سیاست را زیاد جدی نگیرید
چهارمین بخش از لغت نامه سیاسی جیم

سیاست را زیاد جدی نگیرید

نویسنده : im.sohrabi

ایمان سهرابی- اگر از آن دست افرادی هستید که Comment می‌گذارند و بر نمی‌گردند جوابش را بخوانند، که هیچ؛ به شما توصیه می‌کنیم هر وقت Comment گذاشتید، به صفحه مرد نظر بازگشته و تا گرفتن جواب آن (یعنی همان Comment) از پای ننشینید. اما اگر از آن قبیل جیمی‌های با مرام هستید که به هر نحو جواب خود را از سر انگشت نویسنده‌های سایت بیرون می‌کشید یا از آن دست که حداقل Commentهای دیگران را مرور می‌کنید، به قطع دریافته‌اید که در شماره گذشته (یعنی 3مین بخش لغت‌نامه سیاسی) یکی از کاربران بحث را خیلی جدی گرفت و اشتباهات فراوانی را برای ما متذکر شد. 

ماجرا از آن قرار بود که گویا تعریف واژه اپوزیسیون (یعنی همان عده‌ای را که تریپ روشنفکری در می‌آورند و سعی می‌کنند خود را تخم شتر-مرغ در سر جلوه دهند) که در خاطر مبارک همه سیاست زدگان و مردگان هست، به مذاق یکی از جیمی‌های عزیز خوش نیامده بود و اندک خورده‌ای را به بنده گرفته، مرا متهم به «عدم شناخت مفاهیم و کم اطلاعی از تعاریف و واژه‌ها» نمودند. این‌جا بود که من دریافتم بعضی‌ها سیاست را خیلی جدی گرفته‌اند؛ که باید عرض کنم سیاست به خودی خود چندان مقوله با اهمیتی نیست؛ از آن حیث که علم کم اهمیتی باشد؛ خیر. جدل در این حوزه چندان از جایگاه ویژه‌ای برخوردار نیست. 

البته این نکته را نیز یادآور شوم با این‌که بنده منابع مختلفی را برای گردآوری این مجموعه (همین لغت نامه سیاسی) از جمله کتاب‌های دکتر آشوری و دکتر مدیرشانچی، مطالعه و تورق می‌کنم، اما در این‌جا بنابر این است که قرائت ما از مکاتب مختلف سیاسی به فراخور فضای سایت و مخاطبان ارائه شود. لذا دوستان عزیز سایت جیم اگر تعریف متفاوت و یا بعضا متناقضی را از این مکاتب سراغ دارند، می‌توانند در Comment ها بیان نمایند تا هم بنده و هم دیگر مخاطبان از آن‌ها استفاده نماییم.

قبل از وارد شدن به مکاتب جدید لازم می‌دانم باز هم متذکر شوم که «سیاست را زیاد جدی نگیرید.» راستی تا یادم نرفته بنویسم که از این شماره به بعد یک هدیه ویژه هم برای شما داریم و آن پرداختن به احزاب و جمعیت‌های سیاسی در ایران است. 

 

|| حزب جنگل: این تشکیلات سیاسی- نظامی در اواخر سال 1324 برای مقابله با نیروهای شوروی و حزب توده در شمال ایران به رهبری محمد کاظم‌زال‌زر شکل گرفت. علت نام گذاری به این نام، زیاد بودن جنگل در شمال ایران نبود؛ جنگلی بودن افراد این گروه هم دلیل این نامگذاری نبود؛ حتی حضور میرزا کوچک خان جنگلی در این گروه نیز علت نبود؛ بلکه صرفا به دلیل قرار گرفتن پایگاه این گروه در جنگل، این نام برای آن‌ها برگزیده شد. 

 

|| گروه فرقان: این گروه از دهه پنجاه کار مطالعاتی و تفسیری انجام می‌دادند و پس از مدتی بر مبنای برداشت خاص از قرآن به مبارزه مسلحانه روی آورده و افرادی هم چون آیت ا... مطهری و آیت ا... مفتح را ترور کردند. فرقان نام دیگر قرآن است؛ لکن این گروه به برداشت‌های مشهور از عبارات قرآن پایبند نبود. در واقع سطحی را که ما برای فرقون در وسایل حمل و نقل قائلیم، می‌توانیم با استدلال‌های آن‌ها در علم تفسیر مقایسه کنیم. 

 

|| سازمان ملل متحد (United Nations): هیچ گول اسم این سازمان را نخورید؛ چرا که در واقع اعضای این سازمان علاقه و تمایل به وجود اتحاد میان ملل یا همان کشورهای مختلف دارند؛ نه این‌که به واقع با هم متحد و یک دل باشند. فلسفه تشکیل این سازمان نیز عبارات فوق را تصدیق می‌کند. پس از جنگ جهانی اول، کشورهای مختلف برای جلوگیری از وقوع جنگ جهانی دیگری، جامعه ملل را تشکیل دادند که با شروع جنگ جهانی دوم عملا محل سگ هم به این سازمان نگذاشتند. پس از جنگ جهانی دوم جامعه ملل تبدیل به سازمان ملل متحد شد؛ لکن هیچ گونه تضمینی وجود ندارد که بتوان از وقوع جنگ جهانی سوم توسط این سازمان جلوگیری کرد.

 

|| آپارتاید (Apartheid): فوت نلسون ماندلا رهبر ضد آپارتاید آفریقای جنوبی نیز بهانه‌ای شد تا این واژه را نیز بررسی کنیم. معادل فارسی آن جدانگری است و سیاست تبعیضی است که نژادپرستان کشور جمهوری آفریقای جنوبی علیه اکثریت سیاه پوست بومی و هندیان آن کشور اعمال می‌کردند. در واقع نژاد پرستان پارچ آبی در یک دست و بسته تایدی نیز در دست دیگر گرفته، اقدام به شست و شوی سیاه پوستان می‌کردند. اگر سفید شدند که هیچ؛ اما اگر سفید نشدند، پوست از سرشان می‌کندند. 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٩/٢٣
٠
٠
: ) ممنون ما که بحث های سیاسی ونیمه سیاسی و غیر سیاسی رو جدی نمیگیریم
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٩/٢٣
٠
٠
من نیز هر چی زهرا بگه *:)
im.sohrabi
im.sohrabi
٩٢/٠٩/٢٣
٠
٠
خیلی خوب است که جدی نمی گیرید. اصل بر این است که هر کس این موضوع را جدی می گیرد، عاقبت خوشی در انتظارش نیست.
سهره
سهره
٩٢/٠٩/٢٣
٠
٠
چیییییییییییییی؟؟؟
s_a
s_a
٩٢/٠٩/٢٣
٠
٠
کلا درکی از سیاست نداشته، ندارم، و انشاللا نخواهم داشت! هومممممممممممم.......... خوبه به زبون نسبتا ساده توضیح دادین.........
im.sohrabi
im.sohrabi
٩٢/٠٩/٢٤
٠
٠
خواهش می کنم. نظر لطفتون بود. شرمنده کردید.
admincheh
admincheh
٩٢/٠٩/٢٣
٠
٠
اولا خیلی وقفه افتاده بین مطالبتون چرا؟:)اپوزیسیون که درست تفهیم شده بود!این که به احزاب و فرق ایران اشاره می کنین هم خوبه:)آپارتاید نشنیده بودم اما ماندلا که این روزا سر زبونا بود به علت فوتش ،تعبیر جالبیه پارچ آبی در دست برای یک رنگ شدن!:)شما اون فیلم کرگدن دایی جانتونو یافتین؟:دی
im.sohrabi
im.sohrabi
٩٢/٠٩/٢٤
٠
٠
اولا ببخشید که وقفه افتاده. راستش دقیق نمی دونم هر چند وقت یک بار باید مطلب بدم. دوم این که تشکر بابت معنای اپوزیسیون. البته خودم فکر می کنم یک مقدار زیادی روی کردم. سوم این که باز هم تشکر بابت پارچ آب. فیلم کرگدن را هم که شما قرار بود به بنده برسانی محمد جان.
admincheh
admincheh
٩٢/٠٩/٢٥
٠
٠
چهارمن این که محمد کیه ؟:دی!من ادمینچه یعنی پآییزم:)))حالا دقت کنید ببینید من کجا شما رو دیدم!:)
Niva
Niva
٩٢/٠٩/٢٤
١
٠
بعد از اتفاقات سیاسی که تو کچور افتاد اصلا حس و حال کل کل های سیاسی رو ندارم و واقعا سیاست رو جدی نمیگیرم... در مورد جنگلی ها و گروه فرقان چنیده بودم... ماندلا رو هم که خدا رحمتچ کنه ولی این نژاد پرستا آدم بچو نیستن که نیستن.. سازمان ملل هم با این قطعنامه هاچ مچخصه که کچک و دوغی هست که آمریکا و متعحد هاچ برا بقیه میسابن :) ممنون
mahdi-h
mahdi-h
٩٢/٠٩/٢٤
٠
٠
هااااااااااااااااع ؟؟؟ الان اینا که وگفتی یعنی چه ؟؟؟
m_razmi
m_razmi
٩٢/٠٩/٢٤
٠
٠
مطلب جالبی بود.مخصوصاا کنایه های آخر هر حزب.اما من با این موضوع که سیاست را جدی نگیریم مخالفم.در جامعه ما سیاست با زندگی گره خورده است.اگر نسبت به آن بیتوجه و یا حتی کم توجه باشیم ممکن است هم به خانواده و هم به کشور ضربه بزند.در عین حال من با اینکه سیاست را زیاده از حد جدی بگیریم مخالفم.اما مقدار معمولی آن لازم است.
im.sohrabi
im.sohrabi
٩٢/٠٩/٢٤
٠
٠
اگر دقت کنی m_razmi جان، تیتر مطلب هم این است که سیاست را زیاد تأکید می کنم زیاد جدی نگیرید.
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٩/٢٥
٠
٠
خداییش خیلی کلمه های سنگینی ان....ممنون :)
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤