مزاحمت حيوانی
انسان و انسانيت برای بعضي‌ها وصله ناجوريست

مزاحمت حيوانی

نویسنده : v-qavam

تا به امروز همه جور مزاحمتي ديده يا شنيده بودم. اما مزاحمتي که مي‌خواهم براي‌تان تعريف کنم از جنس ديگري است. دختر جوان با چشماني گريان و در حالي که بدنش کاملا مشهود، از ترس مي‌لرزيد، وارد اتاق شد. گوشه‌اي از چادرش پاره شده و طبق گفته همکار خانمم، چند قسمت از بدنش زخمي شده بود.

داستان از اين قرار بود که دختر جوان طبق هر روز در مسير رفتن به دانشگاه بوده که چند جوانک از خدا بي‌خبر سگ‌هاي‌شان را عمدا به سوي وي حمله‌ور مي‌کنند و خود خوشحال و خندان شاهد حمله سگ‌ها به دخترک مي‌شوند و منتظر مي‌مانند تا دخترک از آن‌ها تقاضاي کمک کند.

خدا را شاکر بود که چند نفر رهگذر به دادش رسيده و نگذاشته بودند سگ‌ها، زخم‌هاي عميق‌تري به او بزنند.

واقعا نام انسان و انسانيت براي بعضي‌ها وصله ناجوريست.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٩/٢٥
٢
٠
دوستان درشو باز کردم تشریف بیارید به صرف شله:)و نوشابه مشکی:)
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٩/٢٥
٠
٠
شله ، هستم *:)
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/٠٩/٢٥
٠
٠
تو این یه مورد خاص منم هستم
nilofar
nilofar
٩٢/٠٩/٢٥
٠
٠
چی بگم :|
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٩/٢٥
٠
٠
واااااااقعا ؟؟؟ خدای من باورم نمیشه ، چه قدر پست فطرت ...
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٩/٢٥
٠
٠
:(
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٢/٠٩/٢٥
٠
٠
کلا نسل انسانیت در حالِ انقراضه !! نگین نگفتی !!
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٩/٢٦
٠
٠
نه ديگه الان مکتوب گفتين
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٩/٢٥
٥
٠
خوب به نظره من شایسته تر این بود قلاده اون چند جوانک رو میدادن دست سگها... اینجوری بهتر بود و یه جورایی عدالت برقرار میشد .. سپاس
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/٠٩/٢٥
٠
٠
بد جور با نظرتون موافقم. مشت محکمی بود بر دهان آن انسان نماها ... والااااااااااا
maede
maede
٩٢/٠٩/٢٦
٠
٠
ایول!
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٩/٢٦
٠
٠
در واقع هم آن جوان ها به دخترک حمله کردند سگ ها که وسيله بودند
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/٠٩/٢٥
٠
٠
بعله دیگه. واقعا که این روز ها انسانیت رفته مسافرت..... هیییییییییییی
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٩/٢٦
٠
٠
آخه برم نميگرده رفته مسافرت کنگر خورده لنگر انداخته:)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٩/٢٥
١
٠
سلام ... من ماجرا را باور نمیکنم . موضوع را یکطرفه مطرح نموده اید و البته شما به عنوان اورنده مطلب هم یک طرف داستان را شنیده اید. /// دلایلم --- ۱- سگهای که در بین شهروندان هستند اینگونه رفتاری انجام نمیدهند۲- دارندگان سگ میدانند با توجه به محدودیت شدید داشتن سگ به هیچ عنوان اینکار را نمیکنند۳- این یک رفتار غیر انسانی است و در مواقع کینه ورزی شاید یک نفر اینکار را انجام دهد نه اینکه سه نفری و سه تا سگ هم از نوع وحشی باشند و حمله نمایند
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٩/٢٦
١
٠
سلام...اين اتفاق در منطقه بحرآباد اتفاق افتاده که منطقه اي تقريبا شهري روستايي هست...و اين سگ ها از اين مدل سگ هاي خانگي پاکوتاه و ..نبودند ...دوم اين که دقيقا کدام محدوديت شديد؟؟؟ بله اين رفتار در حالت عادي غير قابل باور هست اما من به چشمان خودم و وضعيت ان دختر جوان بيشتر اعتماد مي کنم و از بعضي افرادي که در خانواده تربيت مناسبي نشده اند اين رفتار ها دور از ذهن نيست
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٩/٢٦
١
٠
و به نظر شما ن طرف داستان چي ميتونسته باشه؟
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٩/٢٦
٠
٠
سلام ... كلاً موضوع تغيير كرد . مكان ، نوع سگ و آدمهايش در اين پاسخ خيلي كمك مي‌كند . مطلب شما كل شهر و همه سگهاي شهر را در بر مي‌گيرد /// متشكرم بابت ابهام زدايي
maede
maede
٩٢/٠٩/٢٦
٠
٠
چقدر وحشتناک!!!اونا قطعن تعادل روانی نداشتن:|
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٩/٢٦
٠
٠
واقعا که به حق چیزای ندیده و نشنیده خدا ازشون نگذره چرا دختره شکایتی نکرده ؟
admincheh
admincheh
٩٢/٠٩/٢٦
٠
٠
عقده ،کمبود، بی غیرتی ؟!وصله ناجور اسم انسانیت رو بعضی انسان هاست..
سهره
سهره
٩٢/٠٩/٢٦
٠
٠
چیییییییی؟؟؟چی کار کردن؟؟واقعن که
ali007
ali007
٩٢/٠٩/٢٦
٠
٠
چقدر بد..................واقعا چقدر پست.............ممنون قوام جان:((
amsetis_r
amsetis_r
٩٢/٠٩/٢٦
٠
٠
:( روانیا ...
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٩/٢٦
٠
٠
!(-_-)! اون ها کمبود دارن! متاسفانه! چی بگی به این به اصطلاح انسان ها!!!!!ً!!!!!
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٩/٢٦
٠
٠
!!!!!!...بابا خدا شفا بده مردمو :| :|...ینی دیگه چقد باید خود آدم وحشی باشه....ممنون
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤