تصمیم گرفتم ارشد شرکت کنم
روزی که خانواده به من شک کرد...

تصمیم گرفتم ارشد شرکت کنم

نویسنده : f_ghasemi

دوباره تصمیم گرفتم برای کارشناسی ارشد شرکت کنم. تصمیم گرفتم ظهرها که از سر کار آمدم. ناهارم را که خوردم، استراحت کنم و بعد شروع کنم به درس خواندن.

بابا فکر می‌کند من از روی سر خوشی گفتم، می‌خواهم ارشد شرکت کنم، زیاد جدی نگرفت. اما یک هفته‌ای شد و من کاملا جدی دارم درس می‌خوانم. الان دو روزی می‌شود که بابا به من شک کرده است! این‌که من واقعا دارم درس می‌خوانم؟!

 

آخر بابا (البته کل خانواده) تا به حال ندیدند که من کتاب دستم بگیرم! هیچی دیگر؛ زندگی برای خودمان درست کردیم.. بابام هر یک ساعت یک بار، بدون در زدن در اتاقم را  ناگهانی باز می‌کند، فکر کنم دفعه بعد اول یک گاز اشک‌آور بیاندازد بعد بیاید داخل..... خوب یکی به این بابای من بگه که من واقعا دارم درس میخونم و بابا مو از نگرانی در بیاره....

مامان هم که می‌خواهد طبیعی وارد اتاق من شود، نیم ساعت بعد بابایم برایم یا میوه می‌آورد یا آجیل یا چایی یا ساندویچ یا شام یا.... وای من ترکیدم دیگر. این هم شد زندگی! نمی‌گذارند من چند کلمه بخوانم. بعد پس فردا می‌گویند چرا ارشد قبول نشدم؟!

 

بگذریم. وقت استراحتم که می‌شود و از اتاق می‌آیم بیرون، بابا رو به من می‌کند و می‌گوید، چیه اینترنت قطع شده که از پای کامپیوتر بلند شدی؟ آن موقع است که اشک در چشمانم حلقه می‌زند و دوست دارم از پنجره خودم را پرت کنم پایین. خوب است خودش نیم ساعت پیش به صورت انتحاری وارد اتاقم شد.

وای به آن روزی که من کنترل تلویزیون دستم باشد. بابایم می‌گوید همش که جای تلویزیونی و نمی‌گذاری من یک اخبار گوش بدهم. آخر بابا جان من، شما که از صبح پای شبکه خبری؟ یعنی اخبار ساعت  2 را از گوینده هه بهتر می‌دانی و تازه غلط‌های گوینده را صحیح می‌کنی. یعنی بس نیست؟ می‌خواهید اخبار شبانگاهی هم گوش بدهید؟!

 

====================

پ.ن: هیچی دیگر؛ تصمیم گرفتم ارشد شرکت کنم.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
ati200
ati200
٩٢/١٠/١٤
١
٠
منم وضعم همینه..ولی تصمیم ندارم ارشد شرکت کنم.خخخخخخ
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/١٠/١٤
٠
٠
اوا چرا؟؟؟؟؟؟؟ بخون خوبه برات میوه پوسکنده میارن ... آجیل میارن....دیگه بهت کار نمیدن انجام بدی هی میگن برو درستو بخون...خخخخخ
neyosha
neyosha
٩٢/١٠/١٤
١
٠
خخخخخخخخخخخخخخخ ......چه جالب....متشکرم:))
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/١٠/١٤
٠
٠
بعله انشاا.. نوبت شما هم میشه برای کنکور بخونی بعد میفهمی چقدر جالبه...راستی مگه امتحانای ترمتون نیست؟؟؟؟ اینجا چیکار میکنی ؟؟؟؟ برو درستو بخون..... پاشو دختر خوب
neyosha
neyosha
٩٢/١٠/١٥
٠
٠
خخخخخ چشوم
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/١٠/١٥
٠
٠
چشمت بی بلا عزیزم
نگارا
نگارا
٩٢/١٠/١٤
١
٠
قبول می شی نگران نباش !!!
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/١٠/١٤
٠
٠
با دعای شما ها ...مرسی گلم
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/١٠/١٤
١
٠
هار هاااااااااار هاااااااااار *:) این وضع من در آینده ، وقته ارشد است *:)
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/١٠/١٤
٠
٠
ای ول من عاشق خنده هاتم....همیشه شادباشی نوبت شما که شد بگو برات دعا کنیم قبول بشی :)
khan
khan
٩٢/١٠/١٥
٠
٠
شما که هنوز یه کم زوده... زود نیست... در ضمن شما کنکور ندارید به احتمال 103٪... اگر هم باشه درصد کمی در قبولی شما در دانشگاه تاثیر داره...
khan
khan
٩٢/١٠/١٤
٢
١
هر که طاووس خواهد...چیز کشد... هندوستان... جور هندوستان... بکشد دیگر...
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/١٠/١٤
٠
٠
من نمیدونم کی بهت منفی داده؟؟؟؟؟ بچه نظر گذاشته خوب.....من طاووس نمیخوام مرغم باشه قبوله...
khan
khan
٩٢/١٠/١٥
٠
٠
باشه... ایرادی نداره...
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/١٠/١٤
١
٠
سلام ... برو خدا را شكر كن ، اگر زن مي‌داشتي و پدر مادرت اينكار را ميكردند مي‌رفتي دست پايشان را مي بوسيدي و اشك شوقي ميريختي كه تمساح حسوديش شود
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/١٠/١٥
٠
٠
الان اشک تو چشمام جمع شد...مرسی
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/١٠/١٤
١
٠
موفق باشی حالا واقعا داری ارشد میخونی ؟ :)
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/١٠/١٥
٠
٠
انتظارشو داشتم این سوال و بکنی......الان بگم آره دارم برا ارشد میخونم باورت میشه؟؟؟؟؟؟ نمیشه دیگه .....
mr_khas
mr_khas
٩٢/١٠/١٤
١
٠
خخخخخخخ ..خدا به همه کمک کنه ... گاز اشک آورو خوب اومدید خخخخخخ .. مرسی
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/١٠/١٤
٠
٠
خواهش میشه..... خدا یه صبری به من بده کافیه....مرسی که خوندین
s_ghasemi
s_ghasemi
٩٢/١٠/١٤
١
٠
سلام خواهرجونم. شما این یک هفته که تهران بودی ، من ندیدم واسه ارشد بخونی. به بابا میگم !!!!!
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/١٠/١٤
٠
٠
خدارو شکر که شوهر ندارم......اشک تو چشام حلقه زد.....هیییییییییییییییی
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/١٠/١٤
٠
٠
انتظارشو داشتم این سوال و بکنی......الان بگم آره دارم برا ارشد میخونم باورت میشه؟؟؟؟؟؟ نمیشه دیگه .....
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/١٠/١٤
١
٠
بعله همش تقصیر شما بود من که خودم نمیخواستم بیام!!!! تو اسرار کردی بیام..... هییییییی اینم از خواهرمون.....تو هم به بابا بگو....
khan
khan
٩٢/١٠/١٥
٠
٠
میگفتن رفاقتها فقط بوی خیانت میده که...
M_BARF
M_BARF
٩٢/١٠/١٤
١
٠
هعــــــــــــــــی ما نیز ارشد شرکت کردیم ولی هیچ امیدی نداریم :(((((((((
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/١٠/١٥
٠
٠
چرااااا امیتو از دست نده..... تو هم قبول میشی
M_BARF
M_BARF
٩٢/١٠/١٥
٠
٠
خب معلومه قبول میشم البته اگه درس بخونم............خخ
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/١٠/١٥
٠
٠
انشا ال..... قبول میشی ..کمی اراده میخوا که شما دارین
admin
admin
٩٢/١٠/١٥
١
٠
احسنت به این تصمیم کبری!
M_BARF
M_BARF
٩٢/١٠/١٥
٠
٠
خخخ
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/١٠/١٥
٠
٠
تصمیم کبری!!!! هییییییییییییی باید از داستان من تصمیم بسازند.... مثلا تصمیم فاطمه هیییییییییییییییییییی
عاشق فسنجان
عاشق فسنجان
٩٢/١٠/١٥
١
٠
خيلي خوبه كه !!!!!!!!!!!!!من ارزودارم هرچه زودتر كنكوربدم تاشايددرصندوقچه اي كه توش پسته واجيل ذخيره كرديم بازشه..........به اميد اون روز////////////ممنونباحال بود.....گازاشك اور.........خخخخخخخخخخخخخ.....موفق باشي
M_BARF
M_BARF
٩٢/١٠/١٥
٠
٠
چی زجری میکشی تو.................خخخخخخخخخخخخخخ
khan
khan
٩٢/١٠/١٥
٠
٠
ما هم که کنکور را بدهیم درب خیلی چیزها و خیلی جاها باز می شود...
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/١٠/١٥
٠
٠
آره وقتی درس میخونی خیلی تحویل میگیرنت... امیداورم هرچه زود تر تجربش کنی :)
admincheh
admincheh
٩٢/١٠/١٥
١
٠
خخخ حالا واسه میوه پوست کنده تصمیم گرفتی یا واسه ارشد !راستشو بوگو:)
M_BARF
M_BARF
٩٢/١٠/١٥
٠
٠
راست میگه زود باش بوگو.....
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/١٠/١٥
٠
٠
الان تابلو شدم نه!!!!! .الا من بیشتر برای سرویس دهی رایگان مامان و بابا م این کارو کردم :) اما قول میدم ایندفه ارشد بول بشم...... والاااااا
faride
faride
٩٢/١٠/١٥
١
٠
فکر کنم دفعه بعد اول یک گاز اشک‌آور بیاندازد بعد بیاید داخل...خخخخخخخخخخ.انشاا... که موفق بشین
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/١٠/١٥
٠
٠
مرسی که نظر گذاشتین... با دعای شما ..... انشاا... قبول میشم
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٢/١٠/١٥
١
٠
وضعیت مشابه داریم.فقط من کتاب دستم میگیرم غش میکنم :)))))))))
M_BARF
M_BARF
٩٢/١٠/١٥
٠
٠
خخخخخخخخخخ قبلش با خوانواده هماهنگ کن هواتو داشته باشن زبونم لال طوریت نشه.............
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/١٠/١٥
٠
٠
خخخخخخ منم اوایل غش میکردم اما وقتی کتاب دستم میگیرم به خودم میگم این کتاب رمان ه کتاب درسی نیست...خخخخ اما الان خوبم.... کم کم عادت میکنی والااااا
ali007
ali007
٩٢/١٠/١٥
٠
٠
ایشالله قبول میشین!!!!!!!!!!
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/١٠/١٥
٠
٠
مرسی علی آقا .... انشاال...
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/١٠/١٥
٠
٠
قبول میشین به امید خدا....:)
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/١٠/١٥
٠
٠
مرسی با دعای شما دوستان
علیرضا
علیرضا
٩٢/١٠/١٥
٠
٠
:دی | پدر و مادرن دیگه :)))) خداحفظشون کنه،موفق باشید :)
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/١٠/١٥
٠
٠
مرسی ..واقعا دست بابا و مامان درد نکنه.....شما هم موفق باشین
سلما
سلما
٩٢/١٠/١٦
٠
٠
عزیزم منم امسال همین تصمیمو گرفتم حتی رفتم دو تا پلاستیک سنگین کتابهای روانشناسی خواهرمو قرض گرفتم آماااااااااااااااااا بگو آما چی ؟ اما پسریمون نمیذاره حتی کتاب قرآن و دعا دست بگیریم وبخونیم چه برسه به درس بنابریان مثل بچه آدم کتابهایم را بستم و بوسید م و گذاشتم کنار و این بود ماجرای ارشد شرکت کردن ما : )
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/١٠/١٦
٠
٠
خدا پسرتون و براتون نگه داره.....
سلما
سلما
٩٢/١٠/١٦
٠
٠
راستی شما مامایی خوندید الان کارم میکنید ؟
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/١٠/١٦
٠
٠
آره کار میکنم صبح ها مرکز بهداشتم که طرحمه ...عصر ها هم با خانم دکتر بهلول ام میرم مطبشون
h_zahra
h_zahra
٩٢/١٠/١٦
٠
٠
موفق باشيد...اميدوارم بااين وضع بتونيددرس بخونيد
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/١٠/١٧
٠
٠
مرسی عزیزم
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤