دلمو بشکن
همین چیزها آسمانی‌اش کرده بود

دلمو بشکن

نویسنده : n_ashena

در وصیتنامه‌اش یا توصیه به برادرهاش و همه خاطراتش همیشه ملاحظه می‌کرد که باعث خاطره تلخی نشود. یکبار گفتم: «محمدرضا جان یک حرفی بزن که دلم ازت بشکنه که راحت ازت دل بکنم» بعد از دو روز گفت: « مادر من بیست و چند سال سنمه من دیگه کبیر شدم جلوی منو نگیر»

گفتم: «عجب بزرگ شدی از فرزندی دراومدی؟ اخرش چی مادر؟»

گفت: «نه مادر خودت گفتی یه حرفی بزن دلم بشکنه.»

خندیدم گفتم: «الان دل منو شکوندی؟»

گفت: «سینه ام را سپر تیر صدام میکنم اما به ذره‌ای ناراحتی برای شما راضی نیستم»

همین چیزها آسمانی‌اش کرده بود.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
khan
khan
٩٢/١٠/١١
٠
٠
ممنون... بسیار زیبا و دلنشین بود...
M_BARF
M_BARF
٩٢/١٠/١١
٠
٠
خوش بحالش................./// ممنون از شما :)
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/١٠/١١
٠
٠
خوشا به سعادتشون....ممنون :)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/١٠/١١
٠
٠
سلام ... ياد شهدا گرامي باد
h-hidarpoor
h-hidarpoor
٩٢/١٠/١١
٠
٠
خوش به حال شهدا که زمین دفتر نقاشی آن ها شده است...
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/١٠/١١
٠
٠
هعیییییییییییییییی خوش به حال شهدا که رفتند *:) ...ممنون *:)
ارغنون
ارغنون
٩٢/١٠/١١
٠
٠
چقدر بزرگ .... خوشا بحالشون .. همین /
ali007
ali007
٩٢/١٠/١١
٠
٠
خوشما به سعادتش................مچکر:)
mr_khas
mr_khas
٩٢/١٠/١٤
٠
٠
دقیقا :((
ali007
ali007
٩٢/١٠/١٥
٠
٠
:(
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/١٠/١٢
٠
٠
هیییییییییییییییی مرسی.من که حسودیم میشه. هیییییییییی
neyosha
neyosha
٩٢/١٠/١٢
٠
٠
:)))))))ممنونم
علیرضا
علیرضا
٩٢/١٠/١٢
٠
٠
....
M_BARF
M_BARF
٩٢/١٠/١٣
٠
٠
!!!! :))
mr_khas
mr_khas
٩٢/١٠/١٤
٠
٠
مرسی زیبا بود .. الان خوندمش
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨