یلدا مُخام بیام خواستگاریت

یلدا مُخام بیام خواستگاریت

نویسنده : محمدرضا ناصری نژاد

یره  مِگن ، شایعه رِفته، امشب یلدا مِخِه بیه.
امشب دیگه مُخوام دلم بِزِنُم به دریا بُرُم بهش بُگُم، مُخوام بهش بُگُم که چقدر دوسش درُم.
بُگُم که خیلی خوبه، بُگُم یلدا جان دمت قیژ، هم همی که یَک بهانه‌ای مِری که همه ر دور هم جمع کنی،خودش خیلیه!
به جون همی طرقبه که مُخوام دنیاش نِبِشه. اگه کار دشتُم، خانه دشتُم، هم یک کمی هم پول جور مِکردُم، میامدُم خواستگاریت، البته یک مشکل بزرگ هم ای وسط هست که ننه سرما تو ر خیلی دوست داره به هیشکی تو ر نِمِده، تقریبا مِشِه گفت ترشی انداخته.
ولی بازم عشق که آخرش نِبِ‌یَد بشه زندگی زیر سقف. عشق مِتِنه تو دلامان همی جوری بِشِه، مو جداً به ای موضوع اعتقاد درُم، یلدا تو فقط امشب ر می‌یی کنارُم، باز مِری تا یِک ساله دِگِه، یلدا تو همیشه هستی، ولی مو که شاید سال بعد که چی، همی فردا هم نِبِشُم.
یلدا مو که فقط عاشقت نیستُم، خیلی‌ها هستن، دعا مُکُنُم همیشه باهاشان بِشی، یلدا تو بهانه ی با هم بودنی، دعا مُکُنم ای بهانه همیشه توی دلا بِشه، یلدا همیشه باش، خب؟! یلدا آسمون ابریه، امشب گریه کن تا همه ی غم‌های یک ساله ر بُشُوری مواظب خودت باش یلدای مُو

خب ای دستمال کاغذی ر بی یِن بگیرن اشکاتان ر پاک کُنِن...موُ دوست نِدِرُم کسی از این‌جه غمگین بره بیرون..یه لبخند گنده بِزِنن...ها همیه
یلداتان هم مبارک


برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩١/٠٩/٣٠
١
٠
اخی امیدوارم بش برسی اگه فردا دنیا تموم نشه خخخخ
n - estak
n - estak
٩١/٠٩/٣٠
٠
٠
یره تو هم به یلدا میرسی غصه نخور . اشکاتو پاک کن . این شب یلدا رو شاد باش
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨