رگ خواب؛ داستان عشق و خیانت در دنیای مدرن

نگاهی به چهارمین فیلم سینمایی حمید نعمت الله
Image caption نگاهی به چهارمین فیلم سینمایی حمید نعمت الله

جالب است که «رگ خواب»‌، چهارمین ساخته سینمایی حمید نعمت الله، درست در روزهایی اکران شده که ماجرای توهین «بهناز جعفری» به خبرنگاران سوژه‌ای داغ است. شما هم حتما خبر دارید که خانم جعفری در نشست خبری سریال «زیر پای مادر»، به یکی از خبرنگاران توهین کرده که خماری و چیزی انداخته‌ای بالا و الی آخر. تهش هم که جلسه را ترک کرده است. از قضا همین آقای حمید نعمت الله، رامبد جوان، حامد بهداد و سارا بهرامی از کسانی بودند که از این رفتار بهناز جعفری دفاع کردند. اما این نخستین باری نبود که به این شکل به خبرنگاران توهین می‌شد. بار اول که ماجرای یکی از این دعواها حسابی داغ و رسانه‌ای شد در پشت صحنه همین فیلم «رگ خواب» آقای نعمت الله بود. جایی که لیلا حاتمی که ظاهرا علاقه‌ای به مصاحبه نداشته، ‌با اصرار خبرنگاران بالاخره حاضر به مصاحبه می‌شود اما در برابر سؤالات دم دستی آن‌ها عنان از کف می‌دهد و تعدادی از آن‌ها را می‌شوید و می‌چلاند و پهن نکرده،‌ رها می‌کند. حالا که فیلم روی پرده آمده، بهتر می‌توان حال و هوای لیلا حاتمی را درک کرد. به امید آن روز که حال خانم جعفری را هم بفهمیم. 

«رگ خواب» روایت داستان زندگی عاشقانه میناست. زنی که به تازگی از شر یک ازدواج ناموفق رها شده و در جامعه‌ای که رو به سوی مدرن شدن دارد، تلاش می‌کند استقلال خود را حفظ کند و بار مشکلاتش را به دوش پدر نیندازد. با این وجود به دلیلی که بیان نمی‌شود (شاید سرکوب شخصیت در زندگی قبلی) اعتماد به نفس پایینی دارد و در انجام کارها هول می‌شود و خرابکاری می‌کند. تا این‌که سر و کله کامران پیدا می‌شود. پسری خوش تیپ و خوش‌پوش که به مینا توجه نشان می‌دهد، مهربانی می‌کند و .... 

رگ خواب

«رگ خواب» روایت پر از ظرافت عاشق شدن و خیانت دیدن است. شاید پلات داستان چیز دندان‌گیری نباشد. داستانی است که ظاهرا هزار بار در سینمای ایران تعریف شده، اما ۳ چیز آن را با خیل آثار مشابه متفاوت می‌کند. اول فیلم‌نامه‌ای که توسط خانم معصومه بیات، بسیار زنانه و احساسی نوشته شده؛ دوم کارگردانی خیره‌ کننده حمید نعمت الله و سوم بازی فوق‌العاده لیلا حاتمی. بگذارید از لیلا حاتمی شروع کنیم. واقعیت این است که «رگ خواب» تا حدود زیادی متکی بر بازیگر است. اگر حاتمی موفق نمی‌شد زیر و بم و قبض و بسط‌های روحی شخصیت مینا را به درستی دربیاورد، کلیت فیلم از هم می‌پاشید. نمایش عدم اعتماد به نفس، عاشق شدن،‌ سرمست شدن از عشق،‌ سرد شدن،‌ طرد شدن و در نهایت اضمحلال شخصیت و به قهقرا رفتن و آن سکانس‌های ویران‌کننده اتوبان و تقابل نهایی در فست فود، ‌همه و همه در طول یک فیلم ۱۰۰ دقیقه‌ای و با حفظ پیوستگی حسی، نشان از بلوغ بازیگری لیلا حاتمی دارد. حضور در چنین فیلمی، آمادگی حسی و تمرکز بالایی می‌طلبیده که احتمالا عامل اصلی عصبانیت خانم حاتمی در جلسه با خبرنگاران هم بوده است. جایی که آن‌ها آمادگی او را به هم زدند. 

لیلا حاتمی در رگ خواب

اما برسیم به عامل دوم یعنی آقای کارگردان، حمید نعمت الله. کارنامه او را که نگاه می‌کنیم از «بوتیک» تا «بی پولی» و «آرایش غلیظ» با کسی طرفیم که اولا کم کار و وسواسی است. ثانیا هر کدام از فیلم‌هایش به شدت متفاوت و محل توجه بوده‌اند. ثالثا او فیلم‌نامه همه آثارش را خودش نوشته اما در مورد «رگ خواب»‌ از این قاعده عدول کرده است. او نگارش شرح احساسات مینا را به یک زن سپرده و از آن‌جا که زنان احساسی‌تر به مسائل نگاه می‌کنند، دکوپاژ خود را هم به شدت زنانه کرده است. هنر واقعی او در فضاسازی درست است. پوستر فیلم را ببینید. زنی با پالتوی قرمز که همه جا نشانه اغواگری و عشق است، در این نما تنها حسی که به مخاطب می‌دهد تنهایی است و نگاهی که زن به خودش دارد و همیشه در آینه دنبال اشکالاتش می‌گردد. اما نقطه اوج کارگردانی حمید نعمت الله که نشان‌دهنده هوش بالا و سریع الانتقال بودن اوست، استفاده لحظه‌ای از طوفان شنی است که چند سال پیش و در روند فیلمبرداری «رگ خواب» در تهران اتفاق افتاد. نعمت الله به خوبی از این واقعه در راستای نمایش طوفانی که تصور پوشالی مینا را از زندگی با کامران به هم می‌ریزد و در عین حال تنهایی و بی‌پناهی او را به تمامی نمایش می‌دهد، استفاده کرده است. ظرافت‌هایی نظیر شکل گرفتن رابطه در فست فود که گویای سطحی بودن آن است تا استفاده از گربه، به عنوان نمادی از شخصیت کامران و ... هم هر یک در جای خود قابل توجه‌اند.

حمید نعمت الله، لیلا حاتمی و کوروش تهامی در رگ خواب

اما عامل سوم یعنی فیلم‌نامه خانم معصومه بیات هم نقطه قوت فیلم است و هم نقطه ضعف آن. نقطه قوت است از آن جهت که ما را به عمق نگاه یک زن به عشق و خیانت می‌برد؛ و نقطه ضعف است چرا که مانند زنی که وقتی عاشق می‌شود، چشمش را روی خیلی مسائل می‌بندد، خیلی از سؤالات منطقی مخاطب را بی‌جواب می‌گذارد. سؤالاتی درباره زندگی قبلی مینا، این‌که چرا با وجود تحقیر شدن به دامن خانواده‌اش پناه نمی‌برد و... که ممکن است از باورپذیری اثر بکاهد.

به این ترتیب باید گفت «رگ خواب» فیلمی بسیار خوش‌ساخت است اما بی اشکال نیست. فیلمی است که از جهت احساسی حسابی درگیرتان می‌کند و اگر اهل فن باشید، کارگردانی‌ و بازی بازیگر اصلی‌اش حسابی سر ذوق‌تان می‌آورد اما طعم گس و تلخ آن هم تا یکی دو روز با شما باقی خواهد ماند و حال‌تان را خواهد گرفت. تماشایش را توصیه می‌کنم و آن را غنیمتی می‌دانم در سینمای ایران؛ اما این‌قدر تلخ است که مطمئنم دو بار به تماشایش نخواهید نشست.