من یک کور رنگ هستم!
حکایت هوا و چشم‌های ما

من یک کور رنگ هستم!

نویسنده : سلما

چند وقتی است که دور از جان مبارک‌تان احساس می‌کردیم کور رنگی گرفته‌ایم و 

پُرسان پُرسان به دنبال یک چشم پزشک قهار بودیم و کلی نذرو نیاز کرده بودیم تا خداوند گوشه چشمی به ما کند، بلکم خوب شویم!

بعد از کلی این در و آن در زدن و در صف ِ نوبت پزشک معروف ِ مذکور ماندن، وقتی نوبت‌مان شد، به داخل مطب رفتیم و آقای دکتر چشمان‌مان را معاینه کردند و آن علامت‌های چپ و راست را از ما پرسیدند در حالی‌که صورت‌شان برافروخته شده بود و لب‌شان را فشار می‌دادند فرمودند:

آقا جان، مارا مسخره کردی یا خودت را! چشماهای‌تان که چیزیش نیست! از چشم‌های این‌جانب هم سالم‌تر است !

 

حالا ما را می‌گویی؛ با این هزینه‌های درمان کنونی، نمی‌دانستیم از خوشحالی بخندیم یا گریه کنیم !

بعد از تشکری بلند بالا، به دکتر عرض کردیم، پس آقای دکتر چرا چشمان شهلای ما با این سلامت! روزها که از خانه بیرون می‌آییم رنگ آبی آسمان را خاکستری و حتی گاهی سیاه می‌بیند !

این را که گفتیم، انگار آخرین مدل جوک سال 2013 را برای‌شان تعریف کردیم، چرا که به یکباره به مرز انفجار رسیدند از خنده و حالا نخند کی بخند!

بعد از این‌که لبخندشان محو شد به ما گفتند: شما تلویزیون و اخبار  نگاه نمی‌کنید؟

ما عرض کردیم حرف‌ها می‌فرمایید. با این گرفتاری و سه شیفت کار کردن برای قسط و قرض‌های عقب افتاده و  شهریه دانشگاه، بچه‌ها و این تورم! کی وقت دیدن اخبار و تلویزیون را داریم !

دکتر گفتند: عیب از چشم‌های شما نیست جانم، عیب از این هواست که آلوده است و باعث شده شما فکر کنید چشمان‌تان مشکل پیدا کرده !

آن‌جا بود که دست از سر چشمان بخت برگشته‌مان برداشتیم و به این فکر کردیم که این هوای خاکستری رنگ، چه بلایی به سر ریه‌های نازنین‌مان می‌آورد، الله اعلم!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/١٠/٠٣
٠
٠
هار هااااااااار هااااااااااااار بسیار باحال بود *:) بابا از خودمون می پرسیدی بهت میگفتیم *:)
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/١٠/٠٣
٠
٠
اوّل اوّل اوّل اوّل اوّل اوّل اوّل اوّل اوّل اوّل اوّل اوّل اوّل اوّل اوّل اوّل اوّل اوّل اوّل اوّل اوّل *:)
سلما بانو
سلما بانو
٩٢/١٠/٠٤
٠
٠
مبارک باشه اول شدنت....مدال طلات کو دخترم :)...آخه نمیدونستم کجایی بیام از ت سوال کنم خخخخخخخخخخخخ
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/١٠/٠٤
٠
٠
خواهش میکنم مبارک شما هم باشه *:) مدال تو گردنم ِ دیگه نگاه *:) تو خونمون بودم *:) ...
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/١٠/٠٣
٠
٠
جالب بود.مچکر
سلما بانو
سلما بانو
٩٢/١٠/٠٤
٠
٠
خواهش میکنم
M_BARF
M_BARF
٩٢/١٠/٠٣
٠
٠
:))
سلما بانو
سلما بانو
٩٢/١٠/٠٤
٠
٠
:)))))))))))
khan
khan
٩٢/١٠/٠٣
٠
٠
آفرین... زیبا بود... لحن خان منش مطلب ما را به یاد جبروت خودمان انداخت...
سلما بانو
سلما بانو
٩٢/١٠/٠٤
٠
٠
خوب ما هم خانی هستیم برای خودمان ....خخخخخخخخخخخخ
khan
khan
٩٢/١٠/٠٥
٠
٠
بر منکرش لعنت و نفرین باد...
سهره
سهره
٩٢/١٠/٠٣
٠
٠
خخخخخخخ...جالب ناک بود ...ولی زود میشد نتیجه گیری کرد پایان داستان رو
سلما بانو
سلما بانو
٩٢/١٠/٠٤
٠
٠
اخه عزیز من جان من داستان معمایی پلیسی نیست که بخوام آخرشو لو ندم...یه دو خط طنزه ..ها والله
mr_khas
mr_khas
٩٢/١٠/٠٣
٠
٠
سپاس بانو سلما ..زیبا بود همه عمر
سلما بانو
سلما بانو
٩٢/١٠/٠٤
٠
٠
سپاس مستر خاص ..قابلی نداشت
sm-mousavi
sm-mousavi
٩٢/١٠/٠٤
٠
٠
آلودگی هوا علت اصلی کور رنگی...زیبا بود...
سلما بانو
سلما بانو
٩٢/١٠/٠٤
٠
٠
مرسی اقای موسوی
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١٠/٠٤
٠
٠
اره راست ميگيد منم اين روزا تار ميبينم كلا:)))
سلما بانو
سلما بانو
٩٢/١٠/٠٤
٠
٠
بعضی روزا منم تار میبینم ...خوبی خانوم اعتمادی ؟ :)
javad agha
javad agha
٩٢/١٠/٠٤
٠
٠
ایولا اصن یه مطلبای قشنگی مینویسین شما من توش میمونم ایول خوشمان آمد شدید مرسی
سلما بانو
سلما بانو
٩٢/١٠/٠٤
٠
٠
ممنون از لطف تان جواد اقا
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/١٠/٠٤
٠
٠
ممنون سلما جان من که چندتا مطلب قبلی هم گفتم علت هواست و آلودگی هوا :)
سلما بانو
سلما بانو
٩٢/١٠/٠٤
٠
٠
ای جانم...اونی زهرای خودم....خوبی عزیزم..دلم برتات تنگولیده بید
جارچی
جارچی
٩٢/١٠/٠٤
٠
٠
زیییییییبا بووووووود ممنون
سلما بانو
سلما بانو
٩٢/١٠/٠٤
٠
٠
خواهش فوکولیم
م-نص
م-نص
٩٢/١٠/٠٤
٠
٠
من که گاهی کور میشم
سلما بانو
سلما بانو
٩٢/١٠/٠٤
٠
٠
منم
mahshid
mahshid
٩٢/١٠/٠٤
٠
٠
بدک نبود مرسی
سلما بانو
سلما بانو
٩٢/١٠/٠٤
٠
٠
نحوه تعریفتون ت وحلقم از چپ و راست خخخخخخخ
faeze
faeze
٩٢/١٠/٠٤
٠
٠
خخخخخ:)))درد نامه ی تاسف باری بود واقعا....!ممنون تولدتون پیش پیش مبارک:))خخخخ
سلما بانو
سلما بانو
٩٢/١٠/٠٥
٠
٠
فائزه جونم قربونت برم مرسی ...عزیزم ....ممنونم ..کادو یادت نره دوم فروردین ها ......خخخخخخخخخخخخخ
ali007
ali007
٩٢/١٠/٠٤
٠
٠
مثل همیشه....................عالی و زیبا بود و البته جالب انگیز ناک سلما بانو..............مرسی:)))))
سلما بانو
سلما بانو
٩٢/١٠/٠٥
٠
٠
ممنونم علی اقا ..شما هم مثل همیشه نظرات با انرژی مثبت!!!1
علیرضا
علیرضا
٩٢/١٠/٠٤
٠
٠
هوا بس ناجوان مردانه آلودست...! من که هر روز ماسک اکسیژن میزنم :))) | امان از دست خودمون... هرچی هست زیر سر خودمونه دیگه
سلما بانو
سلما بانو
٩٢/١٠/٠٥
٠
٠
آقای خورسندی اگه منظورتون من بودم بخدا شرایطم طوری نیست با وسایل حمل و نقل عمومی جابجا شم ...قضیه باس! رو که خوندید تو وبم ! نمیشه دیگه چ کنم...خخخخخخ
علیرضا
علیرضا
٩٢/١٠/٠٦
٠
٠
نه من منظورم شما نبودید من کلی گفتم تک تک ما به نحوی مقصریم دیگه...
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/١٠/٠٤
٠
٠
خیلی زیبا بود سلما بانو راستی به سایتت سر زدم آما نشد نظر بزارم. وقتم خیلی محدوده و فقط میتونم بیام جیم. وقت شد حتما نظر میزارم.
سلما بانو
سلما بانو
٩٢/١٠/٠٥
٠
٠
قربونت اشکالی نداره خوش اومدی عزیزم
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/١٠/٠٦
٠
٠
سلام ... به يك دكتر حلق گوش بيني هم مراجعه نمايد .خخخخخخخ
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨