qavam
٩٢/١٠/١٧
١
٠
پدر یعنی از ترسش دور مودم را با پارچه پوشاندن از ترس بیدار شدن پدر با سر و صدای مودم :)))
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
هییییییییییییییییی وای پیر شدیم رفت :)
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
اینو خوب اومدی توی داستان های قبلیم اشاره کردم که پتو رو کامپیوتر کشیدیم تا صدای مدم در نیاد... هیییییییییی . مرسی
نگارا
نگارا
٩٢/١٠/١٧
٠
٠
من شبا لب تاپم و می برم زیر لحاف نورشو نبینه ناراحت نشه!! تا اول که قشنگ بابای منه!!خاموش کردن لامپا شب تا صبح مثه روح جلوی در یخچال واستاده هر موقع نصف شب پاشم بابا من بیداره الهی فداش بشم من:))
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
واقعا.... اصلا وقتی به بابا ت فکر میکنی یه لبخنی رو لبت میاد انقدر .......نه من بابا مو اینجوری دوست دارم (بدجور) مرسی از نظرت
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١٠/١٧
٠
٠
دقيقا همينطوره !:)
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
مرسی از تایید..... :)
s_ghasemi
s_ghasemi
٩٢/١٠/١٧
٠
٠
همچنین شوهر یعنی همه موارد فوق!!!!! اما اینا رو که خوندم دلم واسه بابا تنگ شد. از طرف من ببوس بابارو.
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
کجا شوهر تو اینجوریه آخه ؟ :)
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
الان رفتم بوسیدمش اما طوری نگام کرد انگار دیوانه دیده.....البته مامان حسودی کرد مجبور شدم مامانم ببوسم :)
s_ghasemi
s_ghasemi
٩٢/١٠/٢٠
٠
٠
:)
Paeez
Paeez
٩٢/١٠/١٧
٠
٠
پدر داشتن نعمتی است که نصیب همه نمی‌شود....................
faeze
faeze
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
:)
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
بعله ..... :) مرسی
M_BARF
M_BARF
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
خخخخخخ مرسی واقعا و کاملا زدی به هدف..............با اجازه یک مورد رو گوشزد میکنم: امان از ساعت 10 و سریال جومونگ :| دیگه حتی نفسم نباید بکشی اما حالا تو بیا بشین بگو میخوام سریال ببینم...............بگذریم :/
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
خخخخخخخخ خوبه که اضافه میکنین آخه اون موقع که داشتم مینوشتمش همینا به ذهن ناقصم رسید..... مرسی
M_BARF
M_BARF
٩٢/١٠/٢٠
٠
٠
:)
khan
khan
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
یک نفر/در لغتنامه مغزم نگنجید و / مهمان قلبم شد/پدر...
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
مرسی ... از نظرتون
h.naderi
h.naderi
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
:)
neyosha
neyosha
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
پشت :) ادمین حرفهای بسیاری هست:)))
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
بعله الان من تا تهش و خوندم مرسی از نظرتون ... خوشحالم که این بنده ناچیز و مورد لطف نظر پر بارتون قرار دادین
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
الهی قربون بابی گلم برم........همه ی باباها دوست داشتنی هستن.......ایشالا هیچ وقت سایه شون از سرمون کم نشه:)
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
بگو انشاال... ...مرسی عزیزم
neyosha
neyosha
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
موافقم.......ممنونم:)))
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
منم 100 در 1000 مواقم خواهش میشه :)
hoorieh
hoorieh
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
باحال بود
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
قابل شما رو نداشت مرسی ار نظر باحالتون :)
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
خدا سایه ی همه ی پدرا رو بالا سرمون نگه داره...:)
faeze
faeze
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
آمین:))
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
آمین :) مرسی
sorme
sorme
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
خاموش کردن لامپ‌های اضافه در خانه، اینکه کار منه.بابام کامپوتر و صب روشن میکنه شب یادش میاد خاموشش نکرده! تو گرم‌های تابستان خاموش کردن کولر، آن هم وسط شب. عمرا بابام از اینکارا بکنه! ماساژدادن مجانی و سرویس دادن مجانی، مثل چای، میوه، ناهار، شام .... بعد از این کارا وقت گرفتن هفتگیه!(من در هفته 2-3 بار هفتگی میگیرم)
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
مرسی که به این نکته ظریف اشاره کردین منم تازه یاد گرفتم بعد سرویس مجانی از بابام پول توجیبی بگیرم :) ......راستی چه بابای خوبی داری واقعا به برق دست نمیزنه؟؟؟؟ این مورد نادریه ها!!!!! مراقب پدر باشین.... البته شاید هنوز بازنشسته نشده اگه بشه اون موقع تجربه میکنین..بعله
جادوگر
جادوگر
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
منم یه روز بابا داشتم قدیم قدیما وقتی بچه بودم زیاد یادم نیست
neyosha
neyosha
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
خدارحمتشون کنه!
faeze
faeze
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
.......:(
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
عزیزم :( خدا رحمتشون کنه...روحشون شاد
جارچی
جارچی
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
پدر انقدر کلمه بزرگی است که نمیشود توصیفش کرد
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
اون که بعله
جارچی
جارچی
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
از نظر من ادم سه عشق داره 1-خدا وامامان 2-پدر 3- عقشق به زنت ....:-))
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
مامانت چی پس ؟
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
بعله
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/١٠/١٨
١
٠
از همه این حرفا گذشته تکه بابام حرف نداره خیلی دوسش دارم :)
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
ما نیز پدر زا دوست میداریم...بعله
s_ghasemi
s_ghasemi
٩٢/١٠/٢٠
٠
٠
منم بابای شما رو دوست دارم....
a_arabpour
a_arabpour
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
بابام يدونست صرفا جهت نمونست
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/١٠/١٩
٠
٠
اون که بعله....
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
پدر :)...کلمه از این قشنگ تر نداریم....ممنون :)
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/١٠/١٩
٠
٠
بعله مرسی از شما
علیرضا
علیرضا
٩٢/١٠/١٩
٠
٠
:) و من هم از همین تریبون کمال تشکر و قدردانیی از پدر گران رو دارم انشاالله همیشه سایه پدر و مادر روی سرمون باشد.| ممنونم خیلی جالب بود :)
M_BARF
M_BARF
٩٢/١٠/٢٠
٠
٠
آمین
ali007
ali007
٩٢/١٠/٢٢
٠
٠
پدر یعنی ارامش اسایش...........ممنون
H_fateme
H_fateme
٩٢/١١/١٦
٠
٠
مرسي____________________________________________
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٢/١١/١٩
٠
٠
پدر گوهریست که باید قدرش را دانست.اگر دیرشود.............ممنون
طلایه
طلایه
٩٢/١١/٢١
٠
٠
من که ازصبح که بیدارمیشم برم مدرسه (ازرادیوی ماشین گرفته تا...)تاشب که میخوام بخوابم تمام اخباروحفظم ولی جالب اینجاست که وقتی خبری رو تعریف میکنی یادشون نیست ومیگن کی اخبارگفت ماکه نشنیدیم
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣