زندگی با قرآن

زندگی با قرآن

نویسنده : salman-b

وقتی زن عموم که مدرس قرآن در مکتب نرجس بود، فوت کرد، بردیم توي حرم دفنش کنیم، شاید 500 نفر واسه تشییع جنازه آمده بودند، همه گریه می‌کردند، حتی کسانی که تا حالا هیچ احساساتی‌ در آن‌ها نديده بوديم. واسه مراسم هفتم 1000 نفر دعوت شده بودند که اغلب آمده بودند، قرآن‌های حزبی که داخلش 2صفحه از قرآن هست و حدودا دویست‌تايش می‌شود یك دور قرآن، 5 بار تمام دوره شد، تعداد فاتحه‌هایی که برايش خوانده شد، هم حسابش با خودتان، آن‌جا بود كه نتیجه زندگی همراه با قرآن را دیدم.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
میثم
میثم
٩١/٠٩/٢٢
١
٠
خدا رحمتش کنه. عجب توشه ای با خودش برده
fanaz
fanaz
٩١/٠٩/٢٣
٠
٠
چه قدر خوب میشد برای منم همینقدر میومدن و...
salman-b
salman-b
٩١/٠٩/٢٣
٠
٠
ایشالله آبجی
اسمانه
اسمانه
٩١/٠٩/٢٤
٠
٠
روحشان شاد
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
کاش به خودمان بیاییم

پیش به سوی نابودی

٩٥/١٢/٠٨
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
بخشندگی و دل بزرگی

عارضه های میانسالگی

٩٥/١٢/٠٧
زندگی کردن با نقاشی ات را دوست دارم

بابا لنگ دراز عزیزم

٩٥/١٢/٠٨
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
من هم یکی از آن 99 نفر هستم!

مجلس تحریم یا مجلس ترحیم؟

٩٥/١٢/٠٧
تبلیغات
تبلیغات