هزار و يك غزل ناب دارم براي تو...
معرفي كتاب چهارصد غزل برگزیده‌ شاعران کهن و معاصر

هزار و يك غزل ناب دارم براي تو...

نویسنده : سایت جیم

 

«چهارصد غزل برگزیده‌ شاعران کهن و معاصر» با عنوان فرعی از هزارویک غزل شورانگیز نوشته غلامرضا ارژنگ از سوی انتشارات قطره روانه بازار نشر شد. ناشر در توضیح انتشار این کتاب آورده است: «شمار گویندگانی که در عصر ما غزل‌های نابِ شورانگیزِ سرشار از عشق و عواطف انسانی سروده‌اند بسیار فراوان است، درحالی‌که شاعران بزرگ گذشته بیش‌تر به سرودنِ غزل‌های عرفانی می‌پرداختند. از این رو بیش‌ترِ حجمِ این کتاب را غزل‌هایِ شاعرانِ معاصر در بر گرفته است. کوشیده‌ایم غزل‌هایی را برگزینیم که شاعر در سرودنِ آن‌ها، هنرمندیِ خود را، در بیانِ شور و حال خویش به زبانِ ساده به کار گرفته باشد، نه در به کاربردنِ تکلّف‌آمیزِ آرایه‌های شعری. در گزینشِ غزل، به شهرت و آوازه‌ شاعر، و فراوانیِ شمار غزل‌های او توجهی نداشته‌ایم، بلکه هرجا که غزلِ لطیفی یافته‌ایم که از شور و حال و تازگی برخوردار بوده، آن را برگزیده‌ایم، هرچند که گوینده‌ آن شهرتِ چندانی نداشته است.»
این کتاب ارزشمند در 310 صفحه و با قیمت 10هزار و 500تومان منتشر شده است.

منبع: خبرآنلاين

 

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨