چگونه به غیر تو امید بندم
برداشتی آزاد از مناجات امیدواران

چگونه به غیر تو امید بندم

نویسنده : مریم نیک‌پور

ای آن‌که هرگاه بندها از تو بخواهند اجابتشان می‌کنی و هرگاه چیزی را از نزد تو آرزو کنند به آروزهای‌شان می‌رسانی و بنده‌ها را مقرب و نزدیک می‌کنی! و هرگاه این بنده تظاهر به گناه کند، پرده‌ای بر گناهانش می‌پوشانی و هرگاه به تو توکل کند، برای او بس باشد.

خدایم؛ کیست که بر آستانت وارد شده باشد و تو از او پذیرایی نکرده باشی؟ کیست که از سخاوت‌های تو خواسته باشد و تو احسانت را پیش کش آن نکرده باشی!؟ حال خدایم؛ آیا خوشایند است که از درگاهت با محرومیت بازگردم؟ درحالی که جز تو سروری نمی‌شناسم با این همه احسان.

 

چگونه به غیر تو امید بندم در حالی که هر خوبی به دست توست و چگونه از تو جز تو را آرزو کنم که آفرینش و فرمان، خاص تو است؟ آیا امیدم را از تو ببرم؟ در حالی که از روی احسان‌هایت هر چیزی را که خواسته‌ام به من عطا فرمودی؟

آیا به مانند خودم محتاجم می‌کنی؟ درحالی که به رشته محکمت چنگ می‌زنم!؟ ای آن‌که قصد کنندگان به رحمتت خشنود و خوشبخت می‌شوند و آمرزش خواهان به انتقامت بدبخت. چگونه فراموشت کنم وقتی همیشه به یادم هستی؟ و چگونه از تو غافل باشم وقتی همیشه نگهبانم هستی!؟

 

خدایم من دستم را به دامن کرمت آویخته‌ام و برای رسیدن به عطاهای تو سفره آرزوهایم را گسترده‌ام، مرا به خلوص توحیدت خالص کن و از بندگان برگزیده‌ات قرار بده، ای آن‌که هر گریزانی به تو پناه می‌آورد و هر جوینده امیدی به تو امیدوار می‌شود. ای بهترین امید بخش، ای آن‌که در رحمتت بر روی همگان باز است و پرده درگاهت برای امیدواران گشوده است، از تو می‌خواهم به بزرگواریت، که بر من بنده از عطاهایت ببخشی و چشمم را روشن کنی به نعمت‌هایت!

خدایم از تو می‌خواهم که وجودم را سرشارسازی از امیدت، امیدی که آرامش را در وجودم بپروراند و من را برساند به یقینت! خدایم بر من منت بگذار و ناگواری‌های دنیا را برایم آسان گردان و پرده‌ها را از دلم کنار بزن و بینایم کن به لطف‌هایت! به مهربانیت، ای مهربان‌ترین مهربانان!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١١/٠٤
٠
٠
خدا سايه گستر لحظاتت...
korosh
korosh
٩٢/١١/٠٤
٠
٠
الهی آمین :))
m_meisam
m_meisam
٩٢/١١/٠٤
٠
٠
خدايا دوستت دارم
maede
maede
٩٢/١١/٠٤
٠
٠
"خدایم از تو می‌خواهم که وجودم را سرشارسازی از امیدت، امیدی که آرامش را در وجودم بپروراند"چه دعای قشنگی.امیدوارم...
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٢/١١/٠٤
٠
٠
مثل همیشه عالی ...سپاس
sherlok
sherlok
٩٢/١١/٠٤
٠
٠
درود و سپاس
علیرضا
علیرضا
٩٢/١١/٠٤
٠
٠
ای آن‌که هرگاه بندها از تو بخواهند اجابتشان می‌کنی و هرگاه چیزی را از نزد تو آرزو کنند به آروزهای‌شان می‌رسانی و بنده‌ها را مقرب و نزدیک می‌کنی! و هرگاه این بنده تظاهر به گناه کند، پرده‌ای بر گناهانش می‌پوشانی و هرگاه به تو توکل کند، برای او بس باشد. ببخش ما را... | خیلی ممنونم.
M_BARF
M_BARF
٩٢/١١/٠٤
٠
٠
عـــــآلی :))))))
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/١١/٠٥
٠
٠
یوسف مى دانست تمام درها بسته هستند...اما به خاطر خدا و به امید او حتی به سوی درهای بسته دوید و تمام درهای بسته برایش باز شد …“اگر تمام درهای دنیا هم به رویت بسته شدند ، به طرف درهای بسته بدو چون خدای تو و یوسف یکیست” ..... خيلـــــــــــــــي هم عالي (^_^) دست شما مرسي بالام جان :) هميشه بايد اونقدري به خدا اميدوار باشي كه جرات گناه كردن رو نداشته باشي واونقدري بترسي كه از رحمتش ناميد نشي.... تشكرات غليـــــــــــظ...
mohii-2
mohii-2
٩٢/١١/٠٥
٠
٠
خیلی ممنون:)
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/١١/٠٥
٠
٠
ممنون از شما :)
a_tayebii
a_tayebii
٩٢/١١/٠٦
٠
٠
تشکر
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨