چگونه «مسی» بازیکن تیم ملی ایران می شود؟
یک طنز تخیلی!

چگونه «مسی» بازیکن تیم ملی ایران می شود؟

نویسنده : سیدامیرحسین مرتضوی

 به نظر می‌رسد با پیوستن یک دو رگه‌ی دیگر به تیم ملی فوتبال، جمع ایرانی الاصل‌ها کامل تر می‌شود. «آریا جسور ‌هاسه گاوا»، هافبک ایرانی-ژاپنی، به احتمال زیاد به زودی از لیگ ژاپن به تیم کی‌روش خواهد پیوست.

حالا که آقای سرمربی دل خوشی از این لیگ فوتبال و پدیده‌های دیمی‌اش ندارد، می‌خواهیم پیش بینی کنیم اگر او دعوت از ایرانی الاصل‌ها را با همین سیاق و فرمان ادامه بدهد، بازی ایران و آرژانتین در جام جهانی به چه شکل خواهد بود.

 

ترکیب تیم فوتبال ایران:

دروازه بان: جبار سینگ (ایرانی-هندی)

 

مدافعان: پژمان منتظری، سیدجلال حسینی، ادوارد خاچاطوریان (ایرانی-ارمنی)، زلاتان مرعشیوویچ (ایرانی-کروات)

 

هافبک‌ها: هیدتوشی ناکامورا (کلا ژاپنی است، اما صفای وجودش ایرانیه)، ولادیمیر مدودف (روسی است، ولی پدرش مهندسی بود که قرار بود نیروگاه بوشهر را برای ما بسازد و چون خیلی طول کشید، تبعه ایران شدند)، جواد نکونام، پیتر اشتون (کی روش دل خوشی ازش ندارد ولی چون سوگلی مذاکرات 5+1 است در ترکیب قرار گرفته)

 

مهاجمان: جمال آتاتورک (نوه کمال آتاتورک؛ از جمالش معلومه ایرانی است و اهل دموکراسی، تومنی سه‌ زار هم با پدربزرگش فرق دارد)، خوان پریندللی (اسپانیایی-ایتالیایی است. ولی هیچ کدام در تیم ملی راهش ندادند؛ اما به کی روش قول داده فارسی یاد بگیرد و در مقابل خبرنگاران از مهمان نوازی ایرانی ها تعریف کند.)

 

شرح بازی:

ضربه ایستگاهی برای آرژانتین است. دروازه بان ایران به مدافعان می‌گوید:

«बाईंओरएकछोटीसी. एकशॉटमतलो»  مدافعان می‌گویند: «آهان» و دیواردفاعی را خالی می‌کنند. بازیکن آرژانتین با شوتی سرکش توپ را گل می کند. کی روش عصبانی می‌پرسد: «چرا این‌ طوری کردید پس؟» می‌گویند: «فکر کردیم جبار عصبانی شده میگه برید کنار توپ رو نمی‌بینم.» در شروع مجدد یکی از بازیکنان آرژانتین با تکلی سنگین پیتر اشتون را سرنگون میکند و حتی قبل از سوت داور ایران از طرف آمریکا دچار تحریم های بیشتری می شود.

ضربه شروع مجدد برای ایران. نکونام پشت توپ ایستاده.

یکی داد می‌زند: «Lasciatemi passare!» دیگری می گوید: «Бросьте в глубину» کسی دیگر می گوید: «başlığı istiyorum» و آن یکی: «私は誰かの新入社員ではないよ» اما به ناگاه نکونام هول میکند و توپ را محکم میزند توی گل خودمان.

در بین دو نیمه کی روش «لیونل مسی» را خفت می کند.

کی روش: «ببینم، تو چقدر قیافه ات آشناست. می‌دونی مس توی ایران اسم یه فلزه؟»

مسی: «نه نمی‌دونستم»

کی روش: «اسم بابات چیه؟»

مسی: «اسکار خوان مسی. چطور؟»

کی روش: «اصغرخان مسی؟؟ بابا میگم چقدر آشنایی! تو پسر اصغرخان چهارراه گلوبندکی که ظروف مسی می‌فروخت. چقدر من دنبالت گشتم»

 

و اینگونه مسی در نیمه دوم برای ایران بازی می‌کند و ایران 3-2 بازی را می‌برد!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
mr_khas
mr_khas
٩٢/١٠/٠٤
٠
٠
خخخخخخخخخ .. ایول ایول .... هه هه ... جبار سیییییییییییییییینگ!!!!! خخخخخخخ خخ خخخ
v-qavam
v-qavam
٩٢/١٠/٠٤
٠
٠
خخخخخ باحال بود ولی حداقل ایمنجوری اگه ببازیم یه بهانه ای داریم که بازیکنا حرف همو نمی فهمیدن:)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/١٠/٠٦
٠
٠
سلام ... لايك
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/١٠/٠٤
٠
٠
به قول باران هار هار هاااااار......ای ول فکر خوبیه... باید مشاور تیم ملی میشدی ....والاااا
نی لو
نی لو
٩٢/١٠/٠٤
٠
٠
:) خندیدیم ...
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/١٠/٠٤
٠
٠
خخخخخ :)) خداییش جبار سینگش خیلی باحال بود... :)) اصغرخان مسی...ممنون :)
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٢/١٠/٠٤
٠
٠
خنده دار بود/خوشمان امد (:
mahdi-h
mahdi-h
٩٢/١٠/٠٤
١
٠
خخخخ یه راهی پیدا کن رونالدو هم بیاد تو تیم دیگه خخخ
علیرضا
علیرضا
٩٢/١٠/٠٥
٠
٠
:)))))) ایول امیرحسین عالی بود :خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ || ولی این بازیکنان 2رگه هم عالمی داره فکنم هرکدوم یک مترجم لازم دارن :دی
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٢/١٠/٠٥
٠
٠
خخخخخخخخخخ...........خیلی باحال بود......اگه شما مربی باشین که یه راهی پیدا می کنین که رونالدو و فالکائو و اینا همه بیان واسه ایران بازی کنن که..................:)
par!sa
par!sa
٩٢/١٠/٠٥
١
٠
خخخخخ ینی میشه مسی هم ایرانی باشه؟؟ خخخ ایبل... دست شوما مرسی :)
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/١٠/٠٥
٠
٠
ممنون خیلی قشنگ بود :)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/١٠/٠٦
٠
٠
سلام ... مشكرم جالب بود
javad agha
javad agha
٩٢/١٠/٠٩
٠
٠
خخخخخ دمش شما گرم خیلی خندیدم:)))
Am-SpringSell
Am-SpringSell
٩٢/١٢/٢٧
٠
٠
فوق العاده بود ، ممنون :)
maryam_f
maryam_f
٩٣/٠٣/١١
٠
٠
خخخخخخخ خیلی باحال بودمرسی مسترتنها
پربازدیدتریـــن ها
پیامی از تو

چایی را می‌ریزم همسرم

٩٦/٠١/٢٨
شعری سروده خودم

شهرزاد

٩٦/٠٢/٠٢
جهان از زاویه من

نکته پردازی های نخواندنی / قسمت دوم

٩٦/٠١/٣٠
هنوز تو را به خدا نسپرده بودم

عجب غروب غریبی است!

٩٦/٠١/٢٧
شعری سروده خودم

غزلِ شیرین ترین تردید

٩٦/٠١/٢٨
داستان کوتاه

رنگ پریده تر

٩٦/٠١/٢٧
خسته شده ام

مونث بودن

٩٦/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

خار آن شعر که از زلف تو کوتاه بود!

٩٦/٠٢/٠٤
از رویای پرواز تا ...

زمین پیما

٩٦/٠١/٢٨
ازدواج اشتباه

خط فاصله

٩٦/٠١/٢٧
دشمن خدا

دروغ ممنوع!

٩٦/٠١/٢٩
چقدر نبودنت توی ذوق می زند

شاید یک شروع جدید

٩٦/٠١/٢٩
با همان سرعت و دقت

ضَرَبَ، ضَرَبا

٩٦/٠١/٢٧
احساساتی که ابراز نشدند

مادر، دوستت دارم تا آن سوی ابدیت

٩٦/٠١/٢٧
ارزش کلمات

تذکره الکارگردان

٩٦/٠٢/٠٣
شاید بتوان شنید!

خدا را نمی‌توان دید اما...

٩٦/٠١/٢٨
اندر حکایت انتخابات ریاست جمهوری

ناموسا می دانستید؟!

٩٦/٠١/٢٩
با یک چمدان دلتنگی

یهویی

٩٦/٠٢/٠٣
معرفی کتاب

چشم هایش

٩٦/٠١/٣١
خسته تر...

به شیرینی یک خواب

٩٦/٠٢/٠٢
تبلیغات
تبلیغات