دلتنگ شاه شطرنج...
یاد دلبر به خواب هم ندیده همیشه بی‌وفایی

دلتنگ شاه شطرنج...

نویسنده : فائزه اعتمادی راد

بزرگ که می‌شوی، می‌بینی جایی در روحت درد می‌کند، گوشه‌ای در دلت خلاء جانکاهیست که درونت را می‌خورد، همه چیز هست، اما همیشه نبودِ چیزی را حس می‌کنی که نمیدانی چیست! انگار که همه مهره‌های شطرنج باشند و شاه را نگذاشته باشند، خود را کیش و مات عالم میابی.

گویی شبی تابستانیست و دلت «شمدی نمناک» می‌خواهد. چوون می‌شوی و سگرمه‌هایت در هم می‌روند، باران برایت معنا می یابد، گویی از زبان ابرها، حرف دلت را می‌زنند، گویی این تویی که می‌باری، هواشناسی دلت، همیشه کمی تا قسمتی ابریست، بی این‌که بدانی، این سامانه‌های پرفشار و کم فشار، از کدامین مرز، آسمانت را ابری کرده‌اند!

 

بزرگ که می‌شوی، می‌بینی ساعت‌ها، ساکت نشستن گوشه پارک، ترانه‌های غمین و متون حزین به مذاقت خوش می‌آید، گاه از شنیدن قطعه‌ای، ناخودآگاه آه می‌کشی و مثل شب عمیق می‌شوی،

در دلت می‌گویی: همه ستاره‌ها هم که ماه شوند، بازهم شب، شب است.

 

هر لحظه، هجوم دردآورِ چیزی را بر همه وجودت حس می‌کنی، در میابی «تنهایی» را، ناگهان غریب جهان می‌شوی، «چنان که در پیرهنت نیز غریبی»

در میابی: «هر حکایت دارد آغازی و انجامی جز حدیث غربت انسان»

تاب نداری...

دلت شاهِ شطرنج را بهانه می‌گیرد، گاه  دلت «عزیزم گفتن و جانم شنفتن» می‌خواهد!

 

تازه میبینی، هر چه هم که کامل باشی، محکم باشی، برای دلت کمی! اما یاد می‌گیری چگونه دندان ِصبر بر جگر بگذاری، لیک دلت، زیر لب زمزمه می‌کند:

«گویند سنگ لعل شود در مقام صبر

آری شود اما ب خون جگر شود»

 

یاد می‌گری اشک‌هایت را آب کنی روی آتش دلت، هر چند که «پشت گریه‌هایت هرگز خالی شدن نیست»

گاه دلت عجیب تنگ می‌شود برای آن دلبرِ به خواب هم ندیده همیشه بی‌وفا! برای او از نبودنش جایی در روحت درد می‌کند، آن‌که حرفت را از طرز نگاهت بفهمد و حرفش را از طرز نگاهش.

و از پنجره نگاهش به همانی بنگرد که تو؛ اویی که  تب کند و بمیری! او که اسمت برایش قشنگ‌ترین ترانه عالم باشد.

چه بس مهره‌ها، که می‌خواهند شاهِ شطرنجت باشند، اما تو، چشم انتظارِ همان دلبر به خواب هم ندیده همیشه بی‌وفایی!

 

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠١/١٣
١
٠
سلام: قلمتون بسیار شیوا،رسا و دلنشینه.موفق باشیدوسپاسگزارم
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠١/١٣
١
٠
زندگی شطرنجِ دنیاو دل است // قصۀ پُررنجِ صدها مشکل است %% شاهِ دل،کیشِ هوسهامیشود // پایِ اسبِ آرزوها در گِل است %% فیلِ بختِ ما عجب کج میرود // در سَرِما بس خیالِ باطل است %% ما نسنجیده پیِ سربازِ او // غافل از اینکه حریفی قابل است %% مهره هایِ عمرِ ما نیمش بِرفت // مهره هایِ او تمامش کامل است %% مطلبتون را خواندم این شعر یادم آمد گفتم شایدخوشتون بیاد،نوشتم.
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠١/١٤
٠
٠
ممنون شما هميشه لطف داريد
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠١/١٤
٠
٠
سلام:خواهش میکنم قابل نداشت.
M_Sanam
M_Sanam
٩٣/٠١/١٣
٠
٠
نتونستم نظر ندم...عالی بود...با تموم وچودم درکش کردم
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠١/١٤
٠
٠
ممنون كه خونديد
سایه
سایه
٩٣/٠١/١٣
٠
٠
بســــــــــــــــــــــیار زیبـا بود. ممنون
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠١/١٤
٠
٠
خواهش ميكنم مرسي
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠١/١٣
٠
٠
چی شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠١/١٤
٠
٠
هيچي ... فقط " هيچي " !
MILAD
MILAD
٩٣/٠١/١٣
١
٠
خیلی زیبا نوشته بودین.:))
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠١/١٤
٠
٠
:))
r_riahi
r_riahi
٩٣/٠١/١٣
٠
٠
سپاس فراوانـــ:ـــ)ــــ
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠١/١٤
٠
٠
ممنون از حضورتون
طلایه
طلایه
٩٣/٠١/١٣
٠
٠
باحال بود فکر میکردم من فقط این حسو دارم احساس میکردم اززبون من حرف میزنه ممنون
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠١/١٤
٠
٠
از زبون خيلياست مرسي
mohii-2
mohii-2
٩٣/٠١/١٤
٠
٠
باز هم نقطه ای کور در انتهای کوچه تاریک تنهایی!!!!!
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠١/١٤
٠
٠
هعييي بله...
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٣/٠١/١٤
٠
٠
سلام *:) فائزه ی عزیزم نوشتنت معرکه است اصلا یعنی از جون و دل می نویسی اما چرا اینقدر غمگین *:/ ؟!
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠١/١٤
٠
٠
:) مهلا جووونم مرسي كه ميخوني
H_fateme
H_fateme
٩٣/٠١/١٤
٠
٠
مرسی
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠١/١٤
٠
٠
خواهش فاطمه جون
taba_sa
taba_sa
٩٣/٠١/١٤
٠
٠
بســــــــــــــــــــــیار زيبا.... :(((( حال و هواي الان منه...... :((((
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠١/١٤
٠
٠
الهي حول حالنا الي احسن الحال... :(
taba_sa
taba_sa
٩٣/٠١/١٤
٠
٠
الهي آمين...
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٣/٠١/١٤
٠
٠
عالي بود خسته نباشين/ مثل اين كه براي همه اين حس هست بايد صبر كرد تا خودش درمان بشه
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠١/١٤
٠
٠
بله واسه خيلياست/ ممنون
javad agha
javad agha
٩٣/٠١/١٦
٠
٠
خیلی هم زیبا آوری ین :))))
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠١/١٧
٠
٠
سپاسگزارم:-)
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠