ماجرای پرتاب سنگ من و غوزک پای مامانم!
خاطره

ماجرای پرتاب سنگ من و غوزک پای مامانم!

نویسنده : salman-b

دو هفته‌ی پیش بعد از سالی با خانواده رفته بودیم گردش. توی راه رسیدیم پای یک کوه که بابام گفت: »بیان از این بریم بالا!»

 لبه کوه که می‌شد از آن بالا رفت، یک متری عرض داشت. من و بابام سریع شروع به بالا رفتن کردیم. وسط مسیر که رسیدیم، نشستیم تا مامانم و خواهرم که در فاصله تقریبا 100متری ما بودند کم کم می‌آمدن بالا. من بخت برگشته یک سنگ تقریبا کوچک برداشتم و انداختم در فاصله دو متریم.

از بخت بد من، آن سنگ در همین لبه دو متری اینقدر رفت و رفت و همین‌طوری بالا و پایین پرید تا بعد از یک مسیر طولانی زارت خورد تو غوزک پای مامانم ! هنوز بعد از دو هفته پای مامانم ورم دارد ... خدایی آدم اینقدر بد شانس ممکنه؟!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩١/٠٩/٢٥
٠
٠
اشکال نداره از قصد که نبوده...خوب میشه.....براش گل بخر
salman-b
salman-b
٩١/١٠/٠٦
٠
٠
مشکل اینه که هنوزم ورم داره پاش
2nyadideh
2nyadideh
٩١/٠٩/٢٦
٠
٠
اشكال نداره. عمدي كه نبوده! شما بزرگ ميشي ! مامانتم بزرگ ميشه! يادتون ميره! شما بزرگ ميشي يادت ميره سنگ پرت كردن توي كوه كار اشتباهيه . بازم سنگ پرت ميكني!! مامانتم بزرگ ميشه و يادش ميره شما بايه سنگ غوزك پاشو داغون كردي. بازم باهات مياد كوه!!!!
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠١/٢٤
٠
٠
چه باحال!
پربازدیدتریـــن ها
آقا کجایی؟

سربازانت منتظرند

٩٥/١٠/٢٣
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
دلم اتفاقات خوب می خواهد

تولدم مبارک!

٩٥/١٠/٢٣
لبخندت برای من قدیمی نمی شود

من و خاطره یک نیمکت رنگ و رو رفته

٩٥/١٠/٢٣
سوغاتی برای دل خسته ما

مادربزرگ

٩٥/١٠/٢٣
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
تا رسیدن پول بروز ندهید!

دندان های نا اهل

٩٥/١٠/٢٥
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
شعری سروده خودم

گفتار در هم عشق

٩٥/١٠/٢٣
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
هوا خیلی خیلی پس است!

هوای این روزها

٩٥/١٠/٢٥
چتر صورتی و قدم های دو تایی

سه حرفی جمع و جور

٩٥/١٠/٢٥
تبلیغات
تبلیغات