کینه دارند...
سید ما؛ می‌خواهند مسجد شما را خراب کنند

کینه دارند...

نویسنده : h-hidarpoor

می‌خواهند مسجدتان را خراب کنند؛ سید! همانی که هزار و چهارصد و سی و چهار سال قبل ساخته بودید. همانی که دیوارهایش را گِل زده بودید و کَفَش ریگ سیاه بود و سقفش برگ نخل. حالا می‌خواهند خرابش کنند سید. همان‌هایی که می‌خواهند به خیالشان بزرگترین مسجد جهان را بسازند، با گنجایش یک و نیم میلیون نفر – یک و نیم میلیون شیاد مسلمان!-  و هزینه‌ای 6 میلیارد دلاری، قیمت دلارهایش را نمی‌دانم اما. همان‌هایی که می‌خواهند محل جنگ جمل را پارکینگ ماشین‌ها کنند. همان ها می‌خواهند مسجدتان را خراب کنند سید. شنیده‌ایم که احتمالاً به بقیع هم برسند. سازمان‌های جهانی هم که قربان‌شان بروم ترجیح می‌دهند در این اوضاع سر به سر بزرگ‌ترین تولید کننده نفت جهان نگذارند!

 

«محمّد» می‌خواند. عادت کرده است به بلند خوانی. امتحان ادبیات دارد به گمانم. بعدتر هم عربی و بعدتر هم زبان خارجه! اخوان ثالث را می‌خواند: «... یادم آمد هان... داشتم می‌گفتم/ آن شب نیز/ سورت سرمای دی بیدادها می‌کرد/ چه سرمایی / چه سرمایی/ باد برف و سوزِ وحشتناک...»  و سورت را معنا می‌کند: تندی، تیزی، شدت اثر!

و من روزنامه می‌خوانم: «سرما طی 10 روز جان 123 روس را گرفته، مدارس مسکو در دمای منفی 30 درجه تعطل شده‌اند. ماموران اورژانس در اوکراین 9 جسد یخ زده را از کف خیابان‌ها جمع کرده‌اند، سرما در آمریکا جان 15 نفر را گرفته و 2 هزار «پرواز!» را لغو کرد. آن طرف اما جایی در استرالیا جنگل‌ها از سوز گرما آتش گرفته‌اند و محمد همچنان می‌خواند: «آن صدایش گرم/ نایش گرم/ آن سکوتش ساکت و گیرا/ و دَمَش چونان حدیث آشنایش گرم/ راه می‌رفت و سخن می‌گفت...» و این خواندن‌های بلند بلند محمد من را یاد شما انداخت سید.

یاد دشَمِ چونان حدیث آشنایت گرم! یاد آن روزهایی که قرار شد صدایت را مردم هم بشوند و اصحاب‌تان فریاد بزنند که «پنجره‌ها را باز کنید که دنیا صدای توحید محمد را بشنوند». یاد آن روزهایی افتادم که پناه بر خدا در مسجد شکمبه گوسفند و شتر بارتان می‌کردند. یاد آن روزهای‌تان که می‌افتم، این عصر یخبندان خودمان هم یادم می‌آید. عصری که همه چیز یا یخ زده است یا در هُرم گرمای گناهان‌مان می‌سوزد. جاهلیت مدرنی که به لطف تبلیغات یزیدیان فریاد جهاد نکاح سر داده و ابو موسی اشعری‌هایی که آلت دست عمرعاص‌ها شده‌اند و شده است آنچه نباید می‌شده. آنچه که خودتان هم بیشترین ترس را از آن برای امت داشته‌اید. که  شده است گوانتانامو،  که ابوغریب، که پاراچنار و غزه و لبنان، که سوریه و ...

 

اما سیدجان؛ این که هر سال میلیون‌ها عاشق، پیاده و دل زخمی می‌روند به عزای سبط بهشتی‌ات، می‌روند به عزای «رضا»ی‌تان، هرچند رسانه‌های زمینی کارناوال تنها یک میلیونی رقص را پوشش بدهند و حرفی از 25 میلیون زائر پیاده‌ای که تصاویر ماهواره‌ای نشان داده‌اند نزنند. همین؛ همین یعنی این‌که این‌ها هنوز از آن اسلامی که شعارش هیهات من الذله است می‌ترسند. هنوز این‌ها از اسلام نابی که نام شما را داشته باشند هراس دارند. کینه دارند سید جان! می‌خواهند مسجدتان را خراب کنند، اما دل‌‌های شیعیان‌تان را می‌خواهند چه کار کنند. بگذارید دل‌های شیعیان‌تان آباد بماند.

 

و محمد همچنان می‌خواند : «قصه می‌گوید ... / قصه بی شک راست می‌گوید / می‌توانست او اگر می‌خواست...»

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
maede
maede
٩٢/١٠/٠٧
٠
٠
"دل‌‌های شیعیان‌تان را می‌خواهند چه کار کنند"دقیقن همینطوره.عشق و حبی که شیعه ها به ائمه دارن از هیچ راهی از بین نمیره...
h-hidarpoor
h-hidarpoor
٩٢/١٠/٠٧
٠
٠
سلام بزرگوار... ان شاالله که همین طور بماند...
جارچی
جارچی
٩٢/١٠/٠٧
٠
٠
اگه خدا لعنت شون کنه
h-hidarpoor
h-hidarpoor
٩٢/١٠/٠٧
٠
٠
سلام بزرگوار/لعنت شون می کنه...
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/١٠/٠٧
٠
٠
هیهات من الذله مرسی
h-hidarpoor
h-hidarpoor
٩٢/١٠/٠٧
٠
٠
سلام بزرگوار/ انشالله که ما هم بتونیم عامل به این شعار باشیم...
faeze
faeze
٩٢/١٠/٠٧
٠
٠
بگذارید دل‌های شیعیان‌تان آباد بماند....ممنون.....
h-hidarpoor
h-hidarpoor
٩٢/١٠/٠٧
٠
٠
سلام بزرگوار/ آمین... خواهش می کنم...
admin
admin
٩٢/١٠/٠٧
٠
٠
می گم آقای حیدپور برای میلاد حضرت از الان فکر کنید که یک یادداشت خوب بنویسید. انشاء اللله به همون منظوری که گفتم بتونیم استفاده کنیم
h-hidarpoor
h-hidarpoor
٩٢/١٠/٠٨
٠
٠
سلام بزرگوار/ ممنون از لطفتون/ یعنی غیر مستقیم گفتید که این یکی به درد نمی خورد دیگه!!!!
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/١٠/٠٧
٠
٠
ممنون خعیععیلی قشنگ بود *:) واقعا بی احترامی دارند میکنند اما هیچ وقت نمی تونن عشق و علاقه ی مردم رو از بین ببرند *:)
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/١٠/٠٧
٠
٠
ما همه از شما دوریم , قبول است آقا /ما همه مدعی هستیم , قبول است آقا/ همه روزمرّگیمان شده درس و زندگی/ زندگی بی تو تباه است , قبول است آقا/ بی فکر و عمل هر سحری ندبه , دعا میخوانیم/ میدانم که این فکر و خیالات افول است آقا/ما اگر هر نفسی شعر و غزل میگوییم/ هیچ یک از ته دل نیست قبول است آقا/کاش ما جرئت خلق چاه نامه داشتیم/معرفت را نداشتیم , قبول است آقا/ چرت و پرت هامان همگی کذب قشنگند ولی,/ما همه دل خوش آنیم , قبول است آقا/ حال ما بی تو و با تو همه حال یکسان است/ ما دل به تو نسپردیم , قبول است آقا/ مولا به خدا گفتنشان سنگین بود/ ما همه روسیهانیم , قبول است آقا/"عجّل الله فی فرج" گفتیم و در رؤیا شدیم/ما هم خسته ایم از ادعاهامان , قبول است آقا/ما همه در فکر گناهیم و شما اندر شفاعت/عشقْ بی تو یک سراب است , قبول است آقا......
علیرضا
علیرضا
٩٢/١٠/٠٩
٠
٠
شعر قشنگی بود.
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/١٠/٠٧
٠
٠
ممنون ا ز شما :)
M_BARF
M_BARF
٩٢/١٠/٠٧
٠
٠
بعــــــــــــــــله ممنونیم :)
علیرضا
علیرضا
٩٢/١٠/٠٩
٠
٠
وقتی تصاویر گروه هایی که از سر تا سر ایران به سمت حرم مطهر امام رضا (ع) رو میدیدم وقتی میدیدم مردم روستایی با دار و ندارشون، با یک جفت کفش پینه بسته، با چادر رنگی قشنگشون و با دلی پاک به عشق آقا دارند این همه سختی رو تحمل میکنم اشک تو چشمم جمع میشد... انشاالله که هرچه زودتر آن مهدی موعود (عج) خواهد آمد و دل تمام مسلمین و شیعیان جهان را با نور حقیقتش روشن و روشن تراز قبل خواهد کرد...
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨