بازگشت كاروان اسرا از شام به کربلا
اربعین حسینی تسلیت باد

بازگشت كاروان اسرا از شام به کربلا

نویسنده : سید مصطفی موسوی اصل

حركت از شام

به هر حال پس از هفت روز كه اهل بيت در شام بودند، به دستور يزيد وسایل سفر آنان را فراهم شد و به همراهى مردى امين آنان را روانه مدينه منوره كرد.

در هنگام حركت، يزيد امام سجاد عليه السلام را فرا خواند تا با او وداع كند و گفت: خدا پسر مرجانه را لعنت كند، اگر من با پدرت حسين ملاقات كرده بودم، هر خواسته‏اى كه داشت مى‏پذيرفتم و كشته شدن را به هر نحوى كه بود، گرچه بعضى از فرزندانم كشته مى‏شدند از او دور مى‏كردم ولى همان‌گونه كه ديدى شهادت او قضاى الهى بود. چون به وطن رفتى و در آن‌جا استقرار يافتى پيوسته با من مكاتبه كن و حاجات و خواسته‏هاى خود را براى من بنويس، آن‌گاه دوباره نعمان بن بشير را خواست و براى رعايت حال و حفظ آبروى اهل بيت به او سفارش كرد كه شب‌ها اهل بيت را حركت دهد و در پيشاپيش آنان خود حركت كند و اگر على بن الحسين را در بين راه حاجتى باشد، برآورده سازد، و نيز سى سوار در خدمت ايشان مأمور ساخت و به روايتى خود نعمان بن بشير را با آنان همراه كرد. 

و همان‌گونه كه يزيد سفارش كرده بود به آهستگى و مدارا طى مسافت كردند و به هنگام حركت، فرستادگان يزيد بسان نگهبانان گردا گرد آنان را مى‏گرفتند و چون در مكانى فرود مى‏آمدند از اطراف آنان دور مى‏شدند كه به آسانى بتوانند وضو سازند.

 

توقف در كربلا

خاندان داغ ديده رسالت پس از ورود به كربلا براى شهيدان خود به عزادارى پرداختند، چون هنگام حركت بسوى كوفه اجازه عزادارى به آنان نداده بودند و همان‌گونه كه سيد ابن طاووس در اللهوف نقل كرده است كه «و اقاموا المآتم المقرحة للاكباد» «ماتم‌هاى جگرخراش بپا داشتند» ، و تا سه روز امر بدين منوال سپرى شد. 

 

اربعين

اهل بيت عليهم السلام به سفر خود ادامه دادند تا به دو راهى جاده عراق و مدينه رسيدند، چون به اين مكان رسيدند از امير كاروان خواستند تا آنان را به كربلا ببرد و او آنان را به سوى كربلا حركت داد چون به كربلا رسيدند، جابر بن عبد الله انصارى را ديدند كه با تنى چند از بنى هاشم و خاندان پيامبر براى زيارت حسين عليه السلام آمده بودند. همزمان با آنان به كربلا وارد شدند و سخت گريستند و ناله و زارى كردند و بر صورت خود سيلى زده و ناله‏هاى جانسوز سر دادند و زنان روستاهاى مجاور نيز به آنان پيوستند.  زينب عليها السلام در ميان جمع زنان آمد و با صوتى حزين كه ‏دل‌ها را جريحه‌دار مى‏كرد مى‏گفت: «وا  اخاه! وا حسيناه! وا حبيب رسول الله و ابن مكة و منا! و ابن فاطمة الزهراء! و ابن علي المرتضى! آه ثم آه!» پس بيهوش گرديد.

سكينه چون چنين ديد، فرياد زد: وا محمداه! وا جداه! چه سخت است بر تو تحمل آن‌چه با اهل بيت تو كرده‏اند، آنان را از دم تيغ گذراندند و بعد عريان‌شان نمودند! 

عطيه عوفى مى‏گويد: با جابر بن عبد الله به عزم زيارت قبر حسين عليه السلام بيرون آمدم و چون به كربلا رسيديم جابر نزديك شط فرات رفته و غسل كرد و ردائى همانند شخص محرم بر تن نمود و هميانى را گشود كه در آن بوى خوش بود و خود را معطر كرد و هر گامى كه بر مى‏داشت ذكر خدا مى‏گفت تا نزديك قبر مقدس رسيد و به من گفت: دستم را بر روى قبر بگذار چون چنين كردم، بر روى قبر از هوش رفت.

من آب بر روى جابر پاشيدم تا به هوش آمد، آنگاه سه مرتبه گفت: يا حسين سپس گفت: «حبيب لا يجيب حبيبه» ، و بعد اضافه كرد: چه تمناى جواب دارى كه حسين در خون خود آغشته و بين سر و بدنش جدائى افتاده است و گفت:

من گواهى مى‏دهم كه تو فرزند بهترين پيامبران و فرزند بزرگ مؤمنين مى‏باشى، تو فرزند سلاله هدايت و تقوايى و پنجمين نفر از اصحاب كساء و عبايى، تو فرزند بزرگ نقيبان و فرزند فاطمه سيده بانوانى. و چرا چنين نباشد كه دست سيدالمرسلين تو را غذا داد و در دامن پرهيزگاران پرورش يافتى و پاك زيستى و پاك از دنيا رفتى و دل‌هاى مؤمنان را از فراق خود اندوهگين كردى، پس سلام و رضوان خدا بر تو باد، تو بر همان طريقه رفتى كه برادرت يحيى بن زكريا شهيد گشت.

آنگاه چشمش را به اطراف قبر گردانيد و گفت:

«السلام عليك ايتها الارواح التي حلت بفناء الحسين و اناخت برحله، اشهد انكم اقمتم الصلوة و آتيتم الزكوة و امرتم بالمعروف و نهيتم عن المنكر و جاهدتم الملحدين و عبدتم الله حتى اتاكم اليقين.»

سلام بر شما اى ارواحى كه در كنار حسين نزول كرده و آرميديد، گواهى مى‏دهم كه شما نماز را بپا داشته و زكات را ادا نموده و به معروف امر و از منكر نهى كرديد و با ملحدين و كفار مبارزه و جهاد كرده و خدا را تا هنگام مردن عبادت نموديد.

و اضافه نمود: به آن خدائى كه پيامبر را به حق مبعوث كرد ما در آن‌چه شما شهدا در آن وارد شده‏ايد شريك هستيم.

عطيه مى‏گويد: به جابر گفتم: ما كارى نكرديم! اينان شهيد شده‏اند. گفت: اى عطيه از حبيبم رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه مى‏فرمود: «من احب قوما حشر معهم و من احب عمل قوم اشرك في عملهم»؛ هر كه گروهى را دوست داشته باشد با همانان محشور گردد، و هر كه عمل جماعتى را دوست داشته باشد در عمل آن‌ها شريك خواهد بود.

 

حركت از كربلا

اگر زنان و كودكان در كنار اين قبور مى‏ماندند، خود را در اثر شيون و زارى و گريستن و نوحه كردن هلاك مى‏نمودند، لذا على بن الحسين عليهم االسلام فرمان داد تا  بار شتران را ببندند و از كربلا به طرف مدينه حركت كنند. 

چون بارها را بستند و آماده حركت شدند، سكينه عليه االسلام اهل حرم را با ناله و فرياد به جانب مزار مقدس امام جهت وداع حركت داد و جملگى در اطراف قبر مقدس گرد آمدند. 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
sajjad
sajjad
٩٢/١٠/٠١
٠
٠
زیبا بود ....
dr.maRYam
dr.maRYam
٩٢/١٠/٠١
٠
٠
يا حسين...
نوشا
نوشا
٩٢/١٠/٠١
٠
٠
زیبا ... وغمناک
faeze
faeze
٩٢/١٠/٠١
٠
٠
هعیییی:((( تو این شب عزیز منو فراموش نکنین...
v-qavam
v-qavam
٩٢/١٠/٠١
٠
٠
البته این تغییر رویه یزید در مقابل اهل بیت هم به دلیل بیداری مردم و ترس از آن و هم به دلیل اصرار های زن یزید که روزگاری کنیز بی بی زینب بوده روایت شده
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٢/١٠/٠١
٠
٠
چقدر غمناک ... التماس دعا ...
mr_khas
mr_khas
٩٢/١٠/٠١
٠
٠
یاحسین ( ع) ..... واقعا چه دردناکه .....
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/١٠/٠١
٠
٠
«من احب قوما حشر معهم و من احب عمل قوم اشرك في عملهم»؛ ....... ممنون
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/١٠/٠١
٠
٠
ماتم‌هاى جگرخراش ...... حتی تصور این مصیبت هم سخته ///
h-hidarpoor
h-hidarpoor
٩٢/١٠/٠١
٠
٠
جاى رقیه خالى. نیست که به هواى بابا، سرتاسر بیابان تفتیده کربلا را بدود و «بابا بابا» بگوید.... السلام علیک یا اباعبدالله...
M_BARF
M_BARF
٩٢/١٠/٠١
٠
٠
السلام علیک یا اباعبدالاه الحسین(ع)............ممنونم خیلی زیبا بود//////یادش بخیر! خدا قسمت همه کنه سفر کربلا و زیارت آقا رو الاهی آمین.
ali007
ali007
٩٢/١٠/٠١
٠
٠
یا ابا عبدالله...........ممنون مستر موسوی:((((
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/١٠/٠٢
٠
٠
السلام علیک یا سید الشّهدا (ع) ...چه مصیبت سخت و دردناکی ... ممنون آقای موسوی ...
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/١٠/٠٢
٠
٠
السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین...بمیرم واسه مصیبتشون....ممنون :(
علیرضا
علیرضا
٩٢/١٠/٠٢
٠
٠
ای غایب از نظر، نظری کن به خواهرت زینب نشسته بر سر قبر مطهرت یک اربعین گذشته ولی زنده ام هنوز قامت خمیده آمده سرو صنوبرت |سعید توفیقی| یا حضرت صبر زینب کبری (س)...
mr_khas
mr_khas
٩٢/١٠/٠٢
٠
٠
:(((((
tanha
tanha
٩٢/١٠/٠٢
٠
٠
http://bit.ly/18HUIRb ---- علی فانی برای اربعین :(((
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/١٠/٠٢
٠
٠
مرسی ...
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/١٠/٠٣
٠
٠
ممنون :(
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
دیکتاتوری دوست داشتنی

از دلخوشی تا دلبستگی

٩٥/٠٩/١٨
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

وقتی ستاره توی آسمونه

٩٥/٠٩/١٥
چند کلمه با عادل فردوسی پور که دیگر عادل نیست

ناعادل!

٩٥/٠٩/١٦
خواب عجیبی بود...

تجربه مرگ در خواب

٩٥/٠٩/٢٠
به دنبال یک مامن

اعتراف

٩٥/٠٩/١٨