کنسرو هوای پاک به بازار آمد
وقتي هوا نيست...

کنسرو هوای پاک به بازار آمد

نویسنده : m_mollae

روز به روز کره زمین در دود حاصل از وسایل صنعتی گرفتارتر می‌شود و نیاز به هوای تازه و تمیز بیشتر در میان مردم احساس می‌شود اما پیدا کردن این هوای تازه تنها با رفتن به روستا و آغوش طبیعت حاصل خواهد شد که دسترسی به آن نیز همیشه میسر نیست.

«آنتونی دبلای» یک جوان 22 ساله است که به تازگی در حرکتی جالب هوای تازه را درون قوطی‌های کنسرو شده به فروش می‌رساند. این هوای تازه از روستاها جمع شده است و در بسته بندی جالبی به فروش می‌رسد و طرفداران بسیاری دارد.

این کنسروها هر کدام به قیمت 7.5 دلار به فروش می‌رسد و تا به حال صدها دلار از فروش این کنسروها سود کرده است. برای استفاده از این کنسرو باید آن را با نی به داخل شش‌ها فرستاد. این جوان قصد دارد قوطی‌ها را در رایحه‌های مختلف نیز وارد بازار کند که یکی از آن‌ها رایحه مزرعه یا دامپروری خواهد بود.

«دبلای» فرانسوی، خیلی جدی در مورد کنسروهای خود صحبت می‌کند و اعتقاد دارد هوای تازه کنسروی می‌تواند جان انسان های بسیاری را از مرگ نجات دهد. او می‌گوید هر هفته 10 لیتر هوای تازه از روستا جمع می‌کند و درون قوطی‌ها می‌کند.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٩/٣٠
٠
٠
حالا با این نرخ تورم چند تومان میشه :)
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/٠٩/٣٠
٠
٠
قدرت خدا؟؟؟؟؟ حلا چطوری هوارو میکنه تو قوطی؟؟؟؟؟ اونوقت درشو باز کنی چطوری بفهمی هوا ش تازه بوده؟؟؟؟؟ تو ایران از این هوا ها میفروشن !!!!!! والااااااااا!!!! باور نداری؟؟؟؟؟ وقتی بسته چیپس و باز میکنی نصف هواست نصف چیبسه...... نصف پول چیپس هواست...... هیییییییییییی
نوشا
نوشا
٩٢/١٠/٠٣
٠
٠
چه گارایی که مردم نمیکنن. البته باید گفت چیپس و پفکای ایرانی ها هم ماشاا... هوا زیاد داره...خخخخ
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨