عشق گاهی خطرناک است
كارجالب و خطرناك يك زوج براي اثبات عشق‌شان

عشق گاهی خطرناک است

نویسنده : h_zahra

یک زوج جوان برای اثبات عشق‌شان خود را زیر 1 میلیون زنبور مدفون کردند! این زوج شجاع ثابت کردند که عشق گاهی خطرناک است . آن‌ها برای اثبات وحدت و یکی بودن‌شان خود را زیر 1 میلیون زنبور پنهان ساختند.

این مرد چینی یک زنبوردار است و همسرش را متقاعد کرد که برای اثبات عشق‌شان به زندگی مشترک خود را در پوششی از زنبورهای عسل قرار دهند و این زن هم حرف شوهرش را پذیرفت. وزن این زنبورها 96.5 کیلوگرم بود. این مرد می‌گوید: «من نسبت به زنبورها آشنایی دارم و نیش آن‌ها در من اثر نمی‌گذارد.»

 او می‌گوید یک بار توسط 400 زنبور گزیده شده است اما برایش اتفاقی نیافتاده است این در حالی است که اگر این اتفاق برای یک فرد عادی رخ دهد، حتما خواهد مرد. آن‌ها در حالی‌که دستان یکدیگر را گرفته بودند کم کم با پوشش زنبوری پوشیده شدند

---
برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
admincheh
admincheh
٩٢/٠٩/٢٦
٠
٠
خدایا !خدایا!خدایا!اثبات عشق کردنشونم :|
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٩/٢٦
٠
٠
سلام ... عشق را بايد ثابت كرد خخخخخخخ
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٩/٢٦
٠
٠
هار هاااار هاااااااااار *:) چی باحال ، حال میداد ، زنبور نیششون میزد ، می مردند ، ضایع میشدند (البته زبونم لال ) ...
maede
maede
٩٢/٠٩/٢٧
٠
٠
:))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٩/٢٧
٠
٠
باهات موافقم مهلا :) زبونم لال خخخخخخخخخخخخخ
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/٠٩/٢٦
٠
٠
مردم چه كارا كه نميكنن (0_o)
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٩/٢٦
٠
٠
خوب یه دوست دارم به زبان شیرین چینی بهش میگفتی والسلام دیگه !!!!!!!!! تو که زنت از مورچه هم میترسه قمپزه زنبورت چیه دیگه خخخخخخخخخخ
ati200
ati200
٩٢/٠٩/٢٦
٠
٠
خداشفابده
par!sa
par!sa
٩٢/٠٩/٢٦
٠
٠
خخخخ دمشون گرم!! خخ
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٩/٢٦
٠
٠
خدا زیات کنه :خخخخخخخ
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٩/٢٦
٠
٠
عشقم عشقای جدید :)))))))....ممنون
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/٠٩/٢٦
٠
٠
هیییییییییی عشقم عشقای قدیم
maede
maede
٩٢/٠٩/٢٧
٠
٠
چه کار لوسی!خوشم نیومد:|
h_zahra
h_zahra
٩٢/٠٩/٢٧
٠
٠
سلام مرسي ازنظرانون
مهران
مهران
٩٢/١٠/٠٢
٠
٠
چه ادم هایی یدا میشند
mr.mamad amin
mr.mamad amin
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
عشقشون تو حلقم...خخخخخخخخخخخخ کار خانومه بوده حتما گیر داده این کارو بکنن
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات