رانندگی در مشهد سخت‌تر است یا در مریخ؟
ما خودمان خواسته‌ایم...

رانندگی در مشهد سخت‌تر است یا در مریخ؟

نویسنده : mr_khas

پشت فرمان بودم. وای خدایا چی اتفاقی افتاده؟ آخر الزمان شده؟ چه بلایی سر این شهر آمده؟ همه مردم راننده‌های خوب و منظمی هستند! مولکول‌های‌شان هم از روی لاین بودن بیزار بود! ناخون‌های‌شان را هم کوتاه کرده بودند.

دعا می‌کردم همش خواب و رویا باشد، وای خدا اگر روزی دو نفر (اقل کمش) جلوی من نپیچند؛ شش نفر رو خط عابر توقف نکنند و اگر چهار نفر توی کوچه با 185 کیلومتر نروند که من می‌میرم!

 

یکهویی با وحشت از خواب بیدار شدم، دیدم بعله، داشتم کابوس می‌دیدم!  پسر خاله محترم در حال امر خطیر خرو پف هستند، از این‌که همه این‌ها فقط کابوس بوده از خوش حالی اشک در چشم‌هایم ذوزنقه زد!

پسر خاله جان را با لگد بیدار کردم، گفتم: چه‌کار می‌کنی؟ اگر شب کنار تراکتور بخوابم این‌قدر سر و صدا نمی‌کند که تو می‌کنی! گفت: عه! داشتم خواب می‌دیدم، دارم باخرها فوتبال بازی می‌کنم و تو انگشت تعجب در دماغ کردی و داری داوری می‌کنی بازی را! بعدش هم خوب چه‌کار کنم؛ نفس می‌کشم دیگه!

بهش گفتم: یک شب کناره من هستی، نفس نکشی می‌میری؟ نه! میمیری؟

 

خلاصه پسرخالم به نشانه اعتراض بلند شد رفت دستشویی و برگشت آمد، این بار صدای گونه‌ای در حال انقراض از کانگرو می‌داد. خلاصه ما هم در فکر کابوسی که دیدیم بودیم و از ترس خوابم نمی‌برد.

گفتم بگذار یک کار مثبت انجام دهم و پسر خاله جان را اذیت کنم. خلاصه یک نخ گیرآوردم و به صورت شیطانی مشغول قلقلک دادن صورتش شدم. او هم زارت زارت برای خاراندن می‌کوبید روی صورتش. یک ذره آب یخ ریختم روی دستش این بار آب‌ها را کوبید تو صورتش! اصلن یک وضعی بود!

از خواب پرید، من هم مثلا از خواب بیدارکرد، گفت: چی عجیب! داشتم خواب می‌دیم بازیکن حریف داره روم خطا می‌کنه! تازه عرقم کردم! نگاه صورتم خیسه! گفت: بذا بخوابم، برم تلافی کنم!

 

به خودم گفتم اگر با روکش بالشتم درد و دل کنم، مثمرالثمر تره از تو! به هر قمپزی بود صبح شد. با پسر خاله جان در ماشین نشستم و برای به دست آوردن دل پسر خاله جان، گفتم سی‌دی میگذارم خوشت نیامد از پنجره می‌اندازمش بیرون!

او هم گفت باشه! سی‌دی را گذاشتم که با صدایی شهلا  آهویی دارم خوشگله را سر می‌داد! پسر خاله گفت خودتو از ماشین بندازم پایین؟! خلاصه سی دی را در آوردم گفتم یاخدا ! 1000تومان پول خورده، تو این فیلم‌ها چطوری از این قوپی‌ها میان خوب؟

خلاصه سی‌دی را پرتاب کردم و یک راست خورد تو سر یه بچه‌ای! یعنی نشانه می‌گرفتم عمرا می‌خورد!

هنوز ماشینی را ندیدم. به چهار راهی رسیدم، مرد یک راست رفت روی خط عابر پیاده ایستاد. نفسی عمیق کشیدم که خدایا شکر مثل این‌که خواب بوده فقط. سرم را به نشانه تائید تکان می‌دادم که چراغ سبز شد و حرکت همانا و کتلت همان! یک ماشین محترم چراغ قرمز را رد کرد و ... پیاده شد و تازه من را هم مقصر می‌دانست و داد می‌زد: بوق بوق بووووووووووووق بوقو بوق 

 

من که دیگر خیالم راحت شده بود که دیشب فقط یک خواب بوده و مردم همان مردم هستند با مظلومیتی که تو چشم‌هایم موج می‌زد و با تبسمی در گوشه لب‌هایم بود، از ماشین پیاده شدم وگفتم: بوق! یعنی مطمئنم آن مرد تا حالا این‌طوری قانع نشده بود. خلاصه هیچی دیگر، کمی دعوا کردیم و خالی شدیم!

(آخیش) خلاصه دوباره حرکت کردیم و رفتیم که از سمت راست‌مان، مثل موشک یک ماشینی رد شد. دیگر واقعا لبخند رضایت روی لب‌هایم نشست. ماشینی که رد شد چیزی مثل بالون روی سقفش بود، هر چه گلبول و مولکول فولیکول ترکاندیم نفهمیدیم چیست!

رفتم کنار آن ماشین، دیدم بله؛ مقادیری راننده بانو در خودرو در حال امر رانندگی هستند که کیلیپس‌های خود را از سانروف بیرون نهادیدند. من و پسر خاله با دیدن این صحنه به ترتیب حروف الفبا از ماشین پیاده شدیم و جامه دریدیم و کلاغ پر کنان مابقی راه را رفتیم و تا ابد در این حلقه باقی ماندیم.

 

احساس کردم باید کمی بروم در کوه و مثل فیلم‌ها، تنها باشم. سریع خودم را به یک کوه رساندم. پایم  را که روی زمین گذاشتم تا از اولین تخته سنگ بالا بروم، پایم پیچ خورد و نزدیک بود با مخ روی زمین بیافتم  که فهمیدم آن کارها مال فیلم‌هاست.

اعصابم خورد بود و من که پژواکه کوه را دوس داشتم بلند فریاد زدم: خِدِه ی هَم رانندگیتا مُورِ نَکُوشن فقط! مو از این رانندگی بیزااااااااااااارُرُرُرُرُرُرُرُرُم.. کوه هم صدایم را پژواک نکرد! بعد از چند ثانیه صدایی از کوه آمد و گفت: نامرد بخش اولشو دوباره بگو خیلی سخت بود! و این‌جا بود که فهمیدم هرچه هر روز می‌بینیم انتخاب خود ما بوده است و ما خودمان خواسته‌ایم.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
faeze
faeze
٩٢/٠٩/٢٨
٠
٠
خخخخ:))خیلی جالب بود:))ممنون:)
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٩/٢٨
٠
٠
خخخ ...مرسی که مطالعه کردید ... نفر اولم که شدید تو این کامنتها :)))))))))))))) نفر اولیتونم مبارک خخخخخ
par!sa
par!sa
٩٢/٠٩/٢٨
٠
٠
=)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) کلیپس=)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) پاراگراف اخر عاااااالی بود..خخ =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =))
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٩/٢٨
٠
٠
به موس و کیبرد خود نیکی کنید !!!!!! خخخخخخ!!!!!!!مرسی مرسی :)))))
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/٠٩/٢٨
٠
٠
هیییییییییی درد دلم تازه شد.....
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٩/٢٨
٠
٠
آره واقعا ما خودمونم یه نفر هستیم .... به نظرم واقعا این خواسته ی خوده ماست!!! جالبه تو تاکسی میشینم راننده از رانندگی همه میناله اونوقت خودشم هزار تا ویراژ و سبقت از راست و .... واقعا جای هیچ حرفیو نمیذاره ...!!!
maede
maede
٩٢/٠٩/٢٨
٠
٠
خیلی باحال بود!مخصوصن آخراش:)))))))))))
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٩/٢٨
٠
٠
مرسی ممنون.... نظر لطفتونه :)))
saiideh70
saiideh70
٩٢/٠٩/٢٨
٠
٠
جالب بود...امان از این راندگی های بد مشدیا
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٩/٢٨
٠
٠
!!!!!! آره واقعا!!! دلم پره خخخخخ
M_BARF
M_BARF
٩٢/٠٩/٢٨
٠
٠
آی آی آی آی دیگه نشنوم ازین حرفا...................،مشهدی ها خیلیم خوب رانندگانی هستند تازه حالا مثلا تو شهر شما چطوری می رانند اصلا شوما کوجایی هستی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٩/٢٨
٠
٠
من که به شخصه مشهدیم کلن داغونم از این رانندگیا خخخخخخخ !!! حساب کنید اگه یه نفر مال شهر دیگه باشه چی وضی میشه !!!!!!
neyosha
neyosha
٩٢/٠٩/٢٨
٠
٠
خخخخخخخخ.....قشنگ بود ولی اون حرف کوه وافعا درست بود چون منم نفهمیدم:)
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٩/٢٨
٠
٠
خخخخخخخخخخ ... خوب پس مشهدی نیستید دیگه خخخخخخ
neyosha
neyosha
٩٢/٠٩/٢٩
٠
٠
خخخخ میشه حالا ترجمه کنید اونو؟
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٩/٢٩
٠
٠
خِدِه ی هَم رانندگیتا مُورِ نَکُوشن فقط! گوگل ترنسلیت : به واسطه ی این راننده گی کردنتان مرا نکشید / بابیلون :این راننده گیتان خطرناک است . من میترسم بمیرم خخخخخخخ
سلما بانو
سلما بانو
٩٢/١٠/٠١
٠
٠
خخخخخخخخخخ...قای مستر خاص ترجمتون تو حلقممممممم
mr_khas
mr_khas
٩٢/١٠/٠١
٠
٠
خخخخخخخخخخ
neyosha
neyosha
٩٢/١٠/٠١
٠
٠
خخخخخخ متشکر:)
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٩/٢٨
٠
٠
خخخخخ..واقعنا...اصن کل مشهده و راننده هاش...ماشالله یکی از یکی دست فرمون بهتر...حتی تو شهرهای دیگه هم انگشت نمان...خخخخخ..ممنون مستر خاص..:)
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٩/٢٨
٠
٠
خواهش میکنم..... ممنون که مطالعه کردید :)))))))))))
سهره
سهره
٩٢/٠٩/٢٨
٠
٠
خخخخ......چی جالب
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٩/٢٨
٠
٠
:)))))))))))) مرسی که خوندید متنمو.... سپاس :)))))))
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٩/٢٨
٠
٠
:خخخخخخخ دمت گرم مصطفی :)))) عالی بود :خخخخخخ دلم به حال پسرخالت خیلی سوخت :دیییییییییییی :)))))))))))
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٩/٢٨
٠
٠
خخخخخ مرسی ... قابلتو نداشت :))))))))))))))))))))))
ali007
ali007
٩٢/٠٩/٢٨
٠
٠
مرسی مصطفی جان.............خیلی جالب بود..........اما حقیقت..............مرسی:)))))).............بیچاره پسر خالت:))))
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٩/٢٩
٠
٠
مرسی علی جان :))))) خخخخخخخخخ
ali007
ali007
٩٢/٠٩/٢٩
٠
٠
خواهش میشه:)
Vania
Vania
٩٢/٠٩/٢٨
٠
٠
ممنون جالب بود..فقط یه کمی طولانی بود.... بعدشم مقادیری یعنی چی؟مقادیرو برا شیئ به کار می برن.درمورد خانوما محترمانه صحبت کنین ها!نمیدونم اون کلیپس نبود شما میخواستین به چی گیر بدین؟ دیگه اینکه،نهادیدند یعنی چه؟ بقیشم خخخخخخخخ شمایم خدِه ی هَم نِوِشته هاتا مارَ نکُشِن
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٩/٢٩
٠
٠
خخخخخخخخ!!! چی عصبانی !!!!!!! خخخخخخخخ ... خانوم وانیا هدف اینه لبخند بر لبان شما جاری بشه ! بعله ! دوم اینکه تازه کلی از سرو تهش زدم اینقد شد !!! من اینو رو چند تا ورقه آچار نوشتم
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٩/٢٩
٠
٠
خدایی ارزش خوندن داشت مخصوصا آخرش و صدای کوه که ترکوند یعنی کوه تو مشهد باشه مشهدی نفهمه باید از بیخ وبن کندش : ))
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٩/٢٩
٠
٠
.. مرسی که اینقدر لطف دارید خانوم قاسمی .. واقعا شرمنده کردید منو .. مرسی
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٩/٢٩
٠
٠
البته شما تو رشت رانندگی نکردی متل اینکه یه بار اونجا رانندگی کنی عاشق رانندگی مشهدیا میشی
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٩/٢٩
٠
٠
خخخخخخ .. تو رشت بابام رانندگی کرده .... تهرانم میگن خوبه ! اما بازم وحشتناکه ! بغل ماشینا همشون خط خطیه ! از بس که ماشیناشون به هم میماله تو ترافیکا ! یکی از فامیل ها میگفت اینو که اونجا هستند....
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٩/٢٩
٠
١
خخخخ...رانندگی توی مشهدو همین خانوما خراب کردن...خخخخخ :)))...ممنون مصطفی
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٩/٢٩
٠
٠
خواهش میکنم !!!!!گوشِت رو بیار جلو : (( میدونم خودم صداشو در نیار )) خخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٩/٣٠
٠
٠
سلام ... لایک
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٩/٣٠
٠
٠
منم شنیدم هاااااااااااااا :)
سلما بانو
سلما بانو
٩٢/١٠/٠١
٠
٠
ایششششششششششششششششششششش..همه رو با هم جمع نبندین .رانندگی من یکی خیلی هم خوبه ...ایشششششششششششش
مهدیس خانووم
مهدیس خانووم
٩٢/٠٩/٢٩
٠
٠
مثل همیشه عالی :)
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٩/٢٩
٠
٠
مرسی ...نظر لطفتونه :))))))
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٩/٣٠
٠
٠
سلام ... سعی کنید با پسر خاله بیشتر بخوابید . ماجرای جالبی را داشته اید و خواهید داشت و اینکه اینقدر ریلکس عمل میکند عند سوژه است
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٩/٣٠
٠
٠
خخخخخخخ .. چشم حتما
adib_aref
adib_aref
٩٢/١٠/٠١
٠
٠
قانون رانندگی:نزنی میزنن
mr_khas
mr_khas
٩٢/١٠/٠١
٠
٠
شایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد !!! مرسی از نظرت آقا جلال
سلما بانو
سلما بانو
٩٢/١٠/٠١
٠
٠
نظر خودم حالا : رانندگی ها واقعا افتضاح شده و مردم بی اعصاب یعنی من میخوام بشینم پشت رول ی هسورهقره میخونم قبلش فوت میکنم به خودم ی تراول 50 ای هم می زارم کنار صدقه ! آسته میرم و میام (اوا چرا دماغم ای نقدر بزرگ شد) و حالا از شوخی گذشته اگر متن تولیدی خودتان باشد عالی است ....مطالب را خوب ب ههم ربط میدهید ممنان
mr_khas
mr_khas
٩٢/١٠/٠١
٠
٠
بلیا متن تولیدی خودمان است بانو..... مرسی از نظرتون :)))))
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٢/١١/١٩
٠
٠
واقعا اعصاب پولادین میخاد رانندگی در مشهد
mr_khas
mr_khas
٩٢/١١/٢٩
٠
٠
خدا به همه رانندگی کناش صبر عطا کند !! مرسی خخخخ
radyab0
radyab0
٩٣/٠١/٠٩
٠
٠
مشهد آقا
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤