در انتظار سال پیش

در انتظار سال پیش

شعری سروده خودم
Image caption شعری سروده خودم

جرات یک ‌روز بی‌تو ماندنم هرگز نبود...

پس چرا یک‌سال شد این دوری و من زنده‌ام؟

ناامید از آتی و در انتظار سال پیش

جایشان با هم عوض شد رفته و آینده‌ام

کِی؟ کجا گم کردمت؟  بُردی قمار و گم شدی

هستی‌ام هم "بُردی" و هم "بُرده‌ای"، بازنده‌ام...

آن [جهانِ با تو بودن]، این [عذاب] و درگذشت

خون دل‌ها خوردم از این تا ز آن دل کنده‌ام