نه من از اویم و نه او ز من است
شعری از خودم

نه من از اویم و نه او ز من است

نویسنده : mr_mokhtari58

آسمان دل من، آبی نیست.

آسمان تو چطور؟

دیده‌ام لبریز است.

سینه‌ام سنگین است.

سایه صبر کجاست؟

من و این آزادی، چه نچسبنده ترینیم به هم.

نه من از اویم و نه او ز من است.

شاید آن حق من است، اما من...

بگمانم اشتباهی شده است.

«چشم ها را باید شست»

معرفت خواهم و بس.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/١٠/٠٤
٠
٠
متشکرات فراوان ، بـــــــلیا خعیعیعیلی هم زیــــــــــــــــبا *:) و ممنون از این که از سهراب سپهری هم یادی کردید *:)
ali007
ali007
٩٢/١٠/٠٤
٠
٠
ممنون..............بسیار زیبا بود!!!!!!!!!!!
جارچی
جارچی
٩٢/١٠/٠٤
٠
٠
عالی بود
neyosha
neyosha
٩٢/١٠/٠٤
٠
٠
بله...متشکرم.زیبا بود:)
علیرضا
علیرضا
٩٢/١٠/٠٤
٠
٠
شعر قشنگی بود :)) ممنونم.
mr_khas
mr_khas
٩٢/١٠/٠٤
٠
٠
درین ســـــــــرای بــــی کسی ، کسی به در نمیزند بــــــــه دشت پـــــــــــــــــــرملال ما ، پرنده پر نمیزند یکی ز شــــــــب گـــــــــــرفتگان ، چراغ بر نمی کند کســـــــــــــــی به کوچه سار شب، در سحر نمیزند نشـــــــــــسته ایم در انتـــــــــظار این غبار بی سوار دریغ کـــــــــــــز شبی چنـــــین ، سپیده سر نمیزند..... متشکر ...شعر زیبایی رو منتشر فرمودید
سهره
سهره
٩٢/١٠/٠٤
٠
٠
it was nice
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/١٠/٠٤
٠
٠
شعر قشنگی بود...اون جمله سهراب خیلی قشنگش کرده بود...ممنون :)
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/١٠/٠٤
٠
٠
مرسی قشنگ بود
نی لو
نی لو
٩٢/١٠/٠٤
٠
٠
گـُل ِ رز .
saiideh70
saiideh70
٩٢/١٠/٠٤
٠
٠
شعر خوبی بود تبریک میگم امیدوارم کارای بیشتری ازتون ببینیم
M_BARF
M_BARF
٩٢/١٠/٠٥
٠
٠
خیلی خوب بود ممنونم از شما :))
سلما بانو
سلما بانو
٩٢/١٠/٠٥
٠
٠
راستش من از شعر نو چیزی سر در نمیارم ولی وقتی دوستان میگن خوبه حتما خوبه دیگه
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٢/١٠/٠٥
٠
٠
من و این آزادی، چه نچسبنده ترینیم به هم...یه واقعیت تلخ
morteza_t.kh
morteza_t.kh
٩٢/١٠/٠٥
٠
٠
قشنگ بود دمت گرم
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/١٠/٠٦
٠
٠
سلام ... «قشنگ بود دمت گرم»
mr_mokhtari58
mr_mokhtari58
٩٢/١٠/٠٧
٠
٠
ممنون از همه
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٥/٠٢/٢٠
٠
٠
باریکلا،افرین؛احسنت:-)
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٥/٠٢/٢٠
٠
٠
معرفت خواهم و بس
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
تبلیغات
تبلیغات