این داغ را تازه نگه دارید!

امروز زمان خوبی برای گله مندی نیست...
Image caption امروز زمان خوبی برای گله مندی نیست...

همین چند روز پیش وقتی سالم و سرحال در حال رفتن به کلاس زبان بودم، سر خیابان اصلی پایم به یک آجر گیر کرد و زمین خوردم. شوکه روی زمین نشسته بودم و نه از درد، که از حیرانیِ افتادنم مات زده به عابران نگاه می‌کردم. مگر افتادن و لیز خوردن برای بچه‌ها نیست؟ پس من با آن وضعیت روی زمین در خیابان چه می‌کردم؟ 

گاهی ما از شدت اتفاقات بی‌تاب نمی‌شویم، از ناگهانی بودن‌شان است که بی‌نهایت دردمان می‌گیرد و شوکه می‌شویم. مثل دیشب که در لحظه‌ای، قسمتی از ایران لرزید و بعد شانه‌های خیلی‌ها را لرزاند. از صبح که عده‌ای به تحلیل نشستند، اندکی جوک می‌سازند، خیلی‌ها تسلیت می‌گویند، عده‌ای شایعه می‌سازند و... من همین‌طور بهت زده اخبار را دنبال می‌کنم.

 

از عقده‌گشایی‌ سیاسی تا جوک ساختن

چه موقع مردم ما وقت کردند که به پیج‌ها و اکانت‌های مسئولین سیاسی حمله کنند و این حجم از ناسزا را تایپ کنند تا خیال‌شان راحت شود که به قدر کافی مفید واقع شدند؟ ما از کی این‌قدر وقت نشناس بودیم و درست زمانی‌که به صبوری و دل‌گرمی همدیگر نیاز داشتیم، طغیان‌گر شدیم؟ از کی این‌قدر بامزه شدیم که از هر رویداد تاسف‌آوری جوک بسازیم؟ دقیقا همین امروز که نوبت کمک‌رسانی ماست، نشسته‌ایم به جوک ساختن یا عقده‌گشایی‌های سیاسی و جبهه‌گیری‌های احمقانه در برابر دین و مذهب! 

زلزله کرمانشاه 

 

شایعه؛ بلای بدتر از زلزله

خطرناک‌تر از زلزله، شایعات پس از آن است که اتفاقا ما استعداد خوبی در نشر و پخش آن داریم. در چنین اتفاقات ناگواری باید به یکدیگر آگاهی بدهیم. آگاهی به موقع و درست باعث تسریع و بهبود امدادرسانی می‌شود. انتشار عکس‌های قدیمی و متعلق به کشورهای دیگر باعث اتلاف وقت امدادگران می‌شود و موجب می‌شود که نیروهای امدادی برای برقراری آرامش، انرژی خود را صرف نقاطی کنند که در آن‌جا هیچ خبری نیست. امروز در حالی‌که رسانه‌های معتبر آمار رسمی برای تلفات می‌دادند و تصاویر واقعی منتشر می‌کردند، در گروه‌ها و کانال‌های تلگرامی شاهد آمار و تصاویر جعلی بودیم که دست به دست می‌چرخید. وقتی ما در فضای مجازی عکسی از تخریب خوابگاه دانشجویان در ایلام منتشر می‌کنیم، به حال پدر و مادری که فرزند دانشجویش در آن شهر درس می‌خواند، فکر می‌کنیم؟ وقتی خبر چند برابر شدن بلیت هواپیما به دست‌مان می‌رسد و به‌جای سرچ کردن در سایت‌های هواپیمایی و مطمئن شدن از صحت آن خبر، فقط دست به دست آن را می‌چرخانیم، به این فکر می‌کنیم که چطور اوضاع را بدتر می‌کنیم؟ با این‌که کمتر از 24 ساعت از این اتفاق می‌گذر فقط بشمارید که چند شایعه را خواندیم و پخش کردیم! 

زلزله غرب ایران 

 

این بار نه...! 

عده‌ای می‌گفتند دیشب، دقیقا وقتی غرب ایران لرزیده، تلویزیون ما هر برنامه‌ای پخش کرده جز اخبار زلزله را. از تبلیغ کفش گرفته تا سریال‌. حتی شبکه‌ی خبر هم از بارش برف در البرز، حرف می‌زده اما اگر واقعیت را بخواهید من به شخصه، همان وقتی که زلزله را حس کردم سریع تلویزیون را روی شبکه‌ی خبر زدم و زیرنویس زلزله را خواندم. بعد هم مصاحبه و گزارش از نقاطی که زلزله رخ داده بود، پخش شد. لزومی دارد شبکه‌های دیگر برنامه‌شان را قطع کنند و اخبار زلزله را پیگیری کنند؟ اگر این اتفاق بیفتد آن‌قدر تنش روانی مردم بیشتر می‌شود که در دیگر نقاط هم شاهد تلفات خواهیم بود! بگذارید همین‌جا خیال‌تان را راحت کنم. شایعه فقط به این معنی نیست که ما زیر یک عکس، توضیح نامربوطی بگذاریم و آن را پخش کنیم، همین که بدون اطلاع از صحت و سقم مطلبی آن را پخش کنیم یعنی ما هم در شایعه پراکنی مشارکت کرده‌ایم.

 زلزله در کرمانشاه

 

از گلایه کردن دست بردارید! 

قبول که دولت در این زلزله کم گذاشت. قبول که امداد به خوبی انجام نشد و قبول که ساختمان‌هایمان مشکل‌دار بود و... همه این‌ها قبول! اما یک لحظه بایستیم و به این فکر کنیم که به‌جای گلایه کردن و پشت هم خبر خواندن و بازنشر کردن، چه می‌شود کرد؟

نگویید کاری از دستتان برنمی‌آید. کمی فکر کنید... فکر کنید که می‌توانیم به بازسازی مناطق زلزله‌زده کمک کنیم. اگر توان مالی نداریم، خون بدهیم. لباس‌ گرم‌ و پتوهایمان را برایشان بفرستیم. اگر روان‌شناسیم و امکانش هست برای روحیه‌دادن به بازماندگاه به آنجا برویم. چیزی که در این حوادث نادیده گرفته می‌شود بُعد روحی افراد بازمانده است. آن‌ها اکنون بیش از غذا به بازسازی روحی نیاز دارند و شاید ما بتوانیم کمک‌شان کنیم. مدارس تخریب شده‌اند و شاید بتوانیم بخشی از هزینه ساخت مدرسه را از گوشه و کنار جمع آوری کنیم و از خیرین کمک بگیریم. الان کارهای زیادی است که می‌توانیم انجام دهیم و بزرگ‌ترینش این است که، فردا، پس فردا یا هفته‌ی دیگر همه چیز فراموش‌مان نشود و از یاد نبریم که خواهران و برادرانمان در گوشه‌ای از کشور به کمک ما نیاز دارند تا زخم‌هایشان التیام پیدا کند و به زندگی عادی بازگردند.