کِی این‌قدر مرد شدی؟!
هفده سالش که بیشتر نبود

کِی این‌قدر مرد شدی؟!

نویسنده : n_ashena

هفده سالش که بیشتر نبود ولی من هنوز از یادآوری رفتارهایش درس می‌گیرم. از هنرستان که برمی‌گشت توی راه از نزدیک زندان شهر رد می‌شد. یک روز دیدم با عجله آمد داخل خانه و لباس‌هایش را عوض کرد و انگار خیلی وقت است خانه بوده، رفت سراغ باغچه توی کوچه. با تعجب نگاهش کردم گفتم: چیه پسرم؟ اونجا گنج قائم کردی رفتی دربیاری؟

همان‌طور که با گل‌های باغچه مشغول بود، خندید وگفت: «نه یکی از پسرای هنرستانمون که اهل روستای ماست رو دم زندان دیدم، اومده بود ملاقات باباش. می‌خوام تعارفش کنم بیاد خونه. اینطوری کردم که نفهمه من از جلوی زندان رد شدم و دیدمش، فکر کنه از صبح خونه بودم، خجالت نکشه.»

با خودم گفتم چرا این چیزا به فکر من نمی‌رسد؟ دلم می‌خواست بروم جلو، گردن بلند و سفیدش را از پشت ببوسم. اما این‌قدر آقا شده بود که خجالت بکشم.

 

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
M_BARF
M_BARF
٩٢/٠٩/٢٨
٠
٠
آخییییییییییییییییییی نازی////خیلی قشنگ بود ممنونم
n_ashena
n_ashena
٩٢/٠٩/٢٩
١
٠
این اقا پسر حالا سالهاست که شهید شده
سهره
سهره
٩٢/٠٩/٢٨
٠
٠
آخخییییییییی....چه زیبا
n_ashena
n_ashena
٩٢/٠٩/٢٩
٠
٠
ممنون سعی کردم توی خاطره دست نبرم و فقط جمله بندی کنم
r_ariats
r_ariats
٩٢/٠٩/٢٨
٠
٠
مرسی/خیلی دلنشین بود :)
n_ashena
n_ashena
٩٢/٠٩/٢٩
٠
٠
هرچه از دل براید بر دل نشیند
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٩/٢٨
٠
٠
خیلی قشنگ بود مرسی
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٩/٢٨
٠
٠
بعضی وقتها بچها پیزهایی رو میبینند که نمیدونم چی باعث شده ولی خب ما از دیدنش درمانده ایم...
n_ashena
n_ashena
٩٢/٠٩/٢٩
٠
٠
بعضیا از بچگی بزرگن
ali007
ali007
٩٢/٠٩/٢٨
١
٠
زیبا بود:(((((
s_ghasemi
s_ghasemi
٩٢/٠٩/٢٨
٠
٠
کاش شعور بعضی از آدم بزرگا، نصف این بچه ها بود....
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/٠٩/٢٨
٠
٠
چقدر خوشگل مرسی
maede
maede
٩٢/٠٩/٢٨
٠
٠
آخی چه با درک و با معرفت بوده:)
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٩/٢٩
٠
٠
عجب پسری واقعا آفرین خیلی قشنگ بود
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٩/٢٩
٠
٠
عجب پسره فردین بوده ها !!!خخخ .. آورین
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٩/٢٩
٠
٠
چه پسره فهمیده ای *:) ...
admin
admin
٩٢/٠٩/٢٩
١
٠
گاهی اوقات بچه ها به خاطر پاکی درونی که دارند چیزهایی رو میگن و می فهمن که ما هرگز نمی تونیم بهش فکر کنیم. قدر این بچه ها رو باید دونست
neyosha
neyosha
٩٢/٠٩/٢٩
٠
٠
به چه پسری.........قشنگ بود:) متشکرم:)
ati200
ati200
٩٢/٠٩/٢٩
٠
٠
چقدر جالب ...ادما گاهی ازاین بچه ها درس می گیرن
جارچی
جارچی
٩٢/٠٩/٢٩
٠
٠
قشنگ بود...
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٩/٢٩
٠
٠
ممنون زیبا بود
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠٩/٢٩
٠
٠
واقعا قشنگ بود.خیلی خوشم اومدومچکر
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٩/٢٩
١
٠
:))...عاشق این داستانای زندگی شهیدام....ممنون :)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٩/٣٠
٠
٠
سلام ... شایسته شهادت بوده اند و باعث افتخار ملت . متشکرم که یاد و خاطره شهید را نوشته اید
j_jeferson
j_jeferson
٩٢/٠٩/٣٠
٠
٠
کجایند مردان بی ادعا
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شهرزاد

٩٦/٠٢/٠٢
جهان از زاویه من

نکته پردازی های نخواندنی / قسمت دوم

٩٦/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

خار آن شعر که از زلف تو کوتاه بود!

٩٦/٠٢/٠٤
با یک چمدان دلتنگی

یهویی

٩٦/٠٢/٠٣
خسته شده ام

مونث بودن

٩٦/٠١/٣٠
ارزش کلمات

تذکره الکارگردان

٩٦/٠٢/٠٣
خسته تر...

به شیرینی یک خواب

٩٦/٠٢/٠٢
معرفی کتاب

چشم هایش

٩٦/٠١/٣١
فقط زانو می‌زنم

دیوانه

٩٦/٠٢/٠٢
شعری سروده خودم

کاسب دیوانه

٩٦/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

دل دیوانه ام

٩٦/٠٢/٠٤
گذار بازهم ببینمت...

چشم هایم را بگیر

٩٦/٠٢/٠٢
هیچکس حالم را نمی فهمد

تو که نیستی

٩٦/٠٢/٠٥
یادم تو را فراموش

خنده هایش آغاز ماجرا بود

٩٦/٠١/٣٠
آخرین خواسته

محبوس آرزو

٩٦/٠٢/٠٥
شعری سروده خودم

به نام عشق

٩٦/٠١/٣١
منتظرتم!

این آدم های ناشناس مهمان نواز!

٩٦/٠٢/٠٤
از والیبالیستی تا خوابیدن با چشم های باز

معلم ها در گذر زمان

٩٦/٠١/٣١
بارها خدا را شکر!

یک صبح دانشجویی

٩٦/٠٢/٠٣
شعری سروده خودم

آیینه‌وار از دل و از جان شکسته‌ایم

٩٦/٠١/٣١
تبلیغات
تبلیغات