این ساعت یک پازل (جورچین) چهار قطعه‌ای در بالایش دارد که در هنگام زنگ زدن ساعت به هوا پرت شده و در اتاق پراکنده می‌شوند. حالا برای قطع زنگ باید این چهار تا را پیدا کنید و دوباره سرجای خودشان قرارشان دهید.

 

 

 

این ساعت (مرغ) هنگام زنگ زدن تخم می گذارد و تا تخم‌ها را از زمین جمع نکنید و در دهانش نگذارید، زنگش (قدقدش) را متوقف نمی‌کند.

 

 

 

 

نارنجک صوتی در اصل یک ساعت نیست بلکه یک بیدار کننده است. ضامن را می‌کشید و پرتش می‌کنید در اتاق یا تخت کسی که خوابیده و باید بیدار شود. بعد از ده ثانیه صدای بسیار ناهنجاری را شروع می‌کند که شدتش قابل تنظیم است. مشکل اصلی اینجاست که برای خاموش کردنش حتما شخص خوابیده باید بلند شود و شما را پیدا کند و از شما بخواهد که ضامن را دوباره در نارنجک فرو کنید.

 

 

 

 

هر وقت ازش ساعت را بپرسید، جواب می‌دهد. بعد هم که موقع بیدار شدن شد، اول به شما می‌گوید «آفتاب دمیده‌! بیدار شو عزیزم» ولی وقتی بیدار نشدید عربده می‌زند که «دستت رو از گوشت ور دار! بیدار شو» و در این مرحله تنها راه خاموش کردنش این است که بسیار محکم و با خشونت، گلوی ساعت را بگیرید و فشار بدهید.

 

 

این ساعت مجهز است به یک صدای ۹۵ دسی بلی (!) و یک نورافکن بسیار قوی و یک صفحه لرزاننده که می‌توانید آن را در تختتان کار بگذارید.

 

 

موقع زنگ که بشود راه می افتد ! اول از روی میز پایین می پرد و بعد می چرخد و فرار می کند. اگر هم بلند شوید و دستگیرش کنید آنقدر می لرزد که نتوانید دگمه خاموش را به راحتی پیدا کنید.

 

 

قسمت فوقانی این ساعت موقع زنگ زدن به پرواز در می‌آید. باید بلند شوید و با پریدن آن را گرفته و دوباره در جایش بگذارید.

 

 

این ساعت از بالای سقف بر روی تخت شما آویزان می‌شود و وقتی زنگ می‌زند، کافی است یک دست به آن بزنید تا زنگش و چراغش خاموش شود. ولی چند لحظه بعد زنگ و نور دوباره شروع خواهد شد ولی این بار ساعت کمی بالاتر رفته است!هربار که خاموش اش کنید کمی بالاتر می‌رود و دوباره زنگ می‌زند !

 

 

موقع خوابیدن دكمه زنگ زدن برای فردا را فشار می‌دهید. نیمه شب ساعت بی سر و صدا راه می‌افتد، از تخت پایین می‌آید و آن‌قدر راه می‌رود تا در یک گوشه از اتاق مخفی شود. صبح که شد برای پیدا و خاموش کردن اش باید از تخت خواب خارج بشوید. هنر ساعت این‌جا است که هر روز یک جای جدید و متفاوت با قبل برای مخفی شدن پیدا می‌کند.

 

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
m-ghorbani
m-ghorbani
٩١/١٠/٢١
٣
١
خییییییییییلی جالب بود ممنون دوست عزیز!این ساعتا واسه من خوبه که با صدای همزمان ده تا ساعت معمولی بیدار نمیشم.
H.K.T
H.K.T
٩١/١٠/٢٢
١
١
اینجا دیگه به یه پتک نیاز داریم ... مگه نه ؟
m-ghorbani
m-ghorbani
٩١/١٠/٢٢
١
١
فقط دو ساعت داشتم دنبال معني بتك مي گشتم!
Terme-A
Terme-A
٩١/١٠/٢١
١
٠
من به اینا احتیاج دارم...وقتی خوابم کسی نمی تونه بیدارم کنه...
mahshid2
mahshid2
٩١/١٠/٢١
٤
٠
وای خیلی باحال بود شکوفه گیلاس جان دست گلت واقعا درد نکنه کفم برید خیییییییییییییییییییییییییییلی عالی بود مرسی عزیزم
m-melisa
m-melisa
٩١/١٠/٢١
٣
٠
خیلی باحال بود ولی بعضیاش چه عذابی به آدم میده بیزار میشی از خواب و کار و زندگی و هرچی ساعته......
parisa
parisa
٩١/١٠/٢٢
٠
١
چه قشنگ..........اینا خیلی باحالن......
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩١/١٠/٢٣
٠
٠
مرسی بچه ها...منم خودم لازم دارم البته واسه داداشم...
bye
bye
٩١/١٠/٢٤
١
٠
من به شدت نیاز دارم !!! وای
m-nik110
m-nik110
٩١/١٠/٢٥
٠
٠
فک کنم برای من این ساعتها هم جواب نده!!
bye
bye
٩١/١٠/٢٦
١
٠
من تا حالا جایی به چشم نخورده که از این ساعت ها بفروشن ! اگه کسی سراغ داره بگه ما هم بخریم !
saeed_p
saeed_p
٩٢/٠١/٠٦
٠
٠
بابا تو ديگه كي هستي؟؟!!! دست ادمينو!!بستي...!!!خيلي جالب بود!ايووووووووووووول
سهره
سهره
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
خخخخخخخخ........چه با حال
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

الغوث خدایا

٩٦/٠٣/٢٥
بغضم می گیرد

تله پاتی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
کارهای خارق العاده!

کاش حوصله شان سر برود

٩٦/٠٣/٢٤
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
همه چیز را ندانی

غرور و تردید

٩٦/٠٣/٢٥
از هر قید رها بودم

آرامش مطلق

٩٦/٠٣/٢٤
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
در جاده زندگی هم مسیر شویم

همکلاسی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

چشم ها در انتظار آشنای نیمه شب

٩٦/٠٣/٢٥
تبلیغات
تبلیغات