بوم رویاها
ترس نماندن یکی از ما

بوم رویاها

نویسنده : h_nim82

ساده، بی‌توقع، زیبا

شروع شد

هر روز، هر ساعت، هر لحظه

پیمان بستیم

نه با هم

با خود

و با او

آرزو کردیم

و رویایی را بر بوم آینده کشیدیم

اما همواره ترسی با ما بود

ترس نماندن یکی از ما

بر سر پیمان‌های ناگفته

زمان می‌گذرد

و احساس می‌کنم

دست تقدیر

بوم نقاشی ما را با خود برده است

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/٠٩/٢٣
٠
٠
زیبا بود مرسی
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٩/٢٣
٠
٠
خواهش می کنم
M_BARF
M_BARF
٩٢/٠٩/٢٣
٠
٠
چی غمناک....................مرسی قشنگ بود
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٩/٢٣
٠
٠
یکم غمناک :)... مرسی از شما
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٩/٢٣
٠
٠
سلام ... دست تقدیر کج است خخخخخخخخحح
maede
maede
٩٢/٠٩/٢٣
٠
٠
"دست تقدیر بوم نقاشی ما رو برده است"خیلی این تیکه اشو دوست داشتم.مرسی
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٩/٢٤
٠
٠
:))
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٩/٢٤
٠
٠
ممنونم از شما
sin germany
sin germany
٩٢/٠٩/٢٤
٠
٠
به به....بسی زیبا..و تامل برانگیز
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٩/٢٤
٠
٠
:( مرسی از شما
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٩/٢٤
٠
٠
اما همواره ترسی با ما بود ترس نماندن یکی از ما بر سر پیمان‌های ناگفته ...به به زیبا بود ممنون: )
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٩/٢٤
٠
٠
خواهش میکنم ...
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٢/٠٩/٢٤
٠
٠
آدمو فکری میکنه.مرسی
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٩/٢٤
٠
٠
خواهش می کنم ...
admincheh
admincheh
٩٢/٠٩/٢٤
٠
٠
دست تقدیر رو محکوم کن هدی:)
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٩/٢٤
٠
٠
نمیشه پاییز جان :(
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٩/٢٤
٠
٠
مرسی زیبا بود همی!!!!!!!!!!!!!!!
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٩/٢٤
٠
٠
خواهش می کنم مستر خاص
faeze
faeze
٩٢/٠٩/٢٤
٠
٠
ممنون خیلی عالی بود:)
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٩/٢٤
٠
٠
ممنونم از شما :)
سهره
سهره
٩٢/٠٩/٢٤
٠
٠
ممنون زیبا بود بسی
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٩/٢٤
٠
٠
:)
mahdi-h
mahdi-h
٩٢/٠٩/٢٤
٠
٠
ممنون قشنگ بود :)
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٩/٢٤
٠
٠
ممنونم از شما
ali007
ali007
٩٢/٠٩/٢٤
٠
٠
ممنون.......بسیار زیبا بود:)
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٩/٢٥
٠
٠
مرسی از شما
ali007
ali007
٩٢/٠٩/٢٦
٠
٠
:)
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٩/٢٥
٠
٠
غمگین و زیبا بود....ممنون :)
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٩/٢٦
٠
٠
ممنونم ...بله غمگین
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤