دلم برات تنگ شده ...
و کلام حرف ساده بین من و خدا

دلم برات تنگ شده ...

نویسنده : hoorieh

سلام خدایا؛ ببخشید که هر کاری می‌کنم اما اولش فراموش می‌کنم، اسم تو را بیاورم. خدا جان؛ تو بهتر از هر کسی دیگری می‌دانی که چقدر دلم برایت تنگ شده است. چقدر دلم می‌خواهد خالصانه صدایت کنم.

دیگر خسته شدم از این من. می‌خواهم بشوم آنی که تو دوست داری، می‌خواهم مثل خودت عاشق باشم. عاشق تو باشم خدایا.

 

تویی که بی منت برایم همه کار می‌کنی. و من حتی یک تشکر خشک و خالی هم از تو نمی‌کنم.

ببخش خدایا. ببخش به خاطر همه چیز، به خاطر همه کارهای بدی که کردم و توبه نکردم. تو باز هم مثل همیشه می‌بخشی من را خدایا؟ اما می‌دانم که من باز هم کار اشتباه می‌کنم. ولی خدایا، تو جلویم را بگیر؛ تو نگذار که من خطا کنم.

 

می‌دانم که صدایم را همیشه شنیدی. اما این منم که کر بودم و نشنیدم تو را. خدایا چقدر دلم برای عاشقانه دوست داشتن تو تنگ شده.

تنگِ تنگ ...

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
MILAD
MILAD
٩٢/١٢/٠٣
١
٠
ممنون واسه دلنوشته قشنگتون .
neyosha
neyosha
٩٢/١٢/٠٣
١
٠
خدایا چقدر دلم برای عاشقانه دوست داشتن تو تنگ شده. تنگِ تنگ ... چه زیبا:)) متشکرم:))
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/١٢/٠٣
١
٠
می‌دانم که صدایم را همیشه شنیدی. اما این منم که کر بودم و نشنیدم تو را. خدایا چقدر دلم برای عاشقانه دوست داشتن تو تنگ شده...تنگِ تنگ ... هيــــــــــــع..... دلنوشته قشنگي بود... تشكر :)
علیرضا
علیرضا
٩٢/١٢/٠٣
١
٠
خدایا،جلویم را بگیر؛ نگذار که خطا کنم. | خیلی قشنگ نوشتید ممنونم :)
s_kiani
s_kiani
٩٢/١٢/٠٣
٠
٠
خیلی قشنگ بود…دلتون همیشه خدایی!!
admin
admin
٩٢/١٢/٠٤
٠
٠
:|
neda_f
neda_f
٩٢/١٢/٠٤
٠
٠
خیلی زیبا:)
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/١٢/٠٤
٠
٠
قشنگ بود :)....ممنون
a_tayebii
a_tayebii
٩٢/١٢/٠٨
٠
٠
می‌خواهم مثل خودت عاشق باشم. عاشق تو باشم خدایا.
H_fateme
H_fateme
٩٣/٠١/٢١
٠
٠
ممنونم
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
مرکز مشاوره دکتر گل آبی

فعلاً خیالتان راحت باشد

٩٦/٠٣/٣١
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
می خواست زندگی کند

خفه اش کردیم

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات