جُز زیبایی ندیدیم
بوی غریبی می‌دهد پیراهنِ شهر

جُز زیبایی ندیدیم

نویسنده : هارمونیکا

چشمانِ پنجره خیس است،

بی‌پرده حرف می‌زند با من خدا؛

خدای رنگ‌های نیلی و کبود؛

رنگ ِ طلاییِ گندم‌های یک روز بود وُ یک روز نبود .

این روزها،

مادر بیشتر قرآن می‌خواند و زمین کمتر راه می‌رود ..

آسمان پارچه مشکیِ شب را پوشیده است و

ذکرِ مصیبت می‌خواند ..

و زمان نمی‌داند،

چرا ۱۳۳۳ سال ِ پیش نَایستاد؟!

این روزها مردها هم گریه می‌کنند

و حرفی نیست که «مرد گریه نمی‌کند» و

زنان زیرِ لب زمزمه می‌کنند :

«جُز زیبایی ندیدیم» و بغض صورت‌شان را چروک می‌کند .

راه که می‌روی، بوی غریبی می‌دهد پیراهنِ شهر و

عطرِ چای ِ دم کشیده

خیمه ِحسین (ع)؛ به روسری‌ام می‌پیچد ..

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١٠/٢٠
٠
٠
چه حال و هواي خاصي داره محرم . خدا عزاداري همه مونو قبول كنه همچنين از شما
ارغنون
ارغنون
٩٢/١٠/٢٠
٠
٠
ممنونم
M_BARF
M_BARF
٩٢/١٠/٢٠
٠
٠
چقدر قشنگ بود مرسی :))
ارغنون
ارغنون
٩٢/١٠/٢٣
٠
٠
ممنون
M_BARF
M_BARF
٩٢/١٠/٢٣
٠
٠
قابلی نداشت :))
neyosha
neyosha
٩٢/١٠/٢٠
٠
٠
بعله زیبا بوو.....متشکرم:))
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٢/١٠/٢٠
٠
٠
بسیار زیبا بود تشکر از شما
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/١٠/٢٠
٠
٠
حال و هوایی که زمان محرم آدم داره...هیچ تایمی نداره...ممنون از شعر زیبات دوست عزیز...:)
جارچی
جارچی
٩٢/١٠/٢٠
٠
٠
عالی بود..
nika
nika
٩٢/١٠/٢٠
٠
٠
واقعا زیبا بود ممنون.
a_arabpour
a_arabpour
٩٢/١٠/٢٠
٠
٠
بسيار فخيم
ارغنون
ارغنون
٩٢/١٠/٢٣
٠
٠
ممنون
مهدیس خانووم
مهدیس خانووم
٩٢/١٠/٢٠
٠
٠
:) بسیااار زیبا
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/١٠/٢٠
٠
٠
قشنگ بود.... تشكر...
faeze
faeze
٩٢/١٠/٢٠
٠
٠
ممنون..شعر قشنگی بود..
ارغنون
ارغنون
٩٢/١٠/٢٣
٠
٠
مرسی
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/١٠/٢٠
٠
٠
راه که می‌روی، بوی غریبی می‌دهد پیراهنِ شهر... خیلی خوب بود :)
ارغنون
ارغنون
٩٢/١٠/٢١
٠
٠
سپاس از تمام دوستان .
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٢/١٠/٢١
٠
٠
زيبا بود خسته نباشين
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/١٠/٢١
٠
٠
خعیعیعلی قشنگ و با احساس بود ممنون *:) حیف که محرم تموم شد هعییییییییی *:/
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/١٠/٢١
٠
٠
دلم دوباره هوای دهه اول محرم رو کرد.....ممنون :)
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/١٠/٢٣
٠
٠
ممنون خیلی قشنگ بود:)
پربازدیدتریـــن ها
محکوم به فراموش شدنم

اینستاگرام لعنتی!

٩٦/٠٩/١٦
به تو ظلم کردم...

من به تو بدهکارم

٩٦/٠٩/١٩
عذرخواهم اما...

نامه ای برای حسین(ع)

٩٦/٠٩/١٦
من و پنجره به انتظار نشسته‌ایم تو را

کاش باز شود پنجره ای به ماه

٩٦/٠٩/١٨
آرامش کتابخانه

یک جای دنج

٩٦/٠٩/١٩
شعری سروده خودم

قلب اجاره ای

٩٦/٠٩/١٨
مدفون شده در آلودگی‌‌های شهر بزرگم

گرمای شب های سرد

٩٦/٠٩/١٨
روزها می‌گذرند...

چرا زنده باشم؟

٩٦/٠٩/١٦
حال خوب یعنی...

صدای زنگوله ی کبوتر ها

٩٦/٠٩/٢٢
در آستانه سی سالگی

میم من را خوب بشناس

٩٦/٠٩/١٩
دلم می‌خواهد تسلیمش باشم

مهرت به دلم نشسته

٩٦/٠٩/٢٠
و تنها تو مرا دوایی

بخوانش دلتنگتم…

٩٦/٠٩/٢٠
هبوط

پیدایش انسان

٩٦/٠٩/٢١
شعری سروده خودم

غرور

٩٦/٠٩/٢١

جنگل سپید

٩٦/٠٩/٢٢
بالا رفتن از آن دل و جرات می‌خواست

دیوارها

٩٦/٠٩/٢٣
شعری سروده خودم

گرمای عشق

٩٦/٠٩/٢٣
خلق و خوی ترک ناشدنی

عطرهایی که الکل شدند

٩٦/٠٩/٢٣
تبلیغات